کد خبر:54410
پ
ناصرالدین پروین

دربارۀ توجه به آرشیو پیایندها

تقدیم به دکتر اکبر ایرانی، از نگهبانان راستین میراث مکتوب پاسداری از میراث مکتوب اشاره‌های پراگنده به وجود جایگاه‌های نگاهداری کتاب و سند، گواه بر آن است که از باستان روزگار، ایرانیان به ثبت رویدادها و انتقال دانش‌ها به معاصران و آیندگان، دلبستگی داشته‌اند. وانگهی، ادارۀ سرزمینی بدان پهنا و آموزش دین حاکم و جدال‌های […]

تقدیم به دکتر اکبر ایرانی، از نگهبانان راستین میراث مکتوب

پاسداری از میراث مکتوب

اشاره‌های پراگنده به وجود جایگاه‌های نگاهداری کتاب و سند، گواه بر آن است که از باستان روزگار، ایرانیان به ثبت رویدادها و انتقال دانش‌ها به معاصران و آیندگان، دلبستگی داشته‌اند. وانگهی، ادارۀ سرزمینی بدان پهنا و آموزش دین حاکم و جدال‌های مذهبی، ایجاد و استمرار چنین جایگاه‌هایی را بایسته می‌ساخت.

اگرچه هنوز درِ گفت‌وگو و پژوهش را باید باز نگاه داریم، این مقوله در دورۀ اسلامی تاریخ ایران‌زمین و سامان‌های همسایۀ آن، روشن‌تر از دورۀ پیش از آن است. در زمان‌های نزدیک به خودمان، تمامی زیارتگاه‌های مهم و مدرسه‌های مذهبی، دارای کتابخانه‌ای غنی بوده‌اند. حتی حکمرانان ایران از سامانیان تا ناصرالدین شاه، با وسواسی شگفت، از کتابخانه‌های سلطنتی پاسداری می‌کرده‌اند.

مقصود من از این اشاره‌ها این است که ملت دیرینه‌سالِ ما، در نگاهداری «میراث مکتوب» (نیانبشتگان) تازه‎کار نیست. درست از همین روست که از او انتظار می‌رود، به صورت فردی، گروهی و دیوانی، از هیچ‌گونه کوششی در این زمینه باز نایستد.

 

اهمیت روزافزون آرشیو روزنامه‌ها‌‍ و مجله‌ها

کشورهایی که از دیری به آرشیو کردن پیایندها پرداخته‌اند، می‌توانند الگوی خوبی برای ما باشند و اهمیت مراجعه به آن بایگانی‌ها را نشان دهند. اکنون در آن کشورها و در هر زمینه‌ای، تفحص در روزنامه و مجله، جزو بایسته‌های پژوهش‎های علمی شده است، به گونه‌ای که از پژوهش تاریخ و جامعه نیز فراتر می‌رود: در کتاب‌شناسی‌های زبان‌های اروپایی دیده‌ام مقوله‌هایی همچون گسترش بیماری‌ها، نوع و محبوبیت کنسرت‌های موسیقی و میزان به تور افتادن گونه‌های ماهی در سال‌های دور را نیز به یاری مجموعه‌های پیایند پژوهیده‌اند.

اگرچه هنوز در میهن ما تعمیم نیافته است، خوشبختانه، دو سه تن از پژوهشگران همّ خود را بر این مهم نهاده‌اند و استادانی، شاگردانشان را به پژوهش موضوع‌های گوناگون در پیایندها هدایت کرده‌اند. من خود، گاه به مطلبی در مورد رویدادها برخورده‌ام که «صورت قضیه»ای را به کلی تغییر داده است. همچون، نخستین سرودۀ یک شاعر یا یک مطلب تاریخی. برای نمونه، در برابر سخنان بسیاری که در مورد آزادی بخشیدن رضاشاه به زنان می‌گویند، دیدم که در سخنی با نمایندگان مجلس، حتی با درخواست آنان برای رفتن به «لژ تماشاچیان» مجلس شورا مخالفت ورزید، حال آن‌که همان موقع در ترکیه 16 نمایندۀ زن به پارلمان راه یافته بود. (بنگرید به: «زنان تا چه اندازه به رضاشاه وامداراند»، در پروین، ناصرالدین. روایت روزگار زنان، تهران: ندای تاریخ، 1403). باید اضافه کنم که علاوه بر روشن کردن بخشی از تاریخ گذشته یا شرح واقعه‌ای سیاسی یا طبیعی، مراجعه به آرشیوهای روزنامه و مجله می‌تواند به پژوهش‌های گسترده نیز یاری رساند. کافی‌ست بدانیم که دست‌کم نیمی از آفرینش‌های ادبی ما در دو سدۀ اخیر، در دل پیایندها نهفته‌اند.

بدیهی‌ست که علاوه بر کاربرد استانداردهای جهانی، هر کشوری نظر به سنت‌ها و دایرۀ توجه علمی و تاریخی خود، آرشیوهای پیایندها را پی افکنده، در رشد و کارآیی و سودمندی‌اش کوشیده است. ما نیز به انگیزۀ تلاطم‌های یادشده و نیازهای پژوهشی خود، می‌توانیم آن الگوها را بومی‌تر سازیم.

اهمیت آرشیو پیایندها و رسانه‌های مشابه – همچون اعلامیه و بیانیه، شب‌نامه و تراکت، پوستر و آفیش-، نیاز به شرح و بسط جامع و گسترده ندارد، به‌ویژه در کشوری همچون کشور ما که تاریخش دارای دوره‌های کوتاه و آن نیز شامل تلاطم‌های سیاسی- اجتماعی بوده به زحمت در حال وصول به یک «سنت» بایگانی اسناد است؛ چه رسد به شیوه‌های بایگانی پیایندها که خود از محمل‌های تازه و متنوع ارتباط‌های اجتماعی‌ست. آن گذشته‌های دور و نزدیک که بدان‌ها اشاره کردم، به جای خود، در نگاهداری بایگانی روزنامه‌ و مجله‌ و رسانه‌های نوشتاری دیگر، تازه‌کاریم و در واقع، هنوز جا دارد که در این باره بیندیشیم و راه‌های شایسته را برگزینیم.

نزدیک به نیم‌قرن است که نگارنده با آرشیوها، کتابخانه‌های پایتخت و شهرستان‌های میهن عزیزم و کشورهای دیگر (اروپای باختری، روسیه و جمهوری‌های پیشین شوروی، ایالات متحد، شبه قارۀ هند، ترکیه، افغانستان) سر و کار دارد. از آن‌جا که به کار تاریخ روزنامه‌نگاری به زبان فخیم فارسی سرگرم بودم، بدیهی‌ست که توجه بیشتری به این بخش کرده‌ام.

با کمال شرمندگی باید بگویم که دستاورد آن توجه، در مورد آرشیوهای پیایندهای کشورمان چندان مثبت نیست. این، نه از آن روست که کتابداران زحمتکش ما در کاربرد توان و نیروی خود کوتاهی ورزیده‌اند، بل، کاستی‌ها و نابه‌سامانی‌ها، به برنامه‌ریزی آموزشی و گزینش اداری مربوط می‌شود. در ادامه، از آن‌ها یاد خواهم کرد.

 

وضع کنونی نگاهداری و معرفی پیایندها

آن دو سببی که یاد کردیم، موجب شده است «کتابدار آچار فرانسه» که آموزش ویژۀ این بخش را ندیده است، با دشوارهایی روبه‌رو شود که اگر هم مشکل را – که روزانه و همیشگی‌ست- دریابد جز با مراجعه به اهل فن از رشته‌های دیگر، قادر به مقابله با آن نیست و پاره‌ای از ابتکارهای شخصی نیز، ممکن است تالی فاسد داشته باشد. مهمترین دشواری‌ها و کمبودها را چنین برآورد می‌کنم:

  • «هیچ‌گاه» کتابداری را ندیدم بتواند از «روزنامه» یا «مجله» تعریف جامع و مانعی به دست دهد! نه تنها در دانشنامه‌ و لغت‌نامه‌ها، حتی در مرجعی همچون دانشنامۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی روان‌شاد پوری سلطانی، تعریف این مقوله‌ها، دارای نارسایی‌های متعدد است. از این روست که برخی از مقاله‌ها که به‌ویژه در دورۀ مشروطه‌خواهی از سر تفنن یا بلهوسی به هیأت روزنامه درآمده و گاه شماره‌گذاری هم شده‌اند، «روزنامه» تلقی شده و یا رشته کتاب‌های شماره‌داری را که مرحوم ایرج افشار به نام فرهنگ ایران زمین منتشر می‌ساخت «مجله» انگاشته‌اند؛ حال آن‌که او خود چندبار یادآوری کرده است که آن مجموعه مجله نیست! (از جمله: افشار، ایرج. «پانزدهمین سال مجلۀ یغما»، راهنمای کتاب، سال 5، 1341).
  • متأسفانه رسم بر آن شده است که برای تهیه و تنظیم شناسه‌ها و فهرست‌ها، یک شماره از مجموعۀ روزنامه‌ای را «اساس» قرار می‌دهند؛ حال آن‌که پیایندها در درازای دورۀ انتشار خود تغییرهایی می‌یابند که سپس‌تر به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.
  • اهمیت فهرست موجودی روزنامه‌ها که گواه زندۀ رویدادها و نظرهای سیاسی و اجتماعی هستند، کمتر مورد توجه قرار گرفته و اغلب، به فهرست مجله‌ها که تدوینش آسان‌تر است، بسنده کرده‌اند (دانشگاه تهران و مجلس شورای اسلامی). اما خانم طاهرۀ مهاجرزاده در کتابخانۀ آستان قدس، با فهرست روزنامه‎ها آغازید و آن فهرست، بیش از فهرست‌های پیشین روزنامه‌ها از دقت علمی برخوردار است. فهرست روزنامه‌های کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران را مسئول ناآزمودۀ آن وقت تهیه کرد و تنها حسنش آن است که می‌دانیم چه نشریه‌هایی داشته‌اند و می‌توانیم با موجودی کنونی مقایسه کنیم.
  • نبودِ همکاری تاریخ‌دانان با کتابداران موظفِ تهیۀ فهرست، خطاهای فراوان تاریخی را، به‌ویژه از نگاه رجال‌شناسی و باز نمود دگرگونی‌های سرنوشت عنوان‌ها، برانگیخته است.
  • عیب دیگر، یک‌کاسه کردن زبان‌های مختلف، به صرف این‌که به خط اسلامی نوشته شده و از آن بدتر، دخالت دادن حرف تعریف زبان عربی است. به‌عنوان نمونه: روزنامه‌هایی همچون الکمال یا الجمال را که روزنامه‌هایی فارسی‌زبانند، به جای بخش الف، زیر حرف م یا ج می‌آورند!
  • شناسه‌ها و فهرست‌های روزنامه‌ها و مجله‌ها، پاره‌ای چیزهای مضحک هم در بر دارند، همچون معرفی چاپخانه به‌عنوان «ناشر»! (در کتابخانه‌های ملی و مجلس شورای اسلامی و شاید جاهای دیگر). باید بیفزایم که به انگیزۀ مجهز نبودن چاپخانه‌ها و افزایش شمار پیایندهای سیاسی- اجتماعی در دوره‌های بحرانی (دورۀ احمدشاه و از اشغال ایران تا کودتای 1332)، بسیار اندک بودند روزنامه‌هایی که همواره در یک چاپخانه به چاپ رسیده باشند.
  • شمار مهمی از پیایندهای چاپ‌شده پیش از حدود سال 1340، دارای سالشمار واهی‌اند. بدین معنا که برخی تاریخ دریافت مجوز انتشار را به‌عنوان سال «تأسیس» معرفی می‌کنند و از آن بدتر، فاصله‌های درازمدت خاموشی را جزو سال‌های انتشار می شمارند! بدیهی‌ست که کتابدار ناآزموده، گمان خواهد برد که مجموعۀ کتابخانه، دارای «کمبود» است.
  • امتیاز بسیاری از عنوان‌ها، دست‌به‌دست شده است. این مشکل به‌ویژه در صورت نامکمل بودن مجموعه، باعث گمراهی کتابدار می‌شود. به‌عنوان نمونه: شخصی در 29 سالگی امتیاز روزنامه را به نام یکی از نزدیکان خود گرفته و چون به سن قانونی سی سالگی رسیده، آن امتیاز را به نام خود کرده است. بدین‌ترتیب، روزنامه دارای دو صاحب‌امتیاز پی‌درپی است. مورد دیگر، ارگان‌های حزب‌ها و پاره‌ای مؤسسه و انجمن‌هاست که با تغییر مأموریت عضوی که امتیاز را به نام او گرفته‌اند، صاحب امتیاز تازه‌ای معرفی می‌شود. مورد سوم، کارمندان اداره‌های دولتی هستند، که قانون‌های «شل کن- سفت کن» گذشته گاهی آنان را از داشتن روزنامۀ خبری- سیاسی باز می‌داشت و نشر مجله‌های تخصصی را اجازه می‌داد. در زمان منع، اکثر اینان امتیاز را به دیگری منتقل ساخته، خود در جامۀ «مؤسس» یا «مدیر مسئول» درمی‌آمدند. در این‌گونه موارد، کتابدار پیایندها باید قانون‌ها و آیین‌نامه‌ها را بشناسد یا اگر وجدان کاری دارد، به متخصص مراجعه کند.
  • یکی از گرفتاری‌ها، تشخیص«کرایه» بودن امتیاز پاره‌ای از روزنامه‌هاست. این روش از مشروطۀ دوم تا دست‌کم کودتای امرداد 1332 سکۀ رایج بود. در چنین صورتی، نام «مدیر مسئول» تغییر می‌یافت و بسا همین مدیر مسئول که گردانندۀ واقعی بوده، چندماه یا حتی چند سال قبل، روزنامه‌ای منتشر ساخته و اینک، سال و ماه و گاه شمارۀ مسلسل روزنامۀ پیشین را در شناسۀ روزنامۀ کرایه شده، ادامه می‎داد! برخی از «کرایه‌دهندگان» امتیاز، چندین بار بدین کار دست می‌یازیدند. می‌توانید حیرت کتابدار بی‌خبر از این رویه را دریابید.
  • مسألۀ «جایگزینی» از دشوارهای پژوهش در تاریخ روزنامه‌نگاری و موجب سردرگمی کتابدار بخش پیایندهاست: با توقیف یک روزنامه، صدها بار روزنامۀ دیگری به صورت کرایه یا برپایۀ گروه‌مداری، «جایگزین» آن شده است. نمونه‌اش روزنامۀ به‌سوی آینده ارگان خبری – تبلیغی توده‌ای‎هاست که 51 عنوان و گاه هریک از عنوان‌ها دو یا چند بار به جای آن درآمد و برخی از آن‌ها هیچ‌گاه به‌صورت مستقل به چاپ نرسیدند. برای نشان دادن این که روزنامه جایگزین کدام روزنامه شده است، در خود روزنامه نشانه‌هایی‌ست که کتابدار پیایندها موظف است آن‌ها را بداند و بشناسد.
  • تغییر نام گردانندگان پیایند (صاحب امتیاز، مدیر مسئول یا مدیر داخلی) بارها دیده شده است. همچون شخصی که نام خانوادگی روغنی داشت و به گلچین تغییر داد. بنابراین شایسته است در شناسۀ پیایندها این گونه تغییرها را یادآوری کرد. علاوه بر نام‌های مشابه، حتی در نام‌های غیر رایج هم این همانندی دیده می‌شود: وجود دو روزنامه نگار با نام واحد حسین کی استوان!
  • اگر قرار باشد یک شناسۀ کامل یا نزدیک بدان دربارۀ پیایندی ارائه شود، نمی‌توان از نظر دور داشت که قطع و ارائۀ اکثر عنوان‌ها تا پیش از ورود ماشین‌های چاپ با استانداردهای مشخص، بارها تغییر یافته است. این البته بیشتر راجع است به پیایندهای چاپ ایران، وگرنه، کشورهای صنعتی، دارای یک یا دو قطع معین هستند. از جمله، روزنامه‌های فارسی و ترکی چاپ روسیه است با قطع بزرگ‌تر از معمول ایران.
  • نام برخی از عنوان‌ها ترکیبی ست. مشکل در دو مورد پیش می‌آید: یکی این که در سرلوحه، واژه‌ای را ریز و واژه‌ای را درشت نوشته‌اند. متأسفانه اکثر کتابداران واژۀ درشت را ملاک قرار می‌دهند. همچون روزنامه‌ای با نام اطلاعات جدید، که واژۀ نخست ریزتر نوشته شده و کسی آن را با عنوان «جدید» معرفی کرده است.
  • شمار نه‌چندان اندکی «روزنامه» و «مجله» در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران – همچون روزنامۀ وقایع اتفاقیه یا مجلۀ علمی– وجود دارد که یکی از این دو واژه جزو نام پیایند است. عدم آگاهی کتابدار بسا موجب شده است که «روزنامه» یا «مجله» را در شناسه از نام آن بیندازند.
  • بی‌اطلاعی یا سهل‌انگاری کتابدار، گاهی موجب ضبط نادرست نام روزنامه می‌شود. همچون «آویز» که در واقع آریز است و بوتۀ رُز که کتابداران «بوتۀ زَر» یا حتی «بوتۀ رَز» معرفی می‌کنند. برخی از کتابداران، این کار را ابتکاری در «تصحیح» نام می‌نمایانند. یکی از نمونه‌ها، روزنامۀ اسرائل است که گاهی به «اسراییل» تصحیح شده است!
  • اکثر کتابداران فاصلۀ انتشار شمارۀ «اساس» را در شناسه می‌نویسند؛ حال آن‌که انبوهی از عنوان‌ها، با فاصله‌های مختلف و با ویژگی‌های متفاوت نشر یافته‌اند و باید به تمامی مجموعه توجه کرد.

 

«کتابدار پیایندها» کیست؟

شرح کیستی کتابدار پیایندها ممکن است مفصل‌تر از آنچه باشد که در زیر می‌آید. می‌توان به نکته‌های پیشین توجه کرد و به ترسیم سیمای این نوع کتابدار متخصص پرداخت. مهمترین‌ها را معرفی می‌کنم:

  • کتابداران این بخش باید علاقۀ خاصی که بی شباهت به دلبستگی آرشیویست‌ها و حتی پژوهشگران علوم انسانی نیست، دارا باشند. حال آن‌که آنان را مقام‌های کتابخانه‌ها بر پایۀ خالی بودن محل استخدامی و شغلی بر می‌گزینند و از بخش‌های دیگر که ارتباطی با عالم روزنامه‌نگاری ندارد، بدین کار می‌گمارند.
  • کتابدار این بخش باید زبان فارسی و بیان درست آن را نیز در حدی درخور بداند؛ اگرچه کتابدار روزنامه‌ها و مجله‌های مؤسسه‌ای باشد که به دانش‌های محض یا تجربی می‌پردازد. این ناآشنایی کافی را در معرفی‌هایی که کتابداران پیایدها می‌کنند و حتی نام روزنامه‌ها و مجله‌ها می‌توان دید: در کتابخانه‌ای روزنامۀ فَرقَدان (نام دو ستارۀ دوردست نزدیک به هم) را «فرق دان» (= دانندۀ «فَرق») نوشته بودند. علاوه بر این، باید به تحول زبان فارسی نیز عنایت کرد. کتابداری را دیدم که چون در سرلوحۀ روزنامه‌ای محل انتشار را «طهران» نوشته‌اند، در اشاره به آن هم همین املاء را به کار گرفته بود و چنین ادعا می‌کرد که چون آن زمان چاپ شده، باید ما نیز هنگام یادکردن از آن، همان «طهران» را بنویسیم! کتابداری دیگر، اصطلاح «اقل عباد» را نام و نام خانوادگی می‌انگاشت!
  • کتابدار بخش پیایندها، باید تاریخ عمومی و به‌ویژه تاریخ کشور و حتی منطقه‌ای را که کتابخانه در آن واقع است (استان و شهر) بداند و نام آوران دوقرن اخیر را به نام و مقام بشناسد و خدا را شکر کند که پیدایش روزنامه و مجله در کشورما بسی دیرتر از کشورهای اروپایی و شمال قارۀ آمریکاست!

 

آموزش و بایستگی‌ها

چنان‌که به اختصار ذکرشد، کار کتابدار و به‌ویژه سرکتابدار بخش پیایندها، مشابه کار کارشناسان اسناد و تاریخ‌شناسان است. بنابراین باید سوای آموزش عمومی کتابداری، از تخصص ویژه‌ای در این زمینه برخوردار باشد. این تخصص را می‌توان در برنامه‌های آموزشی کتابداری گنجانید؛ اما فراموش نکنیم که اگر دانستن اصطلاح‌های روزنامه‌نگاری و تحول قانون‌ها و آیین‌نامه‌ها؛ نگاهی به تاریخ تحول انتشار پیایند و برخی آگاهی‌های فنی بتواند موضوع درس باشد، شناخت درست تاریخ کشور و شهر و استان، آشنایی با زندگی سرشناسان یا اندیشه‌های سیاسی و مذهبی، استعداد و همت خاصی می‌طلبد که از دایرۀ خشک آموزش کتابداری فراتر می‌رود.

آنچه از برنامه‌های کنونی دریافته‌ام، حکایت از نوعی بی‌اعتنایی نسبت به آموزش ویژۀ بایگانی پیایندها می‌کند. چند مورد را که در دسترس من قرار دارند، یاد می‌کنم:

  • دستورالعمل بخش نشریات را «هیئت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور» در بهمن 1397 تصویب کرد. این سند، تعریفی از ویژگی‌های کتابدار آن بخش در بر ندارد و راجع به دریافت نشریه‌های جاری است.
  • کتاب مقدمه‌ای بر مدیریت پیایندها و نشریات ادواری (رشتۀ کتابداری و اطلاع رسانی) را خانم فائزۀ دلقندی و آقای سعید غفاری نوشته‌اند (انتشارات دانشگاه پیام نور، 1391). به نظر می‌رسد بخش مهمی از این اثر، ترجمه از منابع خارجی و مناسب برای کارآموزان و یا کتابدارانی‌ست که تازه به کار پرداخته‌اند. اما در آن نیز، به ویژگی‌های کتابدار از سویی و ویژگی‌های تاریخ نشر روزنامه و مجله در ایران اشاره‌ای نشده است و برای جست‌وجو هم عبارت‌های مبهمی افزوده و راهکار را نشان نداده‌اند. همچون «هر تغییر، انجام عملیات زیادی را روز سوابق پیایندها می‌طلبد»، «پی‌گیری ضمیمه‌ها همیشه مشکل‌آفرین است».
  • برنامه‌های آموزشی دوره‌های لیسانس و کارشناسی بی‌اعتنایی یاد شده را نشان می‌دهند. یک پژوهش انجام شده دربارۀ محتوای برنامۀ آموزشی دورۀ کارشناسی کتابداری (ببگدلی، زاهد و حمدی‌پور، افشین. «تحلیل محتوایی برنامۀ آموزشی دورۀ کارشناسی کتابداری واطلاع رسانی مصوب سال‌های 1375 و 1388»، فصلنامۀ علمی پژوهشی پژوهشکدۀ علوم و فناوری اطلاعات ایران، دورۀ 28، شمارۀ 2، زمستان 1391). نشان می‌دهد از میان 45 عنوان درس با مجموع 141 واحد، تنها 2 واحد به «مدیریت نشریات ادواری» اختصاص یافته که با توجه به حجم کم آن، نمی‌تواند غیر از کلیاتی باشد که به آن‌ها اشاره شد.

در برنامه‌های درسی پاره‌ای از رشته‌های کتابداری، اگر هم خواسته‌اند توجهی نشان دهند، منحصر به بایگانی پیایندهای پزشکی‌ست و نظر به قلت آن‌ها در زبان فارسی و از سویی آشفتگی موجود بایگانی روزنامه‌های خبری- سیاسی یا متنوع، دلیل آن توجه خاص را نمی‌دانم. وانگهی، پیایندهای پزشکی به سرعت کهنه می‌شوند و در کشورهای دیگر، آن‌ها را پس از مدتی از سیستم خارج می‌سازند. دیجیتالی شدن این رشتۀ «ثروتمند» هم مزید بر آن است.

به نظر نگارنده، پیایندها، بخش مهمی از «میراث مکتوب» ما را تشکیل می‌دهند و جز یک دو بخش از کتابخانه‌های عمومی (به‌ویژه، برای احترام به کوشش و خلاقیت، باید از این بخش در کتابخانۀ آستان قدس رضوی یاد کنم)، نحوۀ نگاهداری و ارائۀ آگاهی‌های بایسته به صورت شناسه یا فهرست، مطلوب نیست. پیشنهاد من آن است که رشتۀ ویژه در دورۀ کارشناسی ارشد به این مهم اختصاص یابد و در آن، نه تنها به شیوۀ دریافت و نگاهداری، بلکه راه‌های تفحص در روزنامه‌ها و مجله‌ها آموزش داده شود.

از سوی دیگر، شایسته است مسئولان بخش‌های پیایندها در کتابخانه‌های مهم کشور، از میان کارشناسان اسناد و یا تاریخ‌دانان انتخاب شوند. در غیر این صورت، هر یک از بخش‌های پیایندها، دست‌کم باید از مشاورۀ سازمانی و دائم این‌گونه متخصصان بهره‌مند باشند و به مرور، خطاهای انباشته شده در آن بخش‌ها نیز تصحیح شود.

 

* بخشی از این نوشتار، دو سال پیش در تارنمای آقای عمرانی که «لیزنا» نام دارد، نقل شده است.

ناصرالدین پروین

 

 

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612