کد خبر:52562
پ
پریسا سیمین‌مهر

شاهنامه از درون یک جهان شفاهی برخاسته

پریسا سیمین‌مهر، نقال ایرانی: در شاهنامه، فردوسی بارها از کسانی مانند دهقانان، سروِ آزاد یا دانشوران نام می‌برد و می‌گوید که فلان داستان را از آنان شنیده است. حتی گاهی می‌گوید «چنین گفت بلبل»، که باز نشان از راوی شفاهی دارد.

نقالی یکی از کهن‌ترین هنرهای روایت‌گری در فرهنگ ایرانی است؛ هنری که پیش از آنکه حماسه‌ها به نظم درآیند یا در کتاب‌ها نگاشته شوند، در سینه راویان زندگی می‌کرد و در میدان‌ها، قهوه‌خانه‌ها، کاروانسراها و گردهمایی‌های مردمی جریان داشت. نقال، حلقه اتصال میان داستان و مخاطب است؛ واسطه‌ای که روح قصه را از دل متون بیرون می‌کشد، جان تازه‌ای به آن می‌بخشد و آن را به روایت زنده تبدیل می‌کند.

نقالی فراتر از داستان‌خوانی است: نمایش، تفسیر، آواز، بدن، تاریخ، و حافظه جمعی همه در آن به‌هم می‌پیوندند. در دنیای امروز که سرعت و بی‌قراری جای سنت‌های انتقال شفاهی را گرفته، نقالی همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ میراث فرهنگی و حماسی ایران است؛ پلی میان گذشته‌ای اسطوره‌ای و اکنونی که به این ریشه‌ها نیاز دارد.

در چنین چشم‌اندازی، حضور نقالان معاصر که هم به سنت وفادارند و هم نگاه پژوهشی دارند، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در همین راستا، با پریسا سیمین‌مهر گفت‌وگویی انجام شده است. او پژوهشگر، مدرس و نقال ایرانی، دانش‌آموخته ادبیات و دانشجوی دکتری تاریخ است.

سیمین‌مهر فعالیت خود را در حوزه نقالی از تابستان ۱۳۸۰ آغاز کرد؛ زمانی که شاگرد سید مصطفی سعیدی—یکی از آخرین بازماندگان نسل نقالان کهن در بروجرد—شد و نخستین گام‌های حرفه‌ای خود را نزد او برداشت. یک سال بعد، در سال ۱۳۸۱، سیمین‌مهر در جشنواره آیین‌های سنتی مریوان دو دیپلم افتخار در بخش‌های بازیگری و نقالی برای اجرای «نقل خسرو و شیرین از نظامی تا شاهنامه» دریافت کرد و در سال ۱۳۸۲ بار دیگر در همین جشنواره به اجرای نقالی پرداخت.

او طی دو دهه اخیر در کشورهای مختلفی از جمله ایتالیا، آلمان، صربستان، چین، گرجستان و ترکیه اجرا داشته و از چهره‌های فعال در معرفی نقالی ایرانی در سطح بین‌المللی بوده است. سیمین‌مهر آموزش‌های خود را در مکتب استاد سلوکی در کرج تکمیل کرد و سپس در حوزه اسطوره‌شناسی شاگرد استاد ابوالقاسم اسماعیل‌پور شد.

در سال‌های اخیر، او به آموزش شاهنامه، تاریخ و اسطوره پرداخته و کارگاه‌های نقالی را در شهرهای مختلف برگزار کرده است. سیمین‌مهر یکی از چهره‌های پیشرو در جریان نقالی معاصر است که پژوهش، آموزش و اجرا را در کنار هم پیش می‌برد. گفت‌و گوی ما با او را می‌خوانید:

********

خانم سیمین مهر، نقالی به عنوان یکی از گونه‌های روایی ادبیات فارسی چه جایگاهی در سنت ادبی ایران دارد؟

نقالی یکی از بنیادی‌ترین گونه‌های ادبیات شفاهی ایران است. نخستین شکل‌های آن را می‌توان در «گوسان‌ها» دید که در دوره‌های اشکانی و هخامنشی داستان‌های حماسی را همراه با ساز روایت می‌کردند. بنابراین نقالی بخشی از میراث کهن ماست و آنچه امروز از نقالی موسیقایی باقی مانده، ادامه همان سنت است. نقالی را می‌توان یکی از ستون‌های اصلی ادبیات شفاهی ایران دانست.

ریشه‌های نقالی در متون ادبی کهن ایران، به‌ویژه در شاهنامه و آثار حماسی، از کجاست؟

واژه نقال بعدها در دوره قاجار رواج یافت، اما ریشه‌های عمل روایت‌گری بسیار کهن‌تر هستند. از روایت تصویری در نقاشی‌های غارها تا روایت‌های مادران برای کودکان، همه نشان‌دهنده وجود یک سنت دیرینه برای انتقال تجربه و فرهنگ است.

در شاهنامه، فردوسی بارها از کسانی مانند دهقانان، سروِ آزاد یا دانشوران نام می‌برد و می‌گوید که فلان داستان را از آنان شنیده است. حتی گاهی می‌گوید «چنین گفت بلبل»، که باز نشان از راوی شفاهی دارد. این‌ها نشان می‌دهد که شاهنامه از درون یک جهان شفاهی برخاسته و نقالی در ریشه‌های آن حضور دارد.

زبان و بیان نقالی چه نسبتی با زبان ادبی و شعر حماسی فردوسی دارد؟

این نسبت بستگی به دوره دارد. در گذشته چون عموم نقالان و مخاطبان بی‌سواد بودند، زبان نقل ساده و محاوره‌ای بود. اما امروز مخاطب آگاه است و نقال نمی‌تواند با زبان بسیار سطحی سخن بگوید.

نقال باید از شعر به‌عنوان زبان فاخر فارسی بهره ببرد، زبان معیار را حفظ کند، از واژگان نازل دوری کند، و در توضیح‌ها از محاوره بهره بگیرد. بنابراین زبان نقالی امروز ترکیبی از زبان فاخر، زبان معیار و محاوره کنترل‌شده است.

از دیدگاه ادبی، نقال چگونه روایت را از متن مکتوب به روایت شفاهی و زنده تبدیل می‌کند؟

متون حماسی برای خواندن نوشته شده‌اند، اما برای اجرا باید دراماتیزه شوند. این فرایند شامل تبدیل شعر به نثر روایی، نوشتن طومار بر اساس ساختار اجرا، تبدیل طومار به اجرا از طریق تمرین و تکنیک‌های نمایشی است. به تعبیر من، شاهنامه متنی برای خواندن است اما برای اجرا باید مسیری طی شود تا به یک روایت زنده و نمایشی تبدیل شود.

حضور و نقش زنان در تاریخ روایت‌های ادبی و نقالی چگونه بوده است؟ چه نمونه‌هایی از نقالان زن در گذشته داریم؟

سند مکتوب روشنی از نقالان زن در گذشته نداریم، زیرا زنان در اجتماع کمتر فرصت حضور عمومی داشته‌اند. اما باور من این است که زنان نخستین راویان تاریخ بشر بوده‌اند؛ همان مادرانی که روایت‌های تصویری غارها—از شکار و بقا—را برای کودکان بازگو می‌کردند.

از نمونه‌های نمادین می‌توان به شهرزاد قصه‌گو اشاره کرد که روایت را وسیله نجات جان خود و ابزاری برای تأثیرگذاری دانست. همچنین لالایی‌ها، قصه‌های کودکانه و روایت‌هایی که مادران نسل به نسل منتقل کرده‌اند، میراثی زنانه هستند.

در دوره قاجار، در مجالس زنانه، زنانی قصه می‌گفتند یا حکایت‌های طنز را به صورت موزیکال اجرا می‌کردند، اما سند مکتوبی از آنها باقی نمانده است.

در متون کلاسیک فارسی چه بازتاب‌هایی از روایتگری یا قصه‌گویی زنان دیده می‌شود؟

در پژوهش‌های موجود، بازتاب مستقیمی از روایتگری زنان در متون ادبی کلاسیک دیده نمی‌شود، جز نمونه‌هایی چون شهرزاد. احتمال دارد نقش زن در انتقال قصه‌ها بسیار بنیادی‌تر از آن باشد که در متون ثبت شده، اما برای پاسخ دقیق‌تر نیاز به پژوهش مستقل وجود دارد.

نقالی چه نقشی در حفظ، انتقال و بازآفرینی میراث شفاهی ادبیات فارسی دارد؟

در گذشته پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با نوه‌ها زندگی می‌کردند و بخش بزرگی از فرهنگ از طریق قصه‌گویی انتقال می‌یافت. امروز با کم‌رنگ شدن این ارتباط‌ها و مشغله والدین، حلقه انتقال قطع شده است. نقالان اکنون می‌توانند این حلقه گمشده باشند و روایت‌های فرهنگی را به نسل جدید منتقل کنند. اگر نقالی درست انجام شود، یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ میراث شفاهی ایران است.

آیا می‌توان نقالی را نوعی خوانش تفسیری و زنده از متون ادبی دانست؟

بله، به شرط آنکه نقال سواد تحلیلی داشته باشد. نقال می‌تواند یک واقعه شاهنامه را تفسیر کند و خوانشی نو ارائه دهد. اما متأسفانه بسیاری از نقل‌ها فقط روایت ساده‌اند و نه تحلیل. نقال امروز باید تسلط اسطوره‌ای و حماسی داشته باشد تا بتواند خوانش تفسیری ارائه کند؛ وگرنه صرفاً راوی یک قصه خواهد بود.

آینده پژوهش‌های ادبی درباره نقالی—به‌ویژه نقالی زنان—به چه سمت خواهد رفت؟

یکی از چالش‌های امروز این است که برخی دختران نقال، «اجرای حماسی» را با «تقلید از مردان» اشتباه می‌گیرند. این امر می‌تواند به شکل‌گیری نوعی خشونت در اجرای زنان و از میان رفتن لطافت زنانه منجر شود.

اجرای زنانه می‌تواند در عین قدرت، لطیف باشد و نیازی به تقلید از ساختار زبانی و جسمانی مردان نیست. باید آموزش به‌گونه‌ای باشد که دختران نقال هویت زنانه خود را در روایت حفظ کنند. آینده نقالی زنان به میزان توجه به این مسئله بستگی دارد: حفظ هویت زنانه در دل حماسه.

مرضیه نگهبان مروی

منبع: ایبنا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612