دویست و ششمین نشست مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب به مناسبت روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد محمدحسین شهریار، با عنوان «تداوم سنت فارسینویسی، از قطران تا شهریار» روز شنبه ۲۸ شهریورماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
در این نشست اکبر ایرانی، مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب، محمدرضا ترکی با موضوع «نگاهی دیگر به ایوان مدائن خاقانی»، بابک خضرایی با موضوع «نگاهی به اشعار مجالس در جامع الالحان عبدالقادر مراغی»، ایرج شهبازی با موضوع «ادبیات فارسی، منبعی برای ایرانشناسی» و ناصر نیکوبخت با موضوع «نقش نویسندگان آذربایجان در ترویج زبان فارسی و تقویت هویت ایرانی با معرفی شرافت الانسان» به صورت حضوری سخنرانی کردند و سخنرانی محمود امیدسالار با موضوع «زبان فارسی و نقش آن در فرهنگ ملی و روابط سیاسی ایران» نیز در جلسه پخش شد.
همچنین سخنرانیهای ضبطشدۀ حسن امین لو با موضوع «کلیدواژههای مثنوی گلشن راز شبستری»، حسن انوری با موضوع «زبان و ادب فارسی در آذربایجان»، علی خواجهدهی با موضوع «تضمین غزلی از حافظ، شاهزاده خانم قاجار عباسه عضدی»، باقر صدرینیا با موضوع «غنیزاده سلماسی شاعر و روزنامهنگار پیشگام آذربایجان در عصر مشروطه»، جمشید علیزاده با موضوع «عشق شهریار به زبان فارسی»، محمود فتوحی با موضوع «بازآفرینی ایران ساسانی در مکتب ادبی آذربایجان، قرن چهارم تا هفتم» و مریم مشرف با موضوع «زمینههای اجتماعی شعر فضولی» در آپارات و سایت مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب منتشر شده است.
در ابتدای این نشست دکتر ایرانی با بیان این که فهرست انتشارات مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب گویای ظرفیت زبان پارسی است، اظهار کرد: آثار منتشرشده نشان میدهد پارسی زبان علم، تاریخ، فلسفه و ادب بوده است.
وی همچنین با تأکید بر این که مؤسسهٔ میراث مکتوب، با تکیه بر سه دهه تجربه و شبکهٔ گستردهٔ مصححان و پژوهشگران، میتواند پل میان سنت و علوم مدرن باشد، اظهار کرد: میراث مکتوب با انتشار متون تصحیحشده عملاً پیکرهای از متون معتبر پارسی تولید کرده است که میتوانند زیربنای آموزش مدلهای هوشواره (هوش مصنوعی) به زبان پارسی باشند.
وی گفت: مؤسسه میراث مکتوب میتواند با همکاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی و انجمنهای علمی در واژهسازی تخصصی برای علوم جدید نقشآفرین باشد. همچنین مؤسسه میتواند دورههای آموزشی «زبان پارسی علمی» برای پژوهشگران جوان برگزار کند.
وی از همکاری مؤسسۀ میراث مکتوب با انتشارات بریل و انتشار آثار میراث مکتوب در سطح جهانی نیز به عنوان دستاوردی بزرگ و با ارزش یاد کرد و در عین حال از اقتصاد زبان و اقتصاد کتاب به عنوان چالشهای پیش روی مراکز پژوهشی و انتشارات زبان فارسی سخن گفت.
وی در بخش دیگری با تأکید بر ضرورت همافزایی با زبانهای حوزهٔ تمدنی، گفت: زبان پارسی، تنها زبان ایران نیست، زبان نیاکان است. زبان تاجیکی و دری است. زبانی میانجی و میراث مشترک همه همزبانان و همفرهنگان است.
وی همچنین با اشاره به در آستانۀ تأسیس بودن بنیاد زبان ترکی، آن را اقدامی خوب توصیف کرد و گفت: با وجود اختلافنظرهایی که در رابطه با مبحث زبان ملی و زبان مادری وجود دارد، باید اذعان کرد ما اقوام مختلفی که قرنها در این سرزمین در کنار هم زیستهایم ریشههای تاریخی و فرهنگی مشترکی داریم و لازم است که فرهنگ ایرانی و داشتههای تمدنی ما به زبانهای همه اقوام ایران بیان و معرفی و تدریس شود. همچنین با گشوده شدن این فضا امکان مطالعات تطبیقی بیش از پیش فراهم خواهد شد.
برای مطالعه متن کامل سخنرانی دکتر ایرانی کلیک کنید.
دربارۀ «ایوان مدائن» سرودۀ خاقانی
در بخش دیگری از این نشست محمدرضا ترکی، دربارۀ سرودۀ خاقانی دربارۀ ایوان مدائن سخن گفت و در آغاز اظهار کرد: قالب شعری «ایوان مدائن» قصیده نیست بلکه قطعه است و خود خاقانی هم در همین شعر به این نکته اشاره کرده است.
وی از مرآت الصفا به عنوان معروفترین قصیده خاقانی نام برد و گفت: بسیاری تصور میکنند که ایوان مدائن معروفترین سرودۀ خاقانی است اما اگر گسترۀ زمانی سروده شدن تاکنون را در نظر بگیریم مرآت الصفا معروفترین شعر اوست که اشعاری که شاعران به استقبال آن سرودهاند خود در حد یک کتاب حجیم است. اما مشهورترین سرودۀ خاقانی در دوران معاصر ایوان مدائن است.
وی همچنین با اشاره به تقابل میان ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام در اندیشۀ برخی افراد، چنین رأیای را ناصواب دانست و گفت: یکی از باورهای غلط دربارۀ قصیدۀ ایوان مدائن خاقانی این است که گفتهاند او در ابتدای زندگیاش فرد دینداری بوده و به سفر حج میرفته است اما در آخرین سفر حج خود و پس از این که در ارتباط با اعراب با دشواریهایی مواجه شده، دلزده میشود و سپس در مسیر بازگست با دیدن ایوان مدائن متأثر میشود و به یاد ایران پیش از اسلام میافتد و در نتیجه از اعتقادات گذشتۀ خود بازگشته و به ذم اعراب پرداخته و ایرانیان پیش از اسلام را مدح کرده است.
وی این نگاه به خاقانی و شعر ایوان مدائن را نادرست دانست و گفت: کلمۀ اعراب به عربهای بادیهنشین اشاره دارد و ذم این افراد ذم مسلمانان و عربهای حجاز نیست. علاوه بر این خاقانی سه بار به حج رفته و شواهد نشان میدهد که این شعر مربوط به نوبت سوم سفر او به حج نیست بلکه در 30 یا 33 سالگی او سروده شده است. بنابراین او پس از سرودن این شعر هم باز به سفر حج رفته است.
نقش نویسندگان آذربایجان در ترویج زبان فارسی و تقویت هویت ایرانی با معرفی شرافت الانسان
ناصر نیکوبخت نیز در سخنرانیاش با موضوع «نقش نویسندگان آذربایجان در ترویج زبان فارسی و تقویت هویت ایرانی با معرفی شرافت الانسان» از زبان فارسی به عنوان زبان ارتباطی مشترک یاد کرد و با تشریح جایگاه تاریخی آذربایجان در گسترش زبان و ادب فارسی، به معرفی برخی اسناد تاریخی در خصوص نقش رجال آذربایجان در تمدنسازی ایرانی پرداخت.
وجود مقبرة الشعرای سرخاب تبریز، سفینۀ بولونیا به عنوان مجموعه و جنگی از اشعار هشت شاعر کمتر شناخته شدۀ قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است، دانشگاه ربع رشیدی، ادبای فارسیگوی آذربایجان و شروان و اران، از شماخی و دربند تا باکو و گنجه و به طور مشخص دو شاعر برجسته یعنی نظامی گنجوی و خاقانی شروانی، مواردی است که نیکوبخت دربارۀ آنها توضیحاتی ارائه کرد.
وی سپس دربارۀ جایگاه کتاب حقیقة البیان و شرافة الانسان اثر حاج محمدعلی بن اسکندر، از صوفیان اواسط دورۀ قاجار و متولد شماخی، سخن گفت و اظهار کرد: موضوع اصلی این کتاب نوعی بازتولید ژانر داستانی شکایات حیوانات از ظلم و ستم بنیآدم است؛ با این تفاوت که مؤلف، داستان اصلی را بر خلاف شیوههای دیگر موجود روایت، با تمسک به آموزههای عرفانی به سبک و سیاق دیگری نقل کرده است.
وی با اشاره به در دست چاپ بودن این کتاب، گفت: من نسخۀ این کتاب را در گنجینۀ عظیم نسخ خطی فارسی در آکادمی ملی بخارست دیدم و این کتاب توجهم را بیش از هر نسخۀ دیگری جلب کرد؛ زیرا تا کنون نامی از این اثر و مؤلف در هیچ تذکرهای نیافته بودم و از طرف دیگر سبک نگارش و محتوای عرفانی آن و مجالس مصورش ایجاب میکرد این نسخه از زاویه خمول و گمنامی خارج شود.
زبان مردم تبریز تا ابتدای قرن نهم ترکی نبوده است
در بخش دیگری از این جلسه بابک خضرایی در سخنرانیاش با موضوع «نگاهی به اشعار مجالس در جامع الالحان عبدالقادر مراغی»، گفت: مراغی در این کتاب اشعاری در 45 مجلس فراهم کرده است. این اشعار با موضوعات مختلف و برای مناسبتهای گوناگون دستهبندی شدهاند و اصطلاحا برای مناسبخوانی فراهم شده است.
وی با بیان این که عبدالقادر کتابی مفصل با عنوان کنز الالحان داشته که به دست نیامده است، گفت: این رسالۀ بسیار جالب حدود سال 750 در اصفهان نوشته شده و در آن به ساخت سازها پرداخته است.
وی همچنین از دوستی و همنشینی عبدالقادر مراغی با سلمان ساوجی سخن گفت و اظهار کرد: سلمان در شعرهایش مراغی را ستایش کرده و او را با این تعبیر که «چشم مانند تو ندیده» توصیف کرده است. من توصیه میکنم اگر کسی قصد تصحیح دیوان سلمان ساوجی را داشت حتما کتاب مجالس مراغی را هم ببیند.
وی با اشاره به دیگر ارتباطات مراغی گفت: کججی هم برای مراغی اشعار متعدد سروده است. تیمور هم مراغی را با لفظ هنرمند توصیف کرده است. سلطان احمد جلایر نیز که یک شاهزادۀ فوقالعاده تربیت شده و موسیقیدان حرفهای است، همنشین و معاشر مراغی بوده و مراغی اغدوار و شرفیه را نزد سلطان احمد خوانده است.
وی با اشاره به تاریخ 818 قمری درج شده در یک نسخۀ مجالس که به خط خود مراغی کتابت شده، گفت: نکتۀ جالبی که در مجالس و در بخش اشعار محلی نقل شده دیده میشود این است که از جمله اشعاری به زبان تبریزی است، ذکر شده و این نشان میدهد که تا اوایل قرن 19 نیز هنوز زبان تبریز زبان ترکی نبوده است.
ادبیات فارسی، منبعی برای ایرانشناسی
ایرج شهبازی در سخنرانیاش با موضوع «ادبیات فارسی، منبعی برای ایرانشناسی» گفت: کتابهای تاریخی ارزشمندند اما در روایت تاریخ خللها و خلأهای فراوانی دارند؛ به این دلیل که به سفارش قوم غالب نوشته شدهاند یا نظر حامیان تألیف کتاب تأثیرگذار بوده است.
وی با بیان این که در صدر منابعی که میتوان برای تکمیل درک ما از تاریخمان از آنها بهره برد، متون ادبی و هنری است، اظهار کرد: رشتههای علوم اجتماعی و تاریخ از اطلاعات مستقیم متون ادبی استفاده میکنند اما علاوه بر این ما میتوانیم استفاده غیرمستقیم هم از این متون ببریم.
وی با بیان این که گفته میشود هر چه متنی ادبی کمتر دارای ارجاعات به پدیدهها و رویدادهای عینی داشته باشد از نظر ادبی نابتر است، افزود: ما میتوانیم از تک کلمات، صور خیال، تعابیر و … به عنوان یک مؤلفه و بستهای که ما را به جهان زمان مؤلف منتقل میکند و از منظر روانشناختی و جامعهشناختی ارجاعاعتی با خود دارد، بهره ببریم.
وی سپس با بیان این که حفظ قهرمان ایهام در زبان فارسی است، گفت: اگر حافظ زبان ایهام را انتخاب نمیکرد آن چنان که شایسته بود نمیتوانست ریاکاری شایع در زمان خود را انعکاس دهد. بنابراین به کار رفتن زبان ایهام در اوج خود در زبان حافظ گویای وجود چنین پدیدهای در جامعه است.
وی با تأکید بر امکان پی بردن به ساختار یک جامعه در یک مقطع زمانی از طریق تحلیل متن ساختار ادبی به آن دوره و جامعه، گفت: یکی از نکاتی که دربارۀ شعر حافظ برجسته است، استقلال معنایی ابیات اوست، که استاد خرمشاهی زمینۀ آن را الهام گرفتن حافظ از قرآن است، اما استاد حقشناس یک گام پیشتر رفته و از نظر شوان بهره برده است.
وی ادامه داد: به عقیدۀ شوان، متفکر سنتگرا، جوامعی که به یک مبدأ یا محور باور دارند میتوانند از نظر روساخت گسسته و پریشان باشند اما زیرساخت و ژرفساختشان دوری است و حول یک محور میچرخد. اما جوامع دیگر دارای روساخت پیوسته و ژرفساخت خطی هستند.
وی گفت: بر اساس این نگاه میتوان گفتابیات غزل حافظ در روساخت گسسته است اما بطن و متن همه ابیات عشق و رندی است و این نشاندهندۀ ساختار یک جامعۀ ایرانی و اسلامی در آن زمان است.
وی در پایان گفت: در واقع ادبیاتشناسی یعنی ایرانشناسی و ما هر چقدر ادبیات فارسی را بهتر بشناسیم ایران را هم بهتر خواهیم شناخت.
