اساساً همت و ارادهای برای انجام چنین کاری در سطح ملی و کلان نیست، دو کتابخانه مرعشی و آستان قدس که تولیتی اداره میشوند و برنامهریزی در آنها به صورت کاملاً شخصی -و البته میلی- است، کتابخانههای دولتی ما مانند ملی نیز هیچ چشماندازی برای به پایان رساندن این دست از پژوهشها تعریف ننمودهاند.
از مهمترین دلایل این عقبماندگی فقدان مدیران کاربلد و دلسوز است. مدیران این نوع از کتابخانهها بعد از انقلاب انسانهای پژوهشگر و اهل کتابی نبودهاند طی این سالها کلیدیترین مدیریتها در این حوزه به کسانی هدیه داده شد که فهم این قبیل کارها را نداشتند. کسانی مانند ایرج افشار که دغدغه این قبیل داستانها را داشت و یا مانند رسول جعفریان که از ریشه میفهمید که نسخ خطی به چه درد میخورند و به چه کار میآیند.
در این میان نباید منکر کارهای ارزشمند و نصف و نیمهای که تا کنون انجام شده گردید اما پرواضح است که عمده این فعالیتها مبتنی بر علایق شخصی عدهای علاقمند بود که بی مزد و منت برای دل خودشان به این قبیل کارها پرداختند. و اساسا برنامهریزی و پشتوانه دولتی نداشته است.
استاد مرحوم ایرج افشار در کتاب بیاض سفر خود در بخشی از خاطرات سفرش به ژاپن از فهرست ۸۰۰۰ صفحه ای نام میبرد که نام بیش از ۵۰۰۰۰۰ کتاب ِژاپنی اعم از آنچه چاپ شده و یا خطی باقی مانده است دیده میشود. برای تدوین این دوره فهرست تعداد پانصد متخصص ژاپونی مدت چهل سال کار کردهاند. (بیاض سفر: ۶۱)
این خاطره استاد افشار مربوط به سال ۱۹۵۱م/۱۳۵۰ش. است یعنی بیش از ۴۰ سال قبل !
وضعیف امروز ما تأسفبار است! و تا حد زیادی مایه شرمندگی و خجالت!
وضعیت مشوش فهرستنگاری و کتابشناسی متون کهن ما (۱)
داستان اوضاع نابسامان فهرستنگاری و کتابشناسی در کشور به اینجا ختم نمیگردد، در حوزه کتابهای چاپی نیز وضعیت به سامانی نداریم امروزه ما حتی نمی دانیم چه تعداد عنوان کتاب به زبانهای مختلف در کشور چاپ و انتشار یافته است و طی این دویست سال که از تاریخ چاپ در این مرز و بوم میگذرد چه آثاری از چه نویسندگانی انتشار یافته است.
صلاح الدین المنجد از پژوهشگران شناخته شده جهان عرب جمله مهمی در ابتدای کتاب ارزشمند خود “معجم المخطوطات المطبوعه” دارد و میگوید:
«من علامات التخلف العلمی فی البلاد العربیه اهمال تسجیل النتایج الفکری المطبوع، سواء کان مما الفه المعاصرون او خلفه القدامی»
نه اینکه این نوع نگرش را بزرگان ما نداشته و یا ندارند، بحث من بر سر این است که نگاه حرفه ای و کلان به این مسئله در کشور ما وجود ندارد. وگرنه کم نیستند کتابشناسان و پژوهشگرانی که واقف و مقر به اهمین این مقولهاند.
مایه خجالت است که دویست سال! تنها دویست سال از چاپ اولین کتاب در ایران می گذرد و ما عاجزیم از ارائه اطلاعات آثاری که تنها طی دو قرن از انتشارشان می گذرد.
دویست سال کجا بود؟! ما حتی آمار و اطلاعات درستی از کتابهایی که یکی و دو دهه پیش چاپ میشده است هم نداریم. به جهت نوع کارم منابع کتابشناسی فراوانی را مطالعه کردهام و به مخازن کتابخانههای مختلفی سرک کشیدهام، اما کم نبوده اند کتابهایی که دیگر حتی اسمی هم از آنها باقی نمانده است، یا اگر تنها اسمی از آنها باقی مانده، در این روزگار دیگر نمی شود نسخهای از آنها را به راحتی در جایی پیدا کرد.
در خصوص منابع فارسی چاپ شده در خارج از ایران و یا منابع مرتبط با ایران به زبانهای دیگر که در دیگر کشورها چاپ شده وضع بسیار تاسف بار تر است.
در اساسنامه کتابخانه ملی همه این روضه ها آمده، یعنی خیلی سالها قبل تر از جمله وظایف و اهداف کتابخانه ملی جمع آوری و شناسایی آثار منتشره به زبان فارسی و مرتبط با ایران تعریف شده است.
اما امروزه بودجه ها خرج مسائل کم اهمیت تر و البته از منظر آقایان مسؤول مهم تر می گردد. مسائلی که می شود به عنوان پُزکاری و مدیریتی رویش مانور داد و به رخ دیگران کشاند.
سطحی نگری، پژوهش ما و چهارچوب ایرانشناسی و اسلام شناسی ما را شدیداً سست و متزلزل کرده است.
بسیاری می گویند که کتابخانه ملی در این خصوص کار کرده و برنامه دارد و فلان کرده و بهمان کرده ما هم میگویم بله کرده اما رفع تکلیف کرده و الا غیر !
آنقدر غیر حرفهای و مقطعی رفتار شده که حاصل این فعالیتها نوزاد ناقص الخلقه ای بیش نیست. داستان کتابشناسی ملی ما که روزگاری به گونه ای جدی در کتابخانه ملی و در مؤسسات و مجامع علمی توسط بزرگانی چون استاد احسان یارشاطر و مرحوم ایرج افشار و آدمیت پی گیری می شد امروزه خط کمرنگی بیش نیست! و آنلاین شدن و دیجیتال شدن بهانه ای شده است برای کم کاری و بهتر بگویم بزهکاری!
البته در مقام رتبه و آمار و عدد و رقم ما الان در اعلی علیین هستیم! اطلاعات کتابخانه ملی ما بروز است و کتابشناسی ملی ما فلان و بهمان است. اما فقط یک پژوهشگر کتابشناس می فهمد که من چه می گویم و مشکلات در چه حد می باشد.
معرفی کتب چاپی یک مسئله ای است که باید حتما به آن پرداخت و معرفی نسخههای خطی مصحح داستان دیگری است که حقیقتا در این مملکت جایش خالی است!
این که ما بدانیم فلان نسخه خطی تصحیح شده کی و چه زمانی و توسط چه کسی از ضروریات ورود به مسئله تصحیح متون است.
مصحح نیاز دارد در بدو امر تصحیح به اصطلاح نسخه یابی و نسخه شناسی بداند که اثری که مد نظر قرار داده آیا پیش از این تصحیح شده است؟ یا خیر؟
صلاح الدین المنجد شاید اولین نفری بود که در ممالک عربی به صورت کاملا حرفهای به این داستان پرداخت.
المنجد ابتدا در مجله «معهد المخطوطات العربی» بخشی را به این مقوله اختصاص داد و در هر شماره آثار مخطوطی که در گوشه گوشه جهان تصحیح و انتشار می یافت را معرفی می کرد. و بعدها به نگارش کتاب «معجم المخطوطات المطبوعه» پرداخت که اساسا با همین هدف به نگارش درآمد و طی آن آثار خطی که طی سالهای ۱۹۵۴-۱۹۶۰م. به چاپ رسیده است را معرفی می نماید.
بعدها اثر شاخص دیگری در جهان عرب در این خصوص به نگارش در می آید که آن نیز در نوع خود ارزشمند است کتاب «المعجم الشامل للتراث العربی المطبوع» این کتاب که توسط معهد المخطوطات العربیه برای اولین بار به سال ۱۹۹۲م. چاپ و انتشار می یابد در بدو امر در چهار جلد چاپ می شود و بعدها مجلداتی بعنوان مستدرک بر آن افزوده می شود و البته در حال حاضر نیز آخرین مجلد این مستدرک به سال ۲۰۱۳م. که جلد چهارم این استدراک است و شامل حرفهای (ع-ل) منتشر گردیده است.
سالهاست که طرحی با نام «فهرست متون چاپی» عنوان مطرح گردیده و بیش از یک دهه سندش به نام شخصی خورده و شاید قریب به همین زمان است که مؤسسه میراث مکتوب به عنوان ناشر این اثر آنرا مطرح نموده است.
اینهم از آن رسم های عجیبی است که فقط توسط ما ایرانیان ابداع می شود! ایده ای به ذهنمان می رسد و خیلی راحت آنرا به نام خود می زنیم! نه خود می کنیم نه می گذاریم دیگران بدان همت ورزند.
حالا از این روضه ای که خواندم خود شما بگویید که ما کجای داستانیم! کاری که صلاح الدین المنجد سال ۱۹۶۲م. برای اولین بار انتشارش داد. یعنی حدود ۵۰ سال قبل و کار نکرده ای که ما الان حدود ۱۰ سال است فریادش می زنیم. و هنوز هیچ چیزی هم ارائه نکرده ایم بلکه دردی از دردهای اهل تحقیق را التیام بخشیم.
مجید جلیسه
منبع: بساتین
…………………………………………………
نظر کاربر: مرتضی از تهران
چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۲ – ۱۰:۵۰
این تاسف و نقد جنابعالی به این قضیه کاملا بجا بود.اما راهکارهایی نیز باید ارائه داد.
نظر کاربر: سیدسعید میرمحمدصادق
چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۲ – ۱۸:۲۸
سخن آقای جلیسه بسیار متین است؛ اما درباب فهرست متون چاپی که میراث در دست چاپ دارد کار آقای طیار تا سال ۱۳۸۰ است و من از ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۰ را تکمیل کرده در اختیار میراث قرار دادم. جالب است بدانیم تعداد آثار ۱۰ ساله اخیر با تعداد آثاری که از ابتدای چاپ در ایران فهرست شده است برابری کرده است. من در حال حاضر کتابشناسی سال ۱۳۹۱ شامل کتاب ها و رسایل منتشره را و برخی جا افتادههای پیشین را نیز آماده کردهام که به زودی تحویل میراث خواهد شد. امیدواریم که کتابشناسی متون هرچه زودتر چاپ شود که حقیقتاً این کتابشناسی افزون بر اینکه دوبارهکاریها را تا اندازهای کاهش میدهد، کارنامه خوبی از تلاش متنپژوهان و مصححان خواهد بود.