کد خبر:54078
پ
اکبر ایرانی

جنگ و همبستگی ملّی (5)

چرا اکنون جای صدها هنرمند و خواننده در این شرایط خاص تاریخی برای همراهی و همکاری و همبستگی ملی خالی است؟

پیشتر گفتم که نضر بن حارث که شخصیتی شناخته شده، شاعری هنرمند و اهل موسیقی بود، از قالب «حماسه» برای انحراف اذهان نومسلمانان بهره جست. مگر اعراب جاهلی که خود گنجینۀ شعری ارزشمندی چون «مُعَلّقات سَبع» (آویزه‌های شعری هفتگانه) داشتند و سیرۀ بنی‌هلال و عَنترة بن شداد در اشعار حماسی آنان ذکر شده، چرا نضر از آنها برای جلب نظر باورمندان خود سود نجست و به ادبیات حماسی ایرانیان دست یازید؟ این موضوع نقش تأثیرگذار ادبیات حماسی ایرانی را می‌رساند. شعر و موسیقی حماسی همواره برای تحریک و تشویق جنگجویان بکار می‌رفته است. نضر بن حارث با قدرت نرم ادبیات اسطوره‌ای ایرانی به قصد تحریک احساسات مردم نومسلمان موسیقی را با آن بهم درآمیخت. یادم نیست چه کسی از علمای عرب چنین سخنی را گفته که: اگر ما هم مثل ایرانی‌ها کتابی حماسی چون شاهنامه داشتیم، ملتی مقاوم با هویت ملی و تاریخی تأثیرگذاری بودیم، چون به منابع و اینترنت دسترسی ندارم نمی‌توانم سند این گفته را پیدا کنم، ولی یادم هست جایی خوانده بودم که گویا طه حسین ادیب سرشناس مصری گفته بود که اگر ما شاعری مثل فردوسی و کتابی مانند شاهنامه داشتیم، زبانِمان عربی نمی‌شد. فردوسی می‌گوید:

پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند

آیا متون حماسی ایلیاد و اُدیسۀ هومر یونانیان و گیلگَمش اهالی بین‌النهرین و … توانسته‌اند با شاهنامۀ فردوسی هماوردی کنند؟ ایرانیان مستحِقِّ چنین تاریخ و فرهنگ اصیل بزرگی بوده‌اند که خالق شاهنامه برای آنان رستم دستان را به یادگار گذاشته است. شاهنامۀ فردوسی به عنوان مهم‌ترین حماسۀ ملی ما ایرانیان، نقش بی‌بدیلی در شکل‌گیری هویت ملی و حفظ زبان فارسی و معرفی الگوهای قهرمانی و پهلوانی داشته است. حماسه‌ها تنها داستان‌های گذشته نیستند، بلکه روایتی هستند زنده از روح یک ملت که با قهرمانی‌ها، فداکاری‌ها و ارزش‌هایشان، همواره الهام‌بخش همبستگی و اتحاد ملی بوده‌اند.

نگارنده در کتاب «موسیقی‌شناخت» خود ذیل مبحث «موسیقی و جنگ» به کارکردهای موسیقی در جنگ‌ها اشاره کرده‌ که چگونه از این هنر تأثیرگذار برای تحریض و تشویق و تحریک جنگجویان استفاده می‌شده است. در بخش اول این سلسله یادداشت‌ها به موسیقی‌های حماسی تولیدشده در آغاز جنگ تحمیلی اشاره کردم که چگونه بزرگانی چون خسرو آوازِ ایرانْ زنده‌یاد محمدرضا شجریان که «دگر مادر گیتی چو تو فرزند نزاید» اشاره کردم در دو آلبوم «چاوش و شیدا» چه نقش‌آفرینی‌هایی کردند. البته چندباری که توفیق حضور در جبهه‌ها را داشتم، باید به نقش ارزشمند صادق آهنگران مداح خوش‌سوز و صدای دوران دفاع مقدس هم اشاره کنم که در روحیه دادن و تقویت قوای معنوی جوانان رزمنده بسیار مؤثر بود. راستی چرا اکنون جای صدها هنرمند و خواننده در این شرایط خاص تاریخی برای همراهی و همکاری و همبستگی ملی خالی است؟ احتمالاً برخی دلایلش را می‌دانیم ولی اکنون زمان طرح علل و اسباب آن نیست. اگر هنرمند دردمندی مثل محسن چاوشی که همه با صدای خاصّ او در اجرای آهنگین و دلنشین «غزلیات شمس» خاطره داریم، اکنون پا به عرصۀ نبرد می‌گذارد و موسیقی حماسی «حسبی الله» را می‌خواند و حتی تحسین رئیس شورای امنیت ملی را برمی‌انگیزد، اما چرا صدایی غیر از معدود خوانندگان شهیر معاصر بلند نمی‌شود که جای بسی تأسف است!؟

 

یادی از محمد نوری و آهنگ ایران او

زنده‌یاد محمد نوری تحت تأثیر شرایط بحرانی جنگ تحمیلی با آن دانگ بالا و حنجرۀ پولادین، شعر «ايران» سرودۀ تورج نگهبان با آهنگ‌سازی محمد سریر را در آلبومی با عنوان «دلاویزترین» در سال 1360با شوری سرشار از عشق به وطن و تهییج احساست ایران‌دوستی خواند و نوای آن در دلهای همۀ ایران‌دوستان طنین‌افکن شد که مجدداً در جنگ 12 روزه با تلفیقی از مضامین حماسی مذهبی بازخوانی شد. خدا را شکر که امثال نوری‌ها را داشته‌ایم که برای امروزمان آثار ماندگارشان برای برانگیختن تعلقات وطن‌دوستی با سبکی انقلابی بازخوانی می‌شود، که البته اکنون وقت بحث دربارۀ حقوق مالکیت فکری و قوانین مربوط به آن نیست. از حق نگذریم موسیقی پس از انقلاب هم رونق چشمگیر یافت و هم به بسیاری از موسیقی‌دانان در باب ممیزی اشعار و اجراها و هم وجود بانوان بین نوازندگان و خوانندگان جفاها شد که امیدوارم زمانی برسد و جبران کنند و از آنها دلجویی شود. در یک جشنواره‌ای که امسال شرکت کرده بودم، پیش از شروع برنامه و اجرای موسیقی، بانوی نوازنده‌ای پشت تریبون رفت و با چشمی گریان خطاب به وزیر محترم فرهنگ گفت: «آقای وزیر! من که اکنون در این جمع شرکت دارم و گروه موسیقی را همراهی می‌کنم، هفته پیش در اصفهان چون یک زن بودم مانع اجرای من شدند، چه کسی مسئول این دوگانه‌سازی است؟»
طبیعیست وقتی قانون در کشور ضمانت اجرا نداشته باشد یا اساساً در آن ضعف و کاستی باشد، نُطق هنرمند کور ، مأیوس و سرخورده می‌شود و این سوء تدبیرها طرد همبستگی ملی و به دوقطبی شدن جامعه دامن می‌زند. دو هزار سال پیش افلاطون گفت که ممیزان موسیقی نباید کاری کنند که هنر و هنرمند دلمرده شوند و نتوانند در جامعه هنر خود را عرضه کنند، اما هنوز مسأله ممیزی در فرهنگ و هنر کشور یکی از معضلاتی است که منتظر راهکاری به صواب است.
اما اکنون برای تلطیف و نمکین کردن این بحث بخشی از شعر مرحوم تورج نگهبان را که سهم بسیاری در حفظ و اشاعۀ موسیقی اصیل ایرانی در قبل و بعد از انقلاب داشت، به اشتراک می‌گذارم، شعری که شادروان محمد نوری به عنوان یک شاهکار هنری از خود برجای گذاشت:
شرح این عاشقی… ننشیند در سخن؛ که بهر عشق والای تو همه جهان نیارزد!
ای ایران ایران! دور از دامان پاکت دستِ دگران، بد گُهَران
ای عشق سوزان! ای شیرینترین رؤیای من، تو بمان؛ در دل و جان…
ای ایران ایران! گلزارِ سبزت؛ دور از تاراج خزان، جور زمان
ای مهرِ رخشان، ای روشنگر دنیای من به جهان؛ تو بمان …..

 

اکبر ایرانی
مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب

 

کلیدواژه : جنگ و همبستگی ملی
مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612