۲۹ بهمن ۱۳۱۶ خورشیدی، زادروز یکی از برجستهترین دانشمندان تاریخ زبان و ادبیات ایران است. آذرتاش آذرنوش چهرهای ماندگار بر صفحات زرین یادنامۀ استادان دانشگاههای ایران و جهان است.
۲۹ بهمن ۱۳۱۶ خورشیدی، زادروز یکی از برجستهترین دانشمندان تاریخ زبان و ادبیات ایران است. آذرتاش آذرنوش چهرهای ماندگار بر صفحات زرین یادنامۀ استادان دانشگاههای ایران و جهان است. او مترجمی توانا بود که چند اثر مهم کهن را از زبان عربی به فارسی برگرداند. فتوح البلدان بلاذری و خریدة القصر اصفهانی از جمله متون اصیل کهن عربی است که وی به فارسی برگرداند. همچنین تصحیح الموسیقی الکبیر فارابی و ترجمۀ کتاب اطلس تاریخ اسلام و تدوین فرهنگ معاصر عربی – فارسی از دیگر آثار اوست. آذرنوش جز تسلط کامل به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسوی، با زبان آرامی نیز آشنایی داشت و پژوهشهای فراوانی دربارۀ رابطۀ واژگان زبان فارسی و عربی انجام داده بود.
در دوران دانشجویی این افتخار را داشتم تا برای مدت کوتاهی در کلاسهای آموزش زبان عربی وی در دانشکدۀ الهیات دانشگاه تهران به صورت آزاد شرکت کنم. سالهای ۱۳۶۷ یا ۱۳۶۸ بود و کتاب آموزش زبان عربی ایشان به تازگی منتشر شده بود. آوازۀ این کتاب و تدریس بیمانند وی، من و دانشجویانی دیگر را از دانشکدۀ ادبیات به دانشکدۀ الهیات دانشگاه تهران میکشاند. استادیِ تمام و کمال وی در تدریس، همه را به شگفتی میآورد. با صبوری و شکیبایی با تک تک دانشجویان به عربی مکالمه میکرد و آن کتاب را که به تازگی تألیف کرده بود و به شیوهای نوین به آموزش مکالمۀ عربی اختصاص داشت تدریس میکرد. شیرینی و خوشی آن ساعتها و روزهای روشن هنوز در خاطرم باقی است. کلاسی متفاوت از دیگر کلاسهای آموزش زبان بود، با استادی خوشسیما وخوشپوش با چهرهای مهربان و امیدوار به دانشجویانش. پس از آن سال دیگر استاد را ندیدم اما کتاب فرهنگ معاصر عربی – فارسی وی را همواره بر روی میز کارم داشتم. گاهگاهی در مجموعۀ ورزشی انقلاب استاد را از دور میدیدم که در زمین چمنِ مجموعه چوگان یا گلف بازی میکرد و بعدها دانستم که کتابی در تاریخ چوگان نیز تألیف کرده است. استاد آذرنوش را در ۱۵ مهر ۱۴۰۰ از دست دادیم. او از آن دست انسانهای بیهمالی بود که تاریخ فرهنگی هر سرزمینی به وی محتاج است و نظیر او را به خود کم خواهد دید.
اما سبب نوشتن این سطور مطالعۀ کتاب چالش میان فارسی و عربی استاد در این روزها بود. دربارۀ ایراندوستی وی فراوان شنیده بودم؛ اما این کتاب سندی آشکار بر تلاش وی برای برملاکردن اسنادی است که نشان میدهد در سدههای نخست پس از اسلام زبان فارسی با سرافرازی تمام در کنار زبان عربی میبالید و رشد میکرد و استعداد آن را مییافت که کلام الهی را در خود جای دهد. او در مورد امیر سامانی منصور بن نوح و ترجمۀ قرآن و تفسیر طبری مینویسد: «اقدام تاریخی و سرنوشتساز امیر آن بود که گستاخی ورزید و قرآن، زبان ارجمند خدایی را به فارسی برگرداند. این ماجرا نقطۀ اوج آن کشاکشهای ناگفتۀ پنهان اما سخت ژرف و ریشهدار است. سامانیان چنان به زبان رایج سرزمین خویش اعتقاد داشتند که آن را برای بازگو کردن سخن خداوند که معجزۀ اسلام نیز هست شایسته میدانستند» (آذرنوش، ۱۳۸۵؛ ص ۲۸۵). به نظر میآید اینها عباراتی است که آذرنوش دوست میداشته در ذهن و خیال آن امیر سامانی گذشته باشد و اقتدار زبان فارسی را در برابر زبان عربی که سخت تعظیم میکرد نشان دهد. همچنین آذرنوش به مقالۀ هانری ماسه اشاره میکند که در مورد واژهسازی ابن سینا در دانشنامۀ علایی نوشته بود: «ابن سینا در نوشتن به زبان فارسی زبردست است و عربیدانی او در نثر فارسیاش تأثیر ندارد. از این کتاب معلوم میشود که زبان فلسفیِ فارسی تواناییهای بیپایانی دارد. بسیاری از اصطلاحات فارسی او از معادل عربیشان روشنترند (مثلاً برهان چرایی، بهجای برهان لِمَ). او غالباً معادل عربی اصطلاحات فارسی خود را آورده است» (همان، صص ۲۸۷-۲۸۸). به هر روی، در جایجای این کتاب نشانههای علاقۀ وی به زبان فارسی، ایران بزرگ و فرهنگ آن هویداست.
آذرنوش چندین کتاب دربارۀ قرآن، واژگان و ترجمههای آن نوشت که نشان از عشق عمیق او به زبان وحی دارد. او موسیقی قرآن را زیباترین موسیقی کلام و زبان میدانست و از آن بسیار لذت میبرد. اما در کنار شیفتگی به زبان و موسیقی و واژگان قرآن، به ترجمههای قرآن در سدههای نخست دلبسته بود و از نثر ترجمۀ تفسیر طبری در گفتار دوم کتاب تاریخ ترجمه از عربی به فارسی (ترجمههای قرآنی) چنین تمجید کرده بود: «بیگمان یکی از دلانگیزترین متون پارسی کهن، متن کتابی است که از دیرباز به ترجمۀ تفسیر طبری مشهور است. کلمات و اصطلاحاتی گوشنواز، سره، ناب و نیز ترکیباتی استوار اما بیپیرایه و صادقانه که از صمیم روح ایرانیان هزار و صدسال پیش سرچشمه گرفته، از این کتاب جُنگی ساخته که پیوسته ادیب فارسیخوان را آرامش میبخشد» (آذرنوش، ۱۳۷۵؛ ص ۲۵).
استاد آذرتاش آذرنوش استادتمام ادبیات عربی بود؛ اما مجموعۀ آثار وی نشانگر عشق و علاقۀ فراوان وی به زبان و فرهنگ پارسی است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
منابع:
آذرتاش آذرنوش، چالش میان فارسی و عربی، تهران: نشر نی، ۱۳۸۵.
آذرتاش آذرنوش، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، تهران: سروش، ۱۳۷۵.
* عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
مریم حسینی
منبع: فرهنگستان زبان و ادب فارسی

