موسیقی (ساز و آواز)، گویی همزاد بشر بوده است. به قول فارابی در پایان کتاب الموسیقی الکبیر، موسیقی مثل نمک برای غذاست، همانطور که غذای بدون نمک قابل خوردن نیست، زندگی بدون موسیقی هم شیرین و قابل تحمل نیست. در منابع تاریخی دهها نوع موسیقی ذکر شده که مردم برای تسهیل رنج و سختی کار و زندگی و معاش خود، برای آیینهای ملی و دینی خود، برای مناسک و عبادات خود، برای دوران جنگ و صلح خود، موسیقی ساخته و اجرا کردهاند و بنده به بسیاری از این موسیقیها در کتاب موسیقیشناخت خود اشاره کردهام.
یکی از کارکردهای مهم موسیقی، همگرایی، همبستگی، ایجاد همدلی، تقویت حسّ نوعدوستی، ایجاد شوق و غرور میهندوستی، تشویق برای رفتن به جنگ و جانفشانی کردن و فداکاری و… است. متأسفانه فهم نادرست از این هنر خدادادی باعث شده که قرنها مذاهب مختلف مسیحی و یهودی و حتی برخی مذاهب اسلامی با اصل و اساس موسیقی مخالفت و مقابله کنند. یادم هست در یکی از این کتابهایم که درباب موسیقی از منظر فلسفی موضوع را بررسی میکردم، نوشتم که افلاطون در رسالۀ جمهوری خود توصیه به موسیقی برای تربیت روح و ورزش ژیمناستیک را برای ورزیدگی جسم میکرد، در عین حال پرهیز میداد که ممیزان موسیقی در کاری که نمیشناسند دخالت نکنند که تبعات سوئی در پی خواهد داشت. دو هزارسال پیش یک فیلسوف بزرگ که حتی برخی او را در حدّ پیامبری بالا برده بودند، چنین سخن باارزشی بیان میکند. اما اهل شریعت که همواره نگران دین و آخرت مردم بودهاند، گاه در اموری مثل موسیقی که در آنها تخصصی نداشتهاند، از اجرای موسیقی ممانعت کرده و صدای برخاسته از چوب و سیم را هم حرام و حتی خرید و فروش آن را فعل حرام دانسته بودند.
داستان تحریم موسیقی
با ظهور دین مبین اسلام، گروهی از مشرکین ساز مخالف کوک کردند و با پیامبر سرِ ستیزه پیش گرفتند. با نزول تدریجی قرآن، آیات به مناسبتها و رویدادهای اجتماعی در شأن برخی نازل میشد. یکی از آیات دربارۀ مردی به نام نضر بن حارث از سران مشرکین بود. او شاعر، نوازندۀ عود و تاجر برده (نخّاس) بود و احتمالاً فارسی هم فراگرفته بود. در دربار خسروپرویز ساسانی جایگاهی داشت. متوجه شد که برای شاه داستانهای اساطیری رستم و اسفندیار نقل میشود. این داستانهای حماسی سخت در جان او اثر کرد و با خود گفت من هم میتوانم با نقل این داستانها مانع گرویدن مردم به دین اسلام شوم. چنانکه در تفاسیر نقل است به مردم میگفت من بجای قصههای عاد و ثمود و لوط و نوح، برایتان از بدایع قصص ایرانباستان حکایتهای نغز و شنیدنی دارم و داستانهای اساطیری را احتمالاً به صورت شعر و همراه با ساز برای نومسلمانان اجرا میکرد. اینجا بود که خدا در شأن او آیۀ شش سورۀ لقمان «و مِنالناس مَن یَشتری لَهوَالحدیث لِیضلَّ عن سبیلِ الله و..» را نازل کرد و مردم را بیم داد که فریب مکر او را نخورند. در واقع اولین تقابل سیاسی با دین از سوی مشرکین با ابزار شعر و موسیقی صورت گرفت.
ادامه دارد
اکبر ایرانی
مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب
