شهادت دکتر علی لاریجانی باعث تأسف و نگرانی شدید گردید. او از جمله مدیرانی بود که گمان میکردیم توان ایجاد موازنه و تعادل بین جناحها و سلایق مختلف کشور را دارد. با ذکر دو خاطره یاد ایشان را گرامی میدارم.
سال ۷۲ که ایشان تازه وزیر ارشاد شده بود، با تأسیس دفتر نشر میراث مکتوب به مدیریت اینجانب موافقت کرد. دولتش مستعجل بود و به ریاست تلویزیون منصوب شد. مدیری مدبّر، خلاّق، توانمند و مقتدر بود. بودجۀ کلانی به آن سازمان تزریق کرد و رونقی به آن سازمان بخشید. اما برنامۀ “هویت” تولید و پخش شد که قاعدتاً برخلاف نظر او بود. در آن مستند، به بزرگانی چون مرحوم عبدالحسین زرّینکوب، مورّخ، نویسنده و ادیب کمنظیر بیمهری شد. یادم هست بعدها که در زمان مدیریت استاد دکتر مهدی محقق که توسط دکتر مهاجرانی به ریاست «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» منصوب شد، روانشاد زرینکوب در آیین بزرگداشت خود گفت نمیدانم برنامۀ “هُوُیت” را چرا علیه من ساختند که البته بعد با ارسال یک جلد قرآن کریم از من تفقد و دلجویی نمودند.
دکتر لاریجانی البته در ایام مبارزات انتخاباتی خود در کلابهاوس جواب این شُبْهه را داد و شفافسازی کرد. لاریجانی نخبهشناسی برجسته بود. هرجا بود از نخبگان حمایت میکرد. وقتی ریاست مجلس را برعهده داشت، مورخ و نویسنده معاصر حجةالاسلام رسول جعفریان را بر ریاست کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی برگزید. با حمایت مادی و معنوی او از جعفریان، درواقع لاریجانی منشأ تحولی بزرگ در آن کتابخانه شد تا جایی که در مدت کوتاهی حدود ۲۴ هزار نسخه خطی فهرستنویسی و هزاران نشریه دیجیتال شد و جعفریان تصویر همه این نسخهها را برخط و در دسترس محققان قرار داد و بعدها شاهد بودیم که چه توسعهای در حوزۀ احیای نسخ خطی در کشور صورت گرفت.
با رفتن لاریجانی، جعفریان هم لاجرم رفت و کسانی جایگزین او شدند که میگفتند «این کتابهایی که در زمان جعفریان چاپ شده حتی ارزش خمیر کردن هم ندارد»! ببینید عملکرد لاریجانی و فهم او در جایگاه ریاست مجلس این نهاد قانونگذار چه بود و بعد چه شد؟ جای آن است که خون موج زند در دل لعل. آن زمان وقتی این گفته را شنیدم، یاد این شعر حضرت سعدی افتادم که:
ریاست به دست کسانی خطاست
که از دستشان دستها بر خداست
به هر حال فراز و نشیبهای سیاسی در این کشور، او را هم از بیمهریها بینصیب نگذاشت و با دوبار ردّ صلاحیت او از نامزدی ریاست جمهوری، گسل ملت-دولت و دوقطبی و تقابل ملت-ملت فزونی گرفت و اکنون دشمن با حذف او از صحنۀ مدیریت بحران، گام بلندی برای حذف دیپلماسی عقلانی برداشته است. او کسی بود که میتوانست نخ تسبیحی در این ایام پرخطر و سرنوشتساز باشد.
درست است که قدرت موشکی ما اکنون خواب از چشم دشمنان ربوده است، اما به قول امیرکبیر شهید: این “نوک قلم و قدرت انشائی” است که در کنار قدرت نظامی کار را پیش میبَرد و اکنون با حذف لاریجانی این امید بر فرجی “مِنْ حیثُ لایحتسب” است.
اکبر ایرانی
مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب