کد خبر:54801
پ
اکبر ایرانی

از بنیاد فرهنگ ایران تا میراث مکتوب

پیش از انقلاب، مؤسساتی بودند که در زمینهٔ نسخ خطی فعالیت می‌کردند و بعضاً خوش درخشیدند که الگوی آن‌ها بنیاد فرهنگ ایران بود. این بنیاد در طول تقریباً پانزده سال ــ از ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ ــ حدود ۲۵۰ کتاب چاپ کرد که از میان آن‌ها، نود کتاب تصحیح متن بود. موضوع این کتاب‌ها زبان فارسی […]

پیش از انقلاب، مؤسساتی بودند که در زمینهٔ نسخ خطی فعالیت می‌کردند و بعضاً خوش درخشیدند که الگوی آن‌ها بنیاد فرهنگ ایران بود. این بنیاد در طول تقریباً پانزده سال ــ از ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ ــ حدود ۲۵۰ کتاب چاپ کرد که از میان آن‌ها، نود کتاب تصحیح متن بود. موضوع این کتاب‌ها زبان فارسی و مباحث ایران‌شناسی بود. سپس بنگاه ترجمه و نشر کتاب و بعد‌تر انجمن آثار ملی، و مؤسسات و سازمان‌های دیگر نیز در این زمینه فعالیت‌هایی کردند، اما به هر حال متولی تصحیحِ متن، در پیش از انقلاب، بنیاد فرهنگ ایران با مدیریت مرحوم دکتر پرویز ناتل خانلری بود. در دوران تصدی ایشان کار به نحو خیلی مطلوبی پیش رفت.
بعد از انقلاب، در این زمینه خلأهایی وجود داشت. سال ۱۳۷۲ که من تازه وارد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده بودم، پروژه‌ای با موضوع نسخ خطی به [مرحوم] آقای دکتر لاریجانی، وزیر وقت ارشاد، پیشنهاد داده شد؛ این کار را به من واگذار کردند. اولین اقدامِ من مشورت خواستن از بزرگان آن زمان مرحومان ایرج افشار، دانش‌پژوه، شهیدی، حائری و بسیاری دیگر بود. آن‌ها گفتند حالا که می‌خواهید در این زمینه‌ها کار کنید، بهتر است همان کار بنیاد فرهنگ را ادامه دهید، زیرا بعد از انقلاب هنوز متولی یا مؤسسه‌ای نیامده که ادامه‌دهندهٔ کار و راه این بنیاد باشد. شخصاً اطلاع زیادی از این موضوع نداشتم، اما با ارتباط‌هایی که کم‌کم با صاحب‌نظران برقرار کردم و با مطالعاتی که انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که باید کاری جدی بر روی این متن به خصوص متن فارسی انجام دهیم و در این راه باید از حمایت وزارت ارشاد نیز بهره می‌بردیم. در واقع، برخی انتشاراتی‌ها به صورت پراکنده متونی چاپ می‌کردند و هنوز هم می‌کنند، ولی این کارها از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه نیست و لازم است حتماً وزارت ارشاد از این فعالیت‌ها حمایت کند. در چاپ و تصحیح نسخه‌های خطی، بالاخره بحث هزینه‌فایده هم هست و ناشر نمی‌تواند متنی را چاپ کند که روی دستش بماند. بنابراین برای چاپِ متن‌های کهن و ماندگاری که از نظر تخصصی ارزشمندند ولی فروش خوبی ندارند، دریافت کمک مالی از نهادهای دولتی مهم است.
سرانجام طرح شناسایی و تحقیق دربارهٔ متن کهن و تصحیح آن‌ها با اولویت زبان فارسی تصویب شد و دفتر نشر میراث مکتوب را راه‌اندازی کردیم. عنوان «میراث مکتوب» را برای اولین‌بار برای نسخ خطی استفاده کردیم و به خاطر ندارم که چه کسی آن را پیشنهاد داد، اما به‌سرعت جا افتاد. بدین ترتیب کار شناسایی نسخ قابل‌تحقیق و ارزشمند و تحقیق دربارهٔ آن‌ها به جریان افتاد. مشورت‌های زیادی با اهل فن کردیم و از بین فهارس از حدود پنجاه تن از صاحب‌نظران وقت، مانند مرحوم افشار، دانش‌پژوه، حائری، شهیدی، خرمشاهی ـ که خدا ایشان را حفظ کند ـ شیخ عبدالله نورانی و خیلی‌های دیگر دعوت کردیم. حتی از آقای سید عبدالعزیز طباطبایی از قم و از آقای ولایی از مشهد کمک خواستیم. به هر روی، از جاهای مختلفی خواهش کردیم از خلال فهرست نسخه‌های خطی بهترین کارهایی که باید تصحیح و چاپ شوند پیشنهاد دهند. از بین آن پیشنهادها به صد نسخه رسیدیم و همان صد نسخه را ملاک قرار دادیم و بسیاری از کارهایی که تاکنون چاپ کرده‌ایم از بین همین نسخه‌ها بوده است، ولی به‌مرور که تبلیغات بیشتر و ارتباط‌های مؤسسه گسترده‌تر شد، با سیل معرفی نسخه‌ها و بعدتر پایان‌نامه‌ها مواجه شدیم. جریان تصحیح متن به شکلی جدی ایجاد شد و جریان یافت. در واقع نهضتی شکل گرفت، با هدف توجه به این آثار و با این استدلال که این نسخه‌ها جزو شاخصه‌های فرهنگی و تمدنی ایران‌اند و لازم است روزبه‌روز قدر و منزلت آن‌ها بیشتر شناخته شود.
رفته‌رفته که آثار را منتشر می‌کردیم، ایران‌شناسان نیز توجه بیشتری نشان می‌دادند. مثلاً حدود پانزده کتاب از مرحوم ایرج افشار چاپ کردیم. ایشان شخصیتی جهانی داشت و هر کتابی که از وی چاپ می‌شد ایران‌شناسان و صاحب‌نظران دنبال می‌کردند. ایرج افشار حلقهٔ ارتباطی گسترده‌ای در میان صاحب‌نظران داشت و دوستانش را نیز به سمت این مسیر هدایت می‌کرد که منوچهر ستوده یکی از آن‌هاست؛ از همین روی کار افشار بسیار تأثیرگذار بود.
در ابتدای کار، با ده ناشر برای انتشار و پخش این کتاب‌ها قرارداد بستیم. ما بیشتر تولید محتوا می‌کردیم و برای ناشران می‌فرستادیم تا چاپ کنند. اما پس از مدتی در عمل دیدیم که نه جلدها، نه کاغذها، نه چاپ‌ها، نه ویرایش‌ها، هیچ‌کدام یک‌دست نیستند، پراکنده‌اند. تا اینکه سال ۱۳۷۷ رسماً به مؤسسه تبدیل شدیم و آن موقع بود که کم‌کم به این فکر افتادیم مجوز انتشارات بگیریم. مجوز گرفتیم و خودمان شدیم ناشرِ همان کتاب‌های قبلی که به ناشران مختلف سپرده بودیم. در واقع آن کتاب‌ها، که تا آن زمان شمارشان به
هفتاد مجلد می‌رسید، چاپِ اول انتشارات میراث مکتوب شد. همان‌طور که قبلاً گفتم، یکی از دلایل اصلی که ما کتاب‌ها را از ناشران قبلی پس گرفتیم مسئلۀ عدم توجه ناشران به ویرایش بود. نایکدستی در همهٔ کتاب‌ها مشهود بود و اصلاً مقدمه‌ها و تعلیقات ویرایش نمی‌شد.
در نسخه‌های خطی دو نوع ویرایش مدنظر ماست. نخست ویرایشی که غربی‌ها به آن می‌گویند «اِدیتینگ» که معادل ویرایش صوری و زبانی است که ما فقط بخش مقدمه و تعلیقات را به این روش اصلاح می‌کنیم. دیگری «کریتیکال اِدیتینگ» است که برای تصحیح انتقادی متن به کار می‌رود. تصحیح انتقادی در واقع جمع‌آوری و مقابلهٔ نسخه‌ها با هم نیز هست که به دست متخصص و نسخه‌شناس یا مصحح انجام می‌شود. ممکن است مصحح با مباحث ویرایش صوری یعنی به‌کارگیری علائم سجاوندی و رسم الخط و نمایه‌سازی آشنا نباشد، بنابراین این قسمت‌ها را ویراستار دیگری بر عهده می‌گیرد. از این رو کار ویرایش نسخۀ خطی، یا به‌عبارتی تصحیح، اندکی با ویرایش‌های معمول متفاوت است. به همین دلیل، هیچ وقت روی جلد کتاب‌ها نمی‌نویسیم «ویرایش»، بلکه از اصطلاحاتِ «تصحیح»، «تحقیق» و «مقدمه» استفاده می‌کنیم که این‌ها با هم یکی انگاشته نشود. کار اصلاح مقدمه‌ها، تعلیقات و نمایه‌سازی و یکدست‌سازی را بر عهدهٔ ویراستار می‌گذاریم و کار تصحیح را به مصححِ متخصص می‌سپاریم. مصحح متن را بررسی می‌کند و می‌کوشد متن را درست بخواند و آن را با نسخه‌های موجود مقابله می‌کند.
ما چنین رویه‌ای را برای ویرایش و تصحیح نسخ خطی پیش گرفتیم. از این رو، مزیت انتشارات مؤسسهٔ میراث مکتوب نسبت به کارهای دیگر انتشاراتی‌ها این بود که نخست به ویرایش مقدمه و تعلیقات و نمایه‌سازی توجه نشان داد و دوم نظارت بر خودِ تصحیح متن و کار مصحح را نهادینه کرد. در واقع آنچه مصححان تحویل مؤسسه می‌دادند همیشه هم قابل‌چاپ نبود، بنابراین به متخصصان و مصححانی نیاز بود که کار را بررسی کنند. صاحب‌نظران بسیاری وقت خود را به بررسی آثار مؤسسه اختصاص داده‌اند. جا دارد که یاد کنم از استاد دکتر ابوالقاسم امامی ـ سایه‌شان مستدام باد ـ که اکنون در ایران نیستند. ایشان استاد بازنشستهٔ دانشگاه بودند و روزهایی به مؤسسه می‌آمدند و کارهایی را که به دست ما می‌رسید از لحاظ متنی بررسی می‌کردند.
ما در ارتباط اولیه‌مان با محققان قید می‌کنیم که نسخهٔ «اساس» را هم باید بفرستند یا اگر تحریرهای مختلفی از یک نسخه وجود دارد، باید همهٔ آن‌ها را بفرستند، چون گاهی تصحیحِ قیاسی صورت گرفته و مصحح تشخیص داده است که از میان کلمات موجود در نسخه‌ها کدام یک را انتخاب کند. بعضی متن‌ها نسخهٔ اساس و نسخهٔ اَصَح (صحیح‌تر) دارند و آن را می‌فرستند و ما به شکل اتفاقی بخش‌هایی از اول، وسط و آخر را بررسی می‌کنیم و اگر کار درخوری باشد، قرارداد را منعقد می‌کنیم و سپس مراحل بعدی را انجام می‌دهیم. مقدمه و تعلیقات را ویرایش می‌کنیم و نمایه می‌سازیم، و از آنجا که می‌گویند کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند، از فرد دیگری یا به‌اصطلاح از «چشم» دیگری می‌خواهیم یک بار دیگر از اول تا آخر متن را بخواند. در این مرحله هیچ تغییری داده نمی‌شود، فقط انتظار داریم که غلط مطبوعی، غلط تایپی و غلط ویرایشی مهم در متن یافت شود. گاهی در این مرحله، غلط‌های رسم‌الخطی زیادی یافت می‌شود. مثلاً نیم‌فاصله‌ها و «سریا»ها معمولاً در این مرحله هنوز اشکال دارند و باید رفع شوند. هر اندازه که ویرایش اولیه دقیق باشد، باز هم نمی‌توان بدون روخوانی نهایی به آن اعتماد کرد. بنابراین خواندن نمونۀ آخر بسیار مهم است.
به هر حال مؤسسه حق دخالت در متن نسخه را ندارد و فقط غلط‌های مسلّم را در پانوشت ذکر می‌کند، با این قید که در متن این‌طور بوده است. به خصوص وقتی پای آیات و احادیث در میان باشد، حتماً آن را در پانوشت اصلاح می‌کنیم. مواردی را هم که حدس می‌زنیم احیاناً در متن غلط است و احتمالاً کاتب یا مؤلف مرتکب آن اشتباه شده است در پانوشت ذکر می‌کنیم و این احتمال را هم می‌دهیم که می‌توانسته درست هم باشد. به هر روی، همه چیز را حفظ می‌کنیم. در ویرایش نسخه‌ها کسی حق ندارد چیزی را تغییر بدهد.
گاهی در ادارۀ ممیزی ارشاد نسخه‌ها را ممیزی می‌کنند و بعد به ما نامه می‌دهند که فلان کلمه را عوض کنیم و این ناشی از عدم درک مسائلِ نسخ خطی است. این متون جزو آثار تاریخی‌اند و هیچ کس حق تصرف در آن را ندارد، حتی در املاى برخی واژگان، زیرا بعضی املاها تاریخی‌اند و سیر تحول خط و آن واژه را نشان می‌دهند. البته مواردی هم در املا وجود دارد که مجازیم تغییر دهیم، مانند املای «گذاشتن» و «گذاردن» که در دوره‌های مختلفی نقطه روی حرف «د» را نمی‌گذاشته‌اند و خواندن‌ش سخت می‌شود و ما نقطه را اضافه می‌کنیم. فاصله‌گذاری‌ها را هم رعایت می‌کنیم؛ چون فرض را بر این می‌گذاریم که در دورهٔ قدیم چیزی به نام فاصله‌گذاری معنا نداشته و امروزه که

حروف‌چینیِ جدید انجام می‌شود، موظفیم نکات آن را رعایت کنیم. جالب اینجاست که در قدیم «سریا» (یا به قول برخی همزه) را در نسخه‌ها می‌نوشته‌اند و در اینجا نمونه‌ای از آن را ذکر می‌کنم. مرحوم غلامرضا جمشیدنژاد اول (۱۳۲۴-۱۳۹۹ش)، استاد عربی و فلسفۀ اسلامی، که التعریف بطبقات الأمم را به تصحیح ایشان چاپ کردیم، نسخه‌ای مربوط به علاءالدولهٔ سمنانی (۶۵۹-۷۳۶ق) از فلاسفهٔ قدیم را به من نشان دادند که در آن سریا به کار رفته و نمونهٔ بسیار جالبی بود. بعداً این علائم را در جاهای دیگری هم دیدیم و برای ما سند شد و همان موقع هم برای فرهنگستان فرستادیم.
نسخه‌های مشکول هم نکات بسیار جالبی در خود دارند، زیرا تماماً اِعراب‌گذاری شده‌اند. مثل نسخۀ بزم و رزم از استرآبادی که در سیواس ترکیه نوشته شده و آقای دکتر توفیق سبحانی چاپ کرده است. در این نسخه هم سریا وجود دارد. معمولاً حرکت‌گذاری روی کلمات نامتعارف است، اما نویسندهٔ این متن در محیطی چندزبانه (فارسی، یونانی، ترکی) بوده و جالب این است که از او می‌خواهند کتابش را به عربی بنویسد، ولی او در قرن هشتم، همان‌طور که در مقدمه آورده، بیان می‌کند که چون اغلب مردم اینجا فارسی می‌خوانند، من به فارسی می‌نویسم. نسخه‌های مشکول بسیاری داریم، مانند المصادر اثر ابوبکر بُستی که دکتر علی‌اشرف صادقی استاد زبان‌شناسی آن را تصحیح کردند و میراث مکتوب چاپ کرده است. اخیراً به این فکر می‌کنیم که نسخه‌های مشکول را به صورت عکسی نیز چاپ کنیم، زیرا نکات بیشتری برای محققان این حوزه آشکار می‌کند. مثلاً کلمۀ کج‌دُم چهار ثبت دارد: کج‌دُم، کَژدُم، گَژدُم، گِرددُم. چون در قدیم بعضی نسخه‌ها نقطه نمی‌گذاشتند، هر چهار صورت را خوانده‌اند و نسخه‌های مشکول کمک بسیاری در تشخیص گونه‌های تلفظی می‌کنند. مثلاً متوجه شده‌ایم که در هِرات کژدم می‌گفته‌اند.
البته شاید این سؤال پیش آید که مشکول بودن نسخه‌ها چه کمکی به ویرایش امروز می‌کند. برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید هدف از ویرایش را مشخص کرد. اگر بتوان یکی از اهداف ویرایش را کمک به درست خواندن دانست، مشکول بودن نسخه کمک می‌کند که مثلاً بتوانیم بین کلمات درست فاصله‌گذاری کنیم. بنابراین ما از نسخ خطی می‌توانیم برای اصلاح رسم‌الخط و فاصله‌گذاری کمک بگیریم، چنان که در این سال‌ها گرفته‌ایم و می‌توانیم جریان تاریخیِ ویرایش را در حوزهٔ رسم‌الخط و فاصله‌گذاری درک کنیم. همان‌طور که می‌دانیم اگر بین بعضی کلمات فاصله‌ها را تغییر بدهیم ممکن است اشتباه خوانده شود یا حتی معنی عوض شود. بنابراین کاری که امروزه با نیم‌فاصله یا فاصله کاملاً می‌کنیم، در قدیم با مشکول کردن می‌کردند. در قدیم، کسانی که نگاه مَدرَسی و آموزشی به زبان و خط داشتند با اعراب‌گذاری به اهداف آموزشی خود می‌رسیدند، مثلاً نسخه‌ای داریم منسوب به ابوریحان بیرونی با عنوان تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن که به همین هدف مشکول است. یا متن المرقاة، منسوب به ابوعبدالله حسین بن ابراهیم بن احمد (متوفای ۴۹۷ق) معروف به ادیب نظری را در نظر داریم نسخهٔ عکسی‌اش را منتشر کنیم، هم به دلیل اینکه تا حدی مشکل است و خطی زیبا دارد و هم به دلیل اینکه بعداً دو ترجمهٔ ترکی استانیولی و ارمنی به آن اضافه شده، یعنی قرن هشتم متن اصلی نوشته شده و قرن نهم و دهم دو ترجمه به آن اضافه شده است. در این نسخه، روی حروف فارسی و ترکی بعضاً علامت‌گذاری شده است، یعنی کوششی بوده تا نسخه را درست بخوانند. شاید از این‌ها بتوان نکاتی بیرون کشید و جای تحقیق بسیار دارد. در مجموع، نسخه‌های خطی نکات جالبی برای تحقیق دربارهٔ واژه‌ها و رسم‌الخط در خود دارد که باید به آن بیشتر توجه کرد.

یادداشت:

۱. در زمان مولوی، در دورهٔ سلاجقهٔ روم، مردم فارسی می‌خواندند و مکاتبات به سلاجقه همگی به فارسی بود و زبان ترکی فعلی مطلقاً رایج نبود. ادریس بدلیسی کتابی دارد با عنوان هشت بهشت که شامل شرح زندگانی هشت سلطان از سلاطین عثمانی است که از عثمان بیگ غازی آغاز و به سلطان بایزید دوم و جلوس یاووز سلطان سلیم ختم می‌شود. از این هشت تن تا چهار نفر دیوان فارسی دارند. در واقع کسی می‌تواند شعر فارسی بگوید که زبان مادری‌اش فارسی باشد. امکان ندارد کسی مثلاً در پنجاه سالگی زبان فارسی را در این سطح یاد بگیرد. زبان مقوله‌ای است که از کودکی باید یاد گرفت. معلوم می‌شود این سلاطین عثمانی هم به فارسی حرف می‌زده‌اند.

مأخذ: ایرانی، اکبر. «از بنیاد فرهنگ ایران تا میراث مکتوب». در «کتاب سال ویرایش»، به سردبیری نازنین خلیلی پور، ۱۳–۱۸. تهران: انتشارات همیشه، ۱۴۰۵.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612