کد خبر:54022
پ
اصغر دادبه ۳

دادبه، ادیبی فرزانه و نستوه

شنیدن خبر تلخ درگذشت دکتر اصغر دادبه در این ایّام شُوم جنگ متجاوزان به خاک وطن، داغی بر داغ‌ها افزود. فقدان این دانشمند دردمند، ادیب کم‌نظیر و دغدغه‌مند زبان فارسی و هویت ملی را به خانوادۀ داغدار و دوستان و دوستدارانش تسلیت می‌گویم.

شنیدن خبر تلخ درگذشت دکتر اصغر دادبه در این ایّام شُوم جنگ متجاوزان به خاک وطن، داغی بر داغ‌ها افزود. فقدان این دانشمند دردمند، ادیب کم‌نظیر و دغدغه‌مند زبان فارسی و هویت ملی را به خانوادۀ داغدار و دوستان و دوستدارانش تسلیت می‌گویم.

دکتر دادبه از جهاتی مثل و مانند نداشت. در جشن‌نامه‌ای که انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برایش منتشر کرد نوشتم: «دکتر دادبه، ادیب است مؤدَّب، فرزانه‌ای است فروتن و بی‌ادّعا، خوش‌خُلق و خوش‌پوش و خوش‌روست. در سخنوری کم‌مانند و در جذب مخاطب و تأثیرگذاری، بیانی سحرانگیز دارد. اهل دردِ وطن است و لفظ و مفهوم ایران و هویت ملی با جانش عجین است و در خطابه‌هایش موج می‌زند. زبان فارسی را حلقۀ پیوندۀ همۀ اقوام ایرانی می‌داند و بر قوم‌گرایانی که زبان را اسباب تفرقه و تجزیه قرار می‌دهند، می‌تازد و همواره کشورهای نوظهوری که با سرقت فرهنگی قصد جعل هویت برای خود دارند را نکوهش می‌کند.»

دکتر دادبه فلسفه و ادبیات عرفانی و کلام را خوب فراگرفته و مقالات متعددی در این زمینه‌ها نوشته بود. قریب سی‌سال سعادت آشنایی و دیدار و ارتباط با او، وی را رادمردی می‌دانستم که جز به عشق به ایران و زبان فارسی نمی‌اندیشد. بی‌پروا سخن حق را بیان می‌کرد هرچند می‌دانست برایش سخت تمام می‌شود.

سالها مدیر گروه ادبیات دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی بود و مقالات ادبی بسیاری را با دقتی خاص از نظر می‌گذراند. او بسان برخی بزرگان اهل فضیلت، بیش از آنکه اهل عُزلت‌گزینی و تألیف کتب باشد، در میان مردم بود. امکان نداشت جایی سخنرانی کند و از ایران، هویت ملی و زبان فارسی داد سخن ندهد. او شاگردپروری را به مرید‌پروری ترجیح می‌داد و از روی و ریا بی‌زار بود. از گفتنِ سخن حق پرهیز نداشت و حرف دل مردم بود. می‌رنجید اما دم‌فرو نمی‌بست. از مفاخر بنام یزد بود و دل در گرو این خاک پاک داشت. در همایش‌ها و نشست‌های متعددی که در یزد و تهران برگزار کردیم، گل سرسبد سخنرانان بود. در جشن سی‌سالگی میراث مکتوب بنده‌نوازی‌ها کرد و بر ضرورت احیای میراث مکتوب تأکید داشت.

از میان محققان و مصححان بنام، به زنده‌یاد امیرحسن یزدگردی مصحح «نَفثَةُ‌المَصدور» ارادت داشت و کار ناتمام تصحیح دیوان ظهیر فاریابی و کتاب حواصل و بوتیمار دو اثری که پیشتر از وی ویرایش و چاپ شده بود را بازنگری و منتشر نمود. کتاب تاریخ کشیک‌خانۀ همایون اثری تاریخی – ادبی به نظم و نثر را که نورالدین محمد شریف کاشانی متخلّص به نجیب، شاعر و ملک الشعرای شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی تألیف کرده بود و نیز کلیات اشعار نجیب کاشانی را با همکاری مهدی صدری تحقیق و تصحیح کرد و میراث مکتوب توفیق انتشار آنها را داشت.

به یاد دارم در آیین بزرگداشت «یعقوب لَیث صفّاری و آغاز رستاخیز زبان پارسی» که در خانۀ اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، گفت: «نه علی(ع) را شناساندیم و نه رستم را. یعنی با وجود شعاری كه همۀ بزرگان ما به ما یاد داده‌اند، از جمله آن سخن مولوی كه «شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» یعنی نگاه به هر دو سوی فرهنگ ایران و غفلت كردن از هر سو، امروز می‌بینیم كار به اینجا رسیده كه متأسفانه همه بی‌خبرند. ناامید نیستم چرا كه همیشه در ایران بارِ سنگین فرهنگ را عدۀ معدودی به دوش كشیده‌اند و برده‌اند…»

دکتر دادبه بحق یکی از سرمایه‌ها و ذخائر فرهنگی کشور بود و فقدان ایشان خسرانی است جبران ناپذیر تا دگر مادر گیتی چون او فرزند بزاید.

در یکسال اخیر درگیر درمان بیماری تومور مغزی بود، با این‌که رنجی در سر و گزندی در درون داشت، در آیین افتتاح کتابخانۀ دکتر سید حسین میرمجلسی در رشت شرکت کرد و گفت وظیفۀ من است که از کار ارزشمند این پزشک فرهنگ‌دوست با حضور خود قدردانی کنم.

یاد دکتر دادبه به عنوانی ادیبی خطیب، سخنوری دردآشنا و دانشمندی که درد ایران در تمام سخنانش موج می‌زد، در دلهای ایران‌دوستان همواره زنده است. اگرچه او از میان ما رفت، اما برای دوستانش، تمام حرکات و سَکنات دست و زبان و صورتش که مالامال حب‌الوطن و درد زبان فارسی بود، خاطراتی خواهند بود نویدبخش امید به زندگی و تلاش برای ایران. یادش گرامی و اندیشه‌هایش در ذهن و فکر ایرانی پویا و مستدام.

اکبر ایرانی
مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612