میراث مکتوب- جستوجو در زندگی دانشمندان سرزمینمان و بیان شرح احوال و جایگاه آنان برای نسل امروز بسیار غرور آفرین است؛ سرزمینی که قرنهای متمادی دانشمندان بزرگی را در خود پرورانیده، انسانهای پاک خصالی را تربیت کرده و آیینه تمام نمای هویت تاریخی و تمدنی ما بوده است. مطالعه سرگذشت این بزرگان در حوزه های مختلف میتواند برای بسیاری درسآموز هم باشد بزرگانی که بی شک در روند تحولات علمی کشور تأثیر گذار بوده و بی ادعا، دلسوزانه و متعهدانه در فراز و فرودهای این بستر نقش آفریدهاند و اکنون مایه مباهات و افتخار ما هستند. سرگذشت هر نامآوری برگه هویتی برای شهر و دیار او و مایه فخر و مباهات ساکنانش است. ارزش مفاخر هر شهر به فخری است که نام آنان را در شهرشان چون گوهری ناب متلألی میکند. استاد علیاکبر فیاض نیز از زمره همین افراد است. دانشمند وارسته بیادعا، سادهزیست و با تقوایی که بسیاری از بزرگان علم و ادب از فضایل و ویژگیهای اخلاقی و علمی او بسیار سخن گفتهاند. چه بسا افراد زیادی در کسوت همکاری علمی یا شاگردی او جایگاه انسانی دینی و اخلاقی وی را ستودهاند و بسیاری برای تجلیل و یادمانش تاکنون چندین مراسم بزرگ برگزار کرد. دانشسرای عالی تا دانشکدههای ادبیات و الهیات دانشگاه مشهد تأثیر فیاض بر فضای فرهنگی خراسان انکار ناپذیر است از نام از حضور در انجمنهای ادبی خراسان تا عرصه سیاست و مجلس نمایندگی مردم این شهر علی رغم این جایگاه بلند اجتماعی تاریخ و ادبی وصف نشدنی است.
علیاکبر فیاض که از او با نام کامل «علیاکبر مجیدی فیاض» نیز یاد میشود، در سال ۱۲۷۷ هجری شمسی در مشهد و در خانوادهای از سادات و روحانیون این شهر به دنیا آمد. پدرش سیدعبدالمجید ثقهالاسلام از مجتهدان و فضلای روزگار و مردی محترم بود. علیاکبر در خانه و از همان کودکی زیر نظر پدرش به آموختن قرآن و مقدمات زبان عربی پرداخت. پس از آن، در مدارس علمیه مشهد به فراگیری علوم قدیم، فقه، اصول، ادبیات و سایر علوم حوزوی مشغول شد. علیاکبر این دروس را نزد پدر و نیز استادانی جلیلالقدر و برجسته آموخت و در علوم معقول و منقول و ادبیات فارسی و عربی تبحر یافت و به جای پدر به خادمباشی کشیک اول در آستان قدس رضوی منصوب شد.
از سال ۱۳۰۷ فیاض به طور رسمی ریاست دبیرستان شاهرضا را که خود نیز در آن تدریس میکرد، برعهده گرفت. این دبیرستان که از قدیمیترین مراکز آموزشی مشهد بود، بخشی از مدرسه رضویه آستان قدس به شمار میرفت. باری ریاست دبیرستان شاهرضا تا سال ۱۳۱۳ زمینههای رفتن وی به تهران برای ادامه تحصیل را فراهم آورد. با عزیمت به تهران در سال ۱۳۱۶ فصل جدیدی از زندگی فیاض آغاز شد. درباره علت رفتن او به تهران نظرات مختلفی وجود دارد؛ اما شاید مهمترین انگیزه وی ادامه تحصیل بوده است. فیاض در ابتدای حضور در تهران توانست در مدت یک سال به صورت جهشی و متفرقه مدرک دوره متوسطه را دریافت کند. بعد به دانشسرای عالی وارد شود و از استادان بنام آن دوره بهره ببرد. سرانجام، در سال ۱۳۲۲ موفق به اخذ مدرک دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی شد.
در منابع به جزئیات بیشتری از زندگی شخصی دکتر فیاض اشاره نمیشود، ظاهراً او در سال ۱۳۲۱ در سن ۴۴ سالگی با خانم «بیبی معصومه رضوی ناظم» ازدواج میکند و تشکیل خانواده میدهد. سال بعد دخترش، نوشین متولد میشود و سال ۱۳۲۶ نیز پسرش، فرزین به دنیا میآید. علیاکبر فیاض سرانجام در ۴ شهریور ۱۳۵۰ به دلیل عارضه سکته مغزی در بیمارستان شاهرضای مشهد بدرود حیات گفت و از این جهان فانی به سرای باقی رخت برکشید. به قول بیهقی که استاد فیاض آن همه کتابش را میپسندید بزرگامردا که او بود!
همکاری با قاسم غنی و تصحیح تاریخ بیهقی
قاسم غنی را میتوان مهمترین دوست دوران زندگی و حیات علمی فیاض به شمار آورد. سر آغاز این دوستی به سالها قبل از حضور ایشان برای ادامه تحصیل در تهران برمیگردد بر اساس گفته خودش در مقدمهای که بر آخرین اثر قاسم غنی یعنی کتاب بحثی در تصوف نوشته است، این معاشرت به بیست سال قبل از حضور او در تهران باز میگردد. با توجه به اینکه مقدمه کتاب مذکور در سال ۱۳۳۱ نوشته شده است زمان آشنایی آن دو باید سال ۱۳۱۱ و قبل از حضور دکتر فیاض در تهران باشد. این دوستی با رفتن استاد به تهران جلوه پررنگتر و مستحکمتری یافت و سرآغاز همکاریهای علمی آن دو شد. همچنین دایره آن به میدان سیاست نیز کشیده شد؛ زیرا همزمان در دورههای دوازدهم و سیزدهم نماینده مردم مشهد در مجلس شورای ملی بودند. مهمترین حاصل دوستی د و و همکاری علی اکبر فیاض و قاسم غنی تصحیح عالمانه تاریخ بیهقی است که در سال ۱۳۲۴ به ثمر نشست و چاپ شد.
محمد علی جمالزاده در خاطراتش به شبی اشاره میکند که بنا بود در مصاحبت دکتر قاسم غنی به شمیران یا همان تجریش برای صرف شام به منزل کلنل علی نقی خان وزیری، موسیقیدان مشهور، برود. عصر هنگام به منزلش میرسد و در تالار انتظار چشم به راه مینشیند. شخص دیگری را در آنجا میبیند که با لباس خیلی ساده و پیراهن و عبای مستعملی به تن به انتظار دکتر غنی نشسته بود بر دیوار تالار انتظار، پرده نقاشی فرنگی آویخته بود که نظر جمالزاده را به خود جلب کرد. این تابلو شخص دستار به سری با قبا و لباده و ریش را که در آزمایشگاهی با قرع و انبیق مشغول کارهای علمی بود نشان میداد. مردی که نشسته بود، چون توجه جمالزاده را به آن نقاشی دید، به سخن درآمد و گفت این تصویر محمد بن زکریای رازی طبیب مشهور است و دکتر غنی رساله ای درباره او و مقایسهاش در زمینه علم طب با ابن سینا تألیف کرده است. این سخن کم کم صحبت جمالزاده را با شخص ناشناس که بعد معلوم شد نامش فیاض از اهالی مشهد و از اصحاب علم و دانش است به درازا کشانید. جمالزاده در این باره میگوید فیاض برای پیدا کردن شغلی با کمک دکتر غنی به تهران آمده بود و با یاری او خدا را شکر رفته رفته در تهران در کار علم و تحقیق به مقام بلندی رسید. سپس، به مشهد مراجعت کرد و در دانشگاه آن شهر و حتی تأسیس دانشکدههای آن نقش مؤثری یافت و صاحب کرسی ادبیات شد. وی در آن دیار از زمره اهل فضل و کمال به شمار میرود.
غیر از این مسئله که فیاض برای کار به تهران رفته یا قصد وی از عزیمت به آنجا ادامه تحصیل و به قول وزیر فرهنگ، وقت گرفتن کاغذ پاره مدرک بوده است که به خاطر نداشتن آن نتوانسته بود در مدرسهای که به آن علقه داشت بماند توصیف جمالزاده از وضع لباس و پوشش فیاض نشان از بی اعتنایی او به دنیا و ساده زیستیاش دارد. به هر حال این نخستین آشنایی فیاض و محمد علی جمالزاده بوده است. درباره زوایای مختلف دوستی فیاض و غنی در مقدمهای که فیاض بر کتاب بحثی در تصوف قاسم غنی نوشت و بعدها تحت عنوان «سوگنامه دکتر قاسم غنی» در مجله حافظ چاپ شد ابعاد مهمی از میزان علاقه و نگاه دکتر فیاض به قاسم غنی و نیز رابطه دوستانه آن دو به خوبی و مفصل تشریح شده است.
استاد در این مقدمه ضمن شرح احوال دوران پایانی عمر قاسم غنی از خصلتهای نیک انسانیت و فضایل اخلاقی او مینویسد و از اینکه چنین دوستی را از دست داده است احساس حزن و اندوه فراوان میکند و با تألمی بسیار از این فقدان سخن میگوید: «این رساله تازهترین تألیف دکتر غنی و محصول روزهای آخر عمر اوست و با مرگ ناگهانیاش که در حین چاپ رساله وقوع یافت، آخرین تجلی ادبی او و میتوان گفت پیام وداع اوست با خوانندگان و دوستان.»
ادبیات رابطه فیاض و غنی را مستحکمتر کرد
پس از آنکه قاسم غنی با هیئت اعزامی ایران به سازمان ملل متحد به آمریکا رفت و بعد به سفارت ایران در مصر و سپس به سفارت ایران در ترکیه منصوب شد یعنی از شهریور ۱۳۲۰ به بعد، ارتباط استاد با او بسیار کم شد و از او کمتر خبری مییافت. در این اوقات، فیاض او را فقط در روزهای معدودی که در فاصله این مأموریتها به ایران میآمد میدید اتفاقاً این ملاقاتها برای فیاض فوق العاده غمانگیز بود زیرا غنی از آسیبی بر اثر سانحه اتومبیل در آمریکا، سخت ناتوان شده بود از آن همه طراوات و شادابی پیشین تقریباً چیزی باقی نمانده بود. در ترکیه بیماری اش سخت شد و به امریکا رفت و پس از چندی از آنجا سر مکاتبهاش باز شد و نامههایی به طول و تفصیل به فیاض و سایر دوستانش مینوشت که همه زنده و گرم بود.
لحن نامههایی که دکتر غنی به فیاض مینوشت، غالباً غمناک بود. از گذشته خود و دوستان روحانیاش با تأسف و حسرت یاد میکرد. از ناهنجاری وضع سیاسی ایران و نفاق و ناروزنیهای رجال سیاست و اخلالگری هوچیها مینالید و بعد از حال خود صحبت میکرد که براثر عمل جراحی بهبود یافته و قصد دارد باز به کارهای ادبی و علمی خود مشغول شود. فیاض در این باره مینویسد: به هر حال، این نامهها که حاکی از بهبود مزاج دوست عزیز و بزرگوار ما بود، برای ما مژده بزرگی بود و همه به انتظار خبرهای هر روز خوشتری از او نشسته بودیم که خبر مرگش فرا رسید اکنون آن مرد بزرگ در ساحل سانفرانسیسکو در کنار اقیانوس آرام خفته است. دو دریا در پهلوی هم.»
علاوه بر سجایای اخلاقی آن دو که بسیار به هم شبیه و نزدیک بودند، آنچه رابطه فیاض و غنی را مستحکمتر کرده بود، علاقه و اهتمام قاسم غنی به ادبیات بود؛ موضوعی که در حیطه تخصصی فیاض قرار داشت و میتوانست این رابطه علمی را تنگاتنگ گرداند. به گفته فیاض غنی به شعر حافظ علاقه زیادی داشت و از سالها پیش یعنی از زمان شاگردی مکتب آناتول فرانس با این شاعر بزرگ آشنا بود. مواد زیادی برای مطالعه درباره حافظ جمع کرد؛ از جمله، مجموعه گرانی از نسخههای خطی و چاپی دیوان حافظ در این میان، مرحوم قزوینی به واسطه جنگ اروپا از پاریس به تهران آمد و حضور او بر دلگرمی و شوق غنی افزود آنان با همکاری یکدیگر از روی نسخههایی که غنی جمع کرده بود دیوان حافظ را به چاپ سپردند و غنی کتاب معروف خود به نام بحث در آثار و افکار و احوال حافظ را تألیف کرد: جلد اول در تاریخ سیاسی عصر حافظ و جلد دوم، تاریخ تصوف در اسلام.
نام فیاض بی تردید با تاریخ بیهقی گره خورده است
مرحوم فیاض علاوه بر آنکه معلمی فرهیخته و مدیری توانمند و رجلی سیاسی بود در عرصه قلم و نگارش انتقادی نیز نویسندهای زبردست و خوش فکر با قلمی روان همراه با دقت و وسواس علمی به شمار میرفت. وی در طول حیات علمی خود آثار متعددی را در موضوعات مختلف نگاشت که برخی از آنها تا عصر حاضر همچنان بی بدیل و مورد بهرهبرداری اهل علم و ادب است؛ البته، هرچند تمامی آثار علمی فیاض از ارزش و اهمیت بالایی برخوردار هستند در این میان دو اثر جایگاهی ویژه دارند: تصحیح تاریخ بیهقی و کتاب تاریخ اسلام تا به امروز این شخصیت بیشتر با نام این دو اثر شناخته میشود بیشک تاریخ بیهقی بعد از گذشت سالها همچنان جزو بهترین تصحیحهای موجود و مورد استفاده پژوهشگران داخلی و خارجی است کتاب تاریخ اسلام ایشان نیز با وجود آنکه بیش از هفتاد سال از تألیف آن میگذرد همچنان علاقهمندان به تاریخ اسلام از آن استفاده میکنند و به رغم ایرادها و انتقاداتی که بر آن هست، از آثار مشهور و همگانی به حساب میآید و شده است و دهها بار تجدید چاپ شده است. فیاض اولین کار نوشتاری خود را در سال ۱۳۰۵ یعنی در ۳۸ سالگی با فهرست نویسی نسخ خطی آغاز کرد فهرست کتابهای منطق در کتابخانه آستان قدس رضوی را می توان نخستین کار علمی چاپ شده وی دانست بعد از سالها کار اجرایی مداوم دوباره به کار علمی روی آورد و با قاسم غنی به تصحیح تاریخ بیهقی پرداخت.
تاریخ بیهقی چه در حیطه تاریخ و چه ادبیات فارسی از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است. تاکنون درباره تاریخ بیهقی و متن این اثر تاریخی ادبی صدها کتاب و مقاله تألیف شده است و محققان مختلف بارها آن را تصحیح کرده اند. این مسئله به خوبی نشان از اهمیت این متن ارزشمند دارد. فیاض از جمله اولین کسانی است که در تصحیح تاریخ بیهقی بیشترین همت را گمارده و بخشی از حیات علمی خویش را صرف تصحیح و تحقیق درباره این کتاب کرده است. تلاش ستودنی وی باعث شد تا این متن ارزشمند تاریخی به جامعه علمی ایران آن چنان که باید معرفی شود.
به گفته محمد جعفر یاحقی قبل از تصحیح فیاض چند چاپ از تاریخ بیهقی وجود داشته است اولین چاپ، یعنی چاپ کلکته خیلی نایاب است. نسخههای خطی تاریخ بیهقی عموماً در هندوستان یافت میشد و احتمالاً در ایران هیچ نسخهای از آن باقی نمانده بود و بعداً از هندوستان تراوش کرد و از آنجا به ایران و کشورهای دیگر راه یافت. قطعاً دکتر غنی اهتمام زیادی در این کار نداشت و به نظر میرسد تلاش فیاض است و مقدمهاش هم تنها به قلم اوست؛ ولی به دلیل ارتباط دکتر غنی با وزرا در وزارت فرهنگ چاپ میشود و نظرش هم درباره پیوند میان فیاض و تاریخ بیهقی تأمل برانگیز است: «نام دکتر فیاض بی تردید با تاریخ بیهقی گره خورده است و بدون شک فیاض است که تاریخ بیهقی را به جامعه ادبی ما شناسانده و هنوز هم راه او در فضای ادبیات ایران به اعتبار تاریخ بیهقی نام بردار و زنده است. او با همین اندکی که کار کرد نام خودش را جاودانه کرد؛ چنان که بیهقی را جاودانه کرد.»
تاریخ بیهقی معدود کتاب نثر فارسی پیش از مغول
نخستین بار علیاکبر فیاض متن تاریخ بیهقی را با همکاری دکتر قاسم غنی تصحیح و در سال ۱۳۲۴ در ۷۶۴ صفحه چاپ کرد. پیش از او سعید نفیسی نیز متن تاریخ بیهقی را تصحیح کرده بود. سیدحسن امین در این باره میگوید: «فیاض در مقدمه خود تصریح دارد که در ۱۳۱۹ سعید نفیسی دست به تصحیح این کتاب زده بود؛ اما در همان اوان، وزارت فرهنگ انتخاب گزیده ای از این کتاب را بر عهده دکتر غنی و دکتر فیاض گذاشت ولی این دو بدون اینکه برای این تفاوت ما به ازای مادی توقع داشته باشند متن کل کتاب را تصحیح انتقادی کردند.
دکتر فیاض درباره ارزش کار بیهقی از نظر تاریخنگاری و نویسندگی در همان مقدمه چاپ نخست کتاب به تفصیل مینویسد: «در جزو چند کتاب معدودی که از نثر فارسی پیش از مغول مانده است، یکی کتاب حاضر یعنی تاریخ خواجه ابوالفضل بیهقی است که از شاهکارهای ادب فارسی به شمار میرود این کتاب از جهت موضوع نمونهای از تاریخ نویسی خوب و از حیث انشا مثالی از بلاغت زبان ماست.»
به زعم فیاض بیهقی موجد فن تاریخ نیست؛ زیرا، پیش از او به زبان فارسی تاریخها نوشتهاند؛ ولی در بین مورخان قدیم هیچکس به قدر بیهقی معنی تاریخ را درست نفهمیده و به شرایط و آداب تاریخنویسی استشعار نداشته است. ابداعی که بیهقی در این فن آورده، حتی در نظر خود او بی سابقه بوده است. چنان که خود میگوید: «در دیگر تواریخ، چنین طول و عرض نیست که احوال را آسانتر گرفتهاند و شمهای بیش یاد نکردهاند؛ اما چون من این کار پیش گرفتم میخواهم که داد این تاریخ را به تمامی بدهم و گرد زوایا و خبا یا برگردم تا هیچ از احوال پوشیده نماند.»
بیهقی در طعنه به تواریخ قدیم مینویسد: «اگرچه این اقاصیص از تاریخ دور است چه در تواریخ چنان میخوانند که فلان پادشاه فلان سالار را به جنگ فرستاد و فلان روز جنگ یا صلح کردند و این آن را بزد و بر این بگذشتند؛ اما من آنچه واجب است، به جای آرم.» این واجب چه بوده است؟ نوشتن تاریخی زنده و حساس برای آیندگان؛ زیرا بیهقی به قول خود تاریخ را برای آیندگان مینوشته و به خوبی متوجه بوده است که آیندگان تاریخ زنده و حساس میخواهند. این است سر این تفصیل پردازیهای دلاویز و چهره سازیهای زیبا که مایه امتیاز این کتاب شده است. دو شرط مورخ، صداقت و اطلاع است که بیهقی بیش از خوانندگان خود متوجه اهمیت آن بوده است و بدین جهت در هر فرصتی خوانندگان را از راست گویی و حقیقت دوستی و، همچنین احاطه و اطلاع خود بر اخبار اطمینان میدهد چنان که خوانندگان در تضاعیف کتاب ملاحظه میکنند و مخصوصاً خطبه باب خوارزم (در آخر کتاب) که مورخ آنجا روش خود را در انتقاد مدارک و اسناد به شرح ذکر کرده و نموداری از طرز فکر دقیق خود را نشان داده است.
وضعیت نسخههای مختلف تاریخ بیهقی و نسخهنگاری
مندرجات کتاب بیهقی یا از مشهودات خود اوست که در روزگار با دقت تمام تعلیق میکرده یا اطلاعاتی است که با کنجکاوی بسیار از اشخاص مربوط و مطلع به دست میآورده یا منقولاتی است از کتابها که غالباً نام آنها را ذکر میکند و حتی راجع به ارزش آنها نظر خود را اظهار میدارد. بیهقی از سالیان دراز تألیف این کتاب را در نظر داشته و با علاقهمندی تمام به تهیه مواد آن مشغول بوده است. او برای این کار از موقع مساعد خود در دربار استفادهای کرده که به قول خودش برای دیگر کسی میسر نبوده است؛ ولیکن برای نوشتن تاریخ تنها داشتن مواد کافی نیست هنری هم لازم است که از آن استفاده کند؛ یعنی، انشایی که بتواند گذشته محو شده را پیش چشم آیندگان مجسم و محسوس سازد و هنر بیهقی اینجاست در نوشتههای قدیم کمتر کتابی است که بتواند با کهنگی زبان این قدر برای خوانندگان خود جذبه داشته باشد و هر خوانندهای به شرط آشنایی با زبان آن را با ولع و اشتیاق و بی کسالت و ملال بخواند. هنر بیهقی اوج بلاغت طبیعی فارسی و بهترین نمونه هنر انشایی پیشینیان است که زیبایی را در سادگی میجسته و از تماس با طبیعت زبانی مانند طبیعت، گرم زنده ساده و با شکوه بهره داشتهاند. در کتاب بیهقی نمونههای مختلفی از انشا هست و قطعههایی دارد که از حیث بلاغت سند لیاقت زبان فارسی محسوب میشود.
فیاض بعد از چاپ نخست تاریخ بیهقی متن آن را بازبینی کرد. این اثر در سال ۱۳۵۰ به فاصله ۲۶ سال از چاپ نخست آن مجدداً به اهتمام دانشگاه فردوسی مشهد چاپ شد. اگرچه فیاض فرصت آن را یافت تا متن را مجدداً بازبینی کند فوت ناگهانی وی مانع از آن شد تا ثمره تلاش چندین ساله خود را ببیند تقی بینش در این باره نقل میکند: «آقای ناظران مدیر فنی چاپخانه دانشگاه مشهد، میگفت یکی دو روز قبل از آنکه دکتر فیاض سکته کند برای بررسی نمونههای چاپی بیهقی به چاپخانه آمد و مدتی با من صحبت کرد و گفت آقای ناظران، چاپ بیهقی دارد خیلی طولانی میشود و ممکن است من زنده نمانم. کمی بیشتر کار کن که زودتر تمام بشود.»
از آن پس، تصحیح تاریخ بیهقی فیاض توسط ناشران مختلف پی در پی منتشر شد محمد جعفر یاحقی درباره این کتاب میگوید: چاپ دکتر فیاض از تاریخ بیهقی مبنای همه مطالعات است و بدون تردید ما مدیون دکتر فیاض هستیم و تمام یادداشتها و تعلیقات ایشان را در تعلیقات خودمان به کار بردیم. اهتمام دکتر فیاض در احیای تاریخ بیهقی و به دست دادن یک نمونه والا برای تصحیح متن و متنشناسی در اصل کار است و ایشان بنیانگذار این دانشکده و زنده کننده تاریخ بیهقی و به دست دهنده نمونه اعلای تصحیح متن در زبان فارسی هستند.
فیاض علاوه بر تصحیح متن تاریخ بیهقی، دو مقاله نیز درباره این کتاب تحت عناوین نثر بیهقی و نسخههای خطی تاریخ بیهقی نگاشته که به نوعی تکمیل کننده تحقیقات او درباره تاریخ بیهقی است. مقاله «نثر بیهقی» همان طور که از عنوانش پیداست، به بررسی جنبههای مختلف نثر ادبی تاریخ بیهقی میپردازد. محمد عظیمی به نقل از محمد گلبن توضیحی درباره این نوشته دارد. او میگوید که در میان یادداشتهای پراکنده استاد بهار دستخطی از شادروان دکتر علیاکبر فیاض در مورد نثر بیهقی یافته بود که در بالای صفحه اولش نوشته شده است: «در ۱۱ صفحه» اما متأسفانه صفحات ۵، ۷، ۸ و ۹ آن با وجود جست و جوی بسیار در میان یادداشتهای استاد بهار به دست نیامد. گویا این نوشته به چاپ نرسیده است. چنان که در فهرست آثار دکتر نیز نشانی از آن نیست گمان میرود هنگامی که استاد بهار سرگرم فراهم آوردن مواد برای تألیف «سبک شناسی» خود بوده، از دکتر فیاض خواسته است تا نظر خود را در مورد چگونگی نثر بیهقی بنویسد که البته به چاپ نرسیده است. شاید این نوشته را دکتر فیاض در رساله ای که درباره بیهقی نوشته است آورده باشد. چون دکتر در پای صفحه «و» مقدمه چاپ اول بیهقی مینویسد: «چون بنای این مقدمه اختصار بود بیش از این بحث نکردیم؛ لذا خواننده را به رساله جداگانه نگارنده موسوم به بیهقی» و «تاریخ» که آماده طبع است ارجاع میدهم.»
فیاض مقاله دیگری را به نام نسخههای خطی تاریخ بیهقی در سال ۱۳۵۰ تألیف و برای مجلس بزرگداشت ابوالفضل بیهقی ارائه کرد. این مقاله از جمله آخرین کارهای علمی ایشان به حساب میآید که در آن به بررسی وضعیت نسخههای مختلف تاریخ بیهقی و نسخهنگاری در گذشته پرداخته است.
منبع: علیاکبر فیاض (شخصیتهای مانا)، اصغر قائدان و حسین بیات، انتشارات سوره مهر.
آرش باستانی
منبع: ایبنا