مجموعه «۲۸ هزار روز تاریخ ایران و جهان»، یادداشتی با تیتر «زبان فارسی و اهمیت آن» و البته پیوند آن با ترجمه نوشته است. معضلاتی که متاسفانه جامعه امروز ایران با آن دست به گریبان شده و باید هرچه زود به فکر درمان و مهمتر از همه پیشگیری از مزمنتر شدن این بیماری شد. اکنون، متن این یادداشت که ۸۵سال از تاریخ نگارش آن میگذرد، بدین شرح است:
زبان فارسی مانند ملت و نژاد ایران در حوادث و نوائب بسیار و مصائب سخت و ناگوار که پیوسته حیات و هستی ملت ما را تهدید میکرده هرچند دچار تحول و دگرگونی فراوان گردیده است ولی خوشبختانه براثر غیرت و شهامت و حمیت و همت مردم این کشور باشکوه و فر و بزرگان و دانشمندانش پایدار و استوار مانده و راه زوال زیادی نپیموده است و جزء زبانهای مرده ازبین رفته بشمار نیامده و این ودیعه گرانمایه از اسلاف باخلاف سپرده شده تا امروز که به ما رسیده است. ملت ایران بسی مفتخر و سربلند است که پساز گذشت هزاران سال هنوز به زبان ملی خویش یعنی زبان فارسی سخن میگوید و به این افتخار و سرافرازی نائل و پیروز گشته و امیدوار است تا جهان پایدار و برقرار است این زبان نیز پایدار و استوار مانده و راه ترقی را میپیماید. کتیبههای بزرگ که برخارهسنگها و کوههای این کشور فرخنده و باعظمت نقش گردیده بیشتر بزبان فارسی است و از بزرگی و قدرت و ارج و شکوه شاهنشاهان بااقتدار و افتخار و تمدن و تفوق مردم این مرز و بوم حکایت میکند و مفاخر و مائر پیشینیان و نیاکان ما را ثابت و مدلل میدارد. زبان بزرگترین رابطه الفت و اتحاد و پیوستگی و محکمترین وسیله و پیوند ملی و نزدیکی و یکرنگی هرقوم و ملتی بشمار است و از این رو است که ملت و دولت ایران پیوسته میکوشد زبان و تاریخ ملت غرب را معلوم سازد و زبان و ادبیات خود را برایشان بجبر و زور تحمیل نماید تا از استقلال و بزرگی خویش دم نزنند و افتخارات خود را فراموش کنند و از یاد ببرند و بدیهی و مسلم است از میان رفتن و نابود شدن ملیت و زبان در خور آنان است باید مردم ایران که براستی ملیت خویش را دوست دارند و علاقمندند در نگاهداری و آرایش و پیرایش و توسعه و نشر آن بکوشند و در این کار کوچکترین مسامحه و سهلانگاری و غفلت که گناهی بزرگ است روا ندارند و نگذارند درنتیجه نادانی و جهالت و ناآزمودگی بعضی از نویسندگان جاهل و غافل که بزبان مادری خود آگاهی کامل ندارند و بدقایق و نکات و خصائص آن آشنا نیستند بیدلیل بارکان آن راه یابد و دچار اختلال و تنزل و انحطاط گردد. بر دانشآموزان و دانشجویان ما واجب است که در تحصیل و تکمیل زبان فارسی چنانکه باید بکوشند و در این کار اهتمام تمام مبذول دارند و آموختن زبان و ادبیات خویش را بر هر دانشی مقدم دارند و برتر و مهمتر بنمایند تا بتوانند بوسیله نوشتهها و ترجمهها و تالیفات سودمند خود خدمتی بمیهن خویش بنمایند و باید بدرستی بدانند بیاطلاع کامل از زبان خود و دانستن نکات و دقایق و کیفیات آن درست نوشتن و نگاشتن و امکانپذیر نخواهد بود. هر نویسنده نوآموزی که چند کلمه از زبان فارسی آموخته و معلوماتی ناقص بدست آورده و نکات و دقایق زبان و استعمال لغات و واژهها در جای خود و ترکیب جمل و عبارات نباید بنگارش و نشر مقاله و ترجمه زبانهای بیگانه بپردازد و باعث ضلالت و گمراهی دیگران گردد و مسلما نبودن اینگونه نوشتهها بسی بهتر از بودن آنها و عدم آنها به از وجود است و در این باب استاد بزرگوار توس فردوسی چه نیکو سروده:
دهان گر بماند ز خوردن تهی
از آن به که ناساز خوانی نهی
همچنین شاعر و سخنسرای قادر خاقانی فرماید:
شعر ناگفتن به از شعری که باشد نادرست
بچه نازادن به از ششماهه افکندن جنین
بدیهی است اینگونه نویسندگان چون بقواعد و خصائص و رموز و نکات آن آگاه نیستند و رنج بسیار در آموختن و تکمیل زبان مادری خود نبردهاند آنچه مینگارند و ترجمه میکنند دارای واژهای نادرست و جملهها و عبارات نامتناسب و سست و استعارات و کنایات و تشبیهات نکوهیده و زشت که پسندیده ذوق سلیم و طبع مستقیم نیست میباشد و از آن جز خرابی و فساد و اختلال زبان و تولید هرج و مرج فایده تصور نمیتوان کرد. نویسندگانی که بترجمه زبانهای بیگانه میپردازند باید متذکر باشند تا زبان خود را بخوبی نیاموزند و از گنجینهها و خزائن سخنان و نوشتههای استادان سخن بهره کامل نیندوزند و از شیوه و روش آنان در اختیار لغات و ترکیبات و قوانین دستوری و همچنین استعمال کنایات و تشبیهات و استعارات و سایر نکات معانی و بیان سرمایه کافی بدست نیاورند و سخنان درست را از نادرست بازنشناسند نمیتوانند بر روی بناء نیاکان پیشینیان خویش مناسب و شایسته عصر و زمان و ذوق و سلیقه معاصران خویش بنیادی نهند و هرچه بنگارند مطبوع و موافق ذوق اهل ادب و سخنشناسان نخواهد بود و پشیزی ارزش نخواهد داشت زیرا هر ملتی از حیث آب و هوا و محیط و اجتماع و مشهودات و طرز فکر دارای ذوقی مخصوص است که در قوم و ملت دیگر نیست و نوشتهها و افکاری را که قومی و گروهی میپسندند و مضامینی را که در نزد ایشان نغز و دلکش است ممکن است که در نزد ملت و مردم دیگر مطبوع و مقبول نیفتد و نیکو و پسندیده ننماید. گرفتن معانی و مضامین از زبانهای بیگانه بدون آنکه بتوانیم آن را بپروریم و با نهایت استادی و مهارت متناسب و شایسته زبان خود بنمائيم و رنگ فارسی بدان دهیم و بکار بریم برای زبان ما بغایت خطرناک و زیانآور است. باید در آنچه مینویسیم سه نکته و اصل ذیل کاملاً مورد دقت و توجه قرار گیرد: ۱- اختیار و انتخاب لغات و واژهها و استعمال آنها در معانی حقیقی و مجازی خود. ۲- ترکیب و تشکیل جمل و عبارات مطابق قواعد دستور زبان. ۳- بکار بردن مضامین و معانی مناسب و مطبوع مطابق قوانین معانی و بیان. ولی متاسفانه باید بدین حقیقت تلخ اعتراف نمائيم که در بعضی از نوشتههای ما رعایت اصل نمیشود باین معنی که لغات غلط فراوان در آن دیده میشود جملهها بیشتر دارای ضعف تالیف و مضامین و معانی خشک و ناپسندیده و نامناسب هست.
عبدالعظیم قریب، استاد ادبیات دانشگاه [تهران]، در ۲۵دی۱۳۱۹ و در روزنامه اطلاعات
منبع: روزنامه اعتماد
