به نام خداوند
حدود ده سال قبل، در رسانهها و فضای مجازی خبری از کشف یک دیوان حافظ 700 ساله در شهر کلکتۀ هندوستان منتشر شد که گویا در دوران حیات خجستۀ خواجه حافظ نوشته شده است. روزنامۀ تایمز هند در ششم مارس سال 2017 برای اوّلین بار گزارش کشف اتّفاقی این نسخه را منتشر کرد و سپس در ایران این خبر با آب و تاب فراوان باز نشر گردید. مطابق گزارشات مربوط به این کتاب که هنوز در بستر اینترنت موجود است «این نسخه حاوی امضا و مهر طلایی شاهجهان (1592-1666 میلادی)، پادشاه نامدار سلسلۀ مغولان هند است و قبلاً متعلّق به کتابخانۀ دربار او بوده است. پس از اعلام این خبر مهم، ایرانشناسان و محقّقان زیادی برای دیدن این اثر مهم و ارزشمند راهی كلكته مركز ایالت بنگال غربی شدند زیرا موزۀ انجمن آسیایی كلكته این کتاب بدیع و نو یافته را در ویترینی برای تماشای عموم به نمایش گذاشت و البتّه آنطور که در اخبار آمده است در کمال تعجّب بعد ازمدّتی آنرا به خزانۀ مخصوص و مستور خود منتقل کرد و دیگر اجازۀ مشاهده و تحقیق بر روی آنرا به کسی نداد.
مهمترین بخش اخبار ابتر در خصوص این نسخه آن بود که «رامكریشنا چاترجی» مشاور تاریخی انجمن آسیایی کلکته، گفته است؛ در این دیوان نویافته، غزلی نویافته نیز هست که در سایر دواوین حافظی که میشناسیم وجود ندارد و مطلع بیت نخست آن چنین است: «بحمدالله كه بازم دیدن رویت میسّر شد».
در نهایت شگفتی این غزل تازه هرگز به صورت کامل توسط انجمن مذکور منتشر نشد و روزنامۀ تایمز به انعکاس همان مصرع نخست از آن بسنده کرد[1]. نگارندۀ این سطور از همان اوان نشر این گزارش برای یافتن اطّلاعات کامل در خصوص این نسخه و غزل تازۀ مورد ادّعا، اهتمام ورزید ولی تلاشهای چندین ساله راه به جایی نبرد و انجمن آسیایی کلکته از دادن اطلاعات مرتبط با این نسخه یا امکان تهیّۀ عکسی از آن حتّی به دوستان ادیب و دانشمند ایراندوست هندی ما نیز دریغ ورزید و تا به امروز کسی نتوانسته است، پی به کیفیّت و اصالت آن نسخه و ابیات کامل غزل جدید در آن ببرد.
چندی قبل این نگارندۀ حقیر در تصویر اوراق یک نسخۀ خطی که به نام «منتخب غزلیّات» تحت شمارۀ Suppl.perse.802 در کتابخانۀ ملّی فرانسه محفوظ است، تفحّص و تورّق میکردم که ناگاه غزلی را به مطلع غزل جنجالی هندوستان در این کتاب خطّی مشاهده کردم.
غزل:
بحمدالله که بازم دیدن رویت میسّر شد
ز خورشید جمالت دیدۀ بختم منوّر شد
به صورتخانۀ دل روز تنهایی، خیالت را
بدان صورت که با خود نقش میبستم مصوّر شد
مرا از لطف تا بر سر فکندی سایۀ رحمت
همای بخت و دولت بر سر من سایهگستر شد
رخت از نو طراوت داد گلزار نکویی را
قدت بر شاخ گل زد طعنه و رشک صنوبر[شد]
ز روی مردمی جانا قدم بر چشم حیدر نه
که جایت در درون دیدۀ روشن مقرّر شد
این غزل در پشت برگۀ 26 (f. 26v) و روی برگۀ 27 (f. 27r) از نسخۀ پاریس در ردیف غزلیّات شاعر معاصر با حافظ، «حیدر بقّال شیرازی»، استنساخ گردیده است. این بیاض، فاقد تاریخ کتابت است امّا از روی شواهد و قراین نسخه شناسی و اینکه در بر دارندۀ اشعاری از شاعران قرن نهم هجری نظیر امیر شاهی سبزواری، عصمت بخاری، عبدالرحمان جامی و غیره است، میتوان تخمین زد که به احتمال بسیار زیاد در قرن دهم هجری نوشته شده و در سال 1877 میلادی به کتابخانۀ ملّی پاریس راه یافته است.
امّا حیدر بقّال شیرازی شاعری نسبتاً گمنام است که در تذکرهها نامی از وی و شرحی از احوال او نیامده است و به جز دفتر شعر ناقص و موجزی از وی که تحت عنوان «مونس الاحرار» در موزۀ بریتانیای لندن به شمارۀ Or.28 محفوظ است و تنها دارای 1060 بیت میباشد و همچنین چند نسخۀ خطّی محدود که اشعار گزیده و محدودی از وی را کتابت کردهاند، منبع دیگری از اشعار کامل او را نمی شناسیم[2].
حیدر راست:
از آن نفس که بدیدم به خواب، چشم خوشت
گمان مبر که مرا بیتو خواب میگیرد
فروغ چهرهٔ خوبت که آب رویم برد
چه آتشی است که در شیخ و شاب میگیرد؟
حسب اشعار حیدر در دفتر مونس الاحرار وی در دربار شیخ ابو اسحاق (721-758) آخرین پادشاه آل اینجو اشعاری را تقدیم به شاه کرده است و بعدها در یزد مدیحه گوی شاه یحیی مظفّری (744-795) برادر زادۀ شاه شجاع بوده است.
او در قصیدهای که در مدح شاه یحیی سروده، از دو دفتر شعر سخن میگوید که اگر یکی از این دفاتر همین کتاب مونس الاحرار باشد، دفتر دوّم اشعار او امروز مفقود است و باید به امید کشف آن انتظار کشید.
حیدر راست:
صرت دنیا و دین، گردن فراز شرق و غرب
شاه یحیای مظفر، سایه ی پروردگار
بر سپهر لاجوردی قدسیان از خرّمی
گوهر سیاره می کردند بر فرقش نثار
من به القاب همایونت دو دفتر ساختم
تا به اقبالت بماند در زمانه یادگار
تا بخوانند و بدانند و بگویندت دعا
برده ام در وی سخنهای تر و شیرین بکار
دفتر مونس الاحرار به اهتمام سیدعلی میر افضلی در سال 1384 توسّط انتشارات کازرونیّه از روی نسخۀ لندن به زینت طبع آراسته شده است و محتوای آن در بستر اینترنت نیز در دسترس میباشد.
یکی از مهمترین نکات برجستهای که در این کتاب حیدر بقّال وجود دارد، وجود دو غزل مشکوکی است که آنها در نسخ دیوان حافظ نیز به نام حافظ شیرازی ثبت و ضبط شدهاند. مطلع این دو غزل به قرار ذیل است:
الف- ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است/ بیا ببین که در طلبت حال مردمان چون است
- اَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است/زان رو که مرا بر در آن روی نیاز است
این غزلها البته در یکی از کهنترین منابع معتبر خطّی دیوان حافظ که می شناسیم یعنی نسخۀ سنۀ 803 به شمارۀ 12755 کتابخانۀ ابوریحان بیرونی شهر تاشکند در ازبکستان به نام حافظ ثبت شده است، امّا در نسخۀ اقدم دیوان حافظ که دو سال از نسخۀ تاشکند قدیمیتر است و به سال 801 هجری قمری کتابت شده و اکنون در کتابخانۀ نورعثمانیۀ ترکیه به شمارۀ 5194 محفوظ است، این دو غزل وجود ندارد.
با اینکه نخستین منبعی که این غزلها را به نام حافظ ثبت کرده است در سال 803 هجری 78 سال قبل از نسخۀ خطّی دفتر مؤنس الاحرار (به تاریخ کتابت 881 هجری) نوشته شده است باز هم این تقدّم تاریخی نمیتواند موجب انتساب قطعی غزلیّات فوق به حافظ باشند، زیرا حافظ در زمان حیات خویش، به دلیل فضای بستۀ سیاسی و اجتماعی شیراز و بیم تکفیر، دیوان خود را گردآوری نکرده است و پس از رحلت وی، عدّهای از دوستان و یاران وی در شیراز مبادرت به گردآوری اشعار پراکندۀ حافظ مینمایند. به هر تقدیر، از آنجائیکه گردآورندگان دیوان حافظ که با زعامت فردی مشهور به محمّد گلندام مبادرت به جمع آوری اشعار او کرده اند به همۀ اشعار حافظ دسترسی نداشتهاند و بنا بر گزارش جامع دیوان او در مقدّمه ای که بر دیوان حافظ نوشته است، برای تکمیل کار خود علاوه بر منابع مکتوب به روایات شفاهی اشعار خواجه نیز توجّه داشتند، سهواً اشعاری از سایر شاعران قرن هشتم که مضامینی شبیه به مضامین شعر حافظ در آنها بوده است را به اشتباه در دیوان خواجه ضبط کردهاند و برخی از غزلیّات و قصاید مسلّم حافظ را از قلم انداختهاند. لازم به ذکر است که نسخۀ گلاندامی سنۀ 801 به شمارۀ فوقالذّکر در کتابخانۀ نورعثمانیه از نظر غزلیّات الحاقی جزو خالصترین منابع به شمار می رود، امّا قریب به 50 غزل مسلّم حافظ را در این نسخه یافت نمیشود و در عین حال، معدودی اشعار مشکوک در آن وجود دارد[3].
ناگفته نماند که نسخۀ اقدم کلکته، مطابق با گزارش روزنامۀ تایمز هند، نمیتواند نسخهای کامل و 700 ساله باشد، زیرا با وجودی که ما سال میلاد حافظ را نمیدانیم، امّا به نحو موثّق مطّلعیم که بین سنوات 791 تا 792 در دوران کهولت، چشم از جهان فروبسته است.
حافظ راست:
گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم گیر
تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم
بنابراین اگر از سال 2017 میلادی که زمان کشف این نسخه است 700 سال به عقب بازگردیم به سال 1317 میلادی مطابق با سالهای 716 و 717 هجری قمری میرسیم و در آن سالها، حافظ نوجوان یا کودک نمیتواند صاحب دیوانی از خود بوده باشد.
با این توضیحات، صرف نظر از عدم امکان پذیرش داعیۀ وجود یک دیوان 700 ساله از حافظ، غزل نویافتۀ مورد ادّعا در روزنامۀ تایمز هندوستان، به احتمال قریب به یقین نه تنها متعلّق به حافظ نیست، بلکه از سرودههای حیدر بقّال شیرازی است و ضبط آن در نسخۀ خطّی پاریس به نام و تخلّص حیدر به شرح فوق چون خطّ بطلانی بر داعیّۀ مشکوک، تبلیغاتی و پر ابهام انجمن آسیایی کلکته می باشد.
حیدر راست:
وجود خاکی من گرچه می دهی بر باد
هزار جان عزیزم فدای جان تو باد
هوای آتش و آب رخت نگویم ترک
گرم چو خاک دهی عمر نازنین بر باد
اگر چه نزد تو تیغ بلا، کشیده بود
ببوسمت لب شیرین و هر چه باداباد
خوشا نگار گل اندام و باغ نوروزی
خوشا هوای مصلا و آب رکناباد
خرابۀ دل حیدر که خانۀ غم توست
ز گنج وصل تو خوش باشد و شود آباد
پینوشت:
1- Persian poet’s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at Asiatic Society By Jhimli Mukherjee Pandey.Times News – Mar 6, 2017
https://www.rarebooksocietyofindia.org/postDetail.php?id=196174216674_10154894795966675
1- محسن ذاکر الحسینی.مقاله ای در دیوان حیدر شیرازی. نامۀ فرهنگستان. شمارۀ 28.صفحۀ 128. تهران. 1384
2-سعید کافی انارکی-چرا این غزل از حافظ نیست.روزنامۀ اطلاعات. صفحۀ وادی ادبیّات. پنجشنبه 27 خرداد 1400
سعید کافی انارکی-ساربان


