کد خبر:53396
پ
1442824

شاهنامه بخشی از هویت و زندگی مردمان لرتبار است

نیکنام حسینی‌پور: شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است. شاهنامه‌خوانی بخشی از آداب شب‌نشینی‌ها و مراسم‌ها بوده است و نسل به نسل این سنت حسنه منتقل گردیده است.

نهصد و سی و هشتمین شب از شب‌های بخارا با عنوان «شب سی‌سخت» سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران برگزار شد. در ادامه گزارشی از این نشست را می‌خوانید.

علی دهباشی

علی دهباشی در این نشست گفت: مفتخریم که امشب به مناسبت نمایش فیلم شهر شاهنامه به تهیه‌کنندگی و کارگردانی استاد فرهاد ورهرام گرد هم آمدیم تا با قسمتی دیگر از ایران عزیزمان شهر «سی‌سخت» آشنا شویم.

سی‌سخت، شهر اسطوره‌ای

در ادامه نیکنام حسینی‌پور، رئیس روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ابتدای این نشست گفت: به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد. امشب را با یاد و نام بزرگان و اندیشمندانی شروع می‌کنیم که برای ایران و مناطق عشایر کشور صادقانه تلاش کردند و قلمفرسایی کردند و افق‌های تازه‌ای را پیش روی اندیشه‌وران و فرهنگ‌دوستان این سرزمین گشودند و آثاری را برای آیندگان به جا گذاشتند. در روزهای گذشته یکی از برجسته‌ترین‌های این حوزه دکتر جواد صفی‌نژاد جاودانه شد، یاد و نامش مانا باد. در سال‌های گذشته و در کنار ایشان نادر افشار نادری، ایرج افشار، محمود باور، کی عطا طاهری بویراحمدی و… را از دست دادیم که همواره چون چراغی روشن در مسیر فرهنگ و اندیشه ما درخشیدند. اما یاد و نامشان همیشه با ماست زیرا آثارشان را در جلوی دیدگان خود داریم.

نیکنام حسینی‌پور

رئیس روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: همچنین باید از مردم‌شناسان خارج از ایران بخصوص رینهولد لوفلر واریکالوفلر (مستر هنس) زن و شوهری که با دخترانشان بخش مهمی از تاریخ و آداب و رسوم این منطقه را ثبت و ضبط و منتشرکردند، تشکر نمایم و سایر نویسندگان بومی مثل یعقوب غفاری و هنرمندانی که با زبان تصویر و فیلم این آداب و رسوم را ماندگار کردند که از ذکر نامشان به دلیل ضیق وقت می‌گذرم. البته به دلیل ساختار اجتماعی حاکم بر استان کهگیلویه و بویراحمد همیشه این منطقه یک مورد مطالعاتی برای مردم‌نگاران و انسان‌شناسان مختلف بوده است.

شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است

نیکنام حسینی‌پور بیان کرد: در اینجا وظیفه خود می‌دانم از مردفرهنگ ایران زمین جناب آقای علی دهباشی تقدیر نمایم که از بن جان مایه می‌گذارند و با کوشش‌های فرهنگی مستمر نقشی ماندگار در اعتلای فرهنگ ایران ایفا کرده‌اند. همچنین از آقای عسکرپور عزیز، مدیرعامل ساعی خانه هنرمندان و آقای رسول صادقی گرامی معاون خانه و جمیع همکاران ایشان و شما میهمانان گرامی و هم‌تباران عزیز که با حضور ارزشمندتان ما را مفتخر کردید صمیمانه سپاسگزارم وخوشامد می‌گویم خدمت همه بزرگواران گرانقدر و جا دارد یادی کنیم از شهید مجیدی‌مهر که از جانش گذشت تا مرز ایران همچنان پر گهر باشد.

وی با بیان اینکه شب سی سخت شب یک تاریخ، فرهنگ و مردمانی سختکوش هست که با آب و آیینه، کوه و بلوط و برف و آفتاب گره خورده است، گفت: سی سخت تنها یک منطقه نیست، شعری است که طبیعت سروده، افسانه‌ای است که تاریخ روایت کرده و بهشتی است که در جنوب غرب ایران جلوه‌گری می‌کند. اگر بخواهیم این شهر اسطوره‌ای را وصف کنیم، باید شعری به بلندای طبیعت بخوانیم، شعری که هر بیتش با صدای چشمه‌ها و هر مصرعش با رنگ گل‌ها سروده شده است.

به قول زنده‌یاد فریدون داوری:

فرزند کوهستانم و از نسل باران

دارم نشاط دیگری با چشمه‌ساران

رودخانه و جنگل صفای دیگری داشت

کوه دنا حال و هوای دیگری داشت

…..

مردیم و با مردانگی‌ها آشناییم

فرزند آریوبرزن از کوه دناییم

ما صاحب اسطوره‌های بیژن هستیم

ما از نژاد سام و زال و بیژن هستیم

و……….

شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است

رئیس روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: ما از سرزمین اسطوره‌ها می‌آییم و از دیار سنگ و صلابت سخن می‌گویم، از جایی که مردانش با کوه قد می‌کشند و زنانش ریشه در غیرت زمین دارند. جایی که نفس بوی بلوط می‌دهد و آسمانش هنوز با زمین عهد دارد، ما مردمان دامنه‌های دناییم‌، کوهی که به ما آموخت خم شدن یعنی چه و ایستادن یعنی چگونه زیستن، در سی‌سخت مردان بیش از آنکه سخن بگویند عمل می‌کنند. اینجا زمین سخت است اما دل‌ها نرم، روزگار دشوار است اما اراده‌ها دشوارتر. شهری که زلزله دید اما نلرزید، زخم خورد اما نایستاد و اگر زمین زیر پایمان لرزید، به یاد آوردیم که ریشه داریم و ریشه از لرزش نمی‌ترسد. این شهر ویرانی‌ها را دیده اما به ویرانی تن نداده و ققنوس‌وار دوباره قد کشیده. سی سخت فقط یک نقطه در روی نقشه نیست، سی سخت هویت است و ریشه و همه اگر نگوییم بلکه بیشتر آنها ریشه در شاهنامه دارد.

نیکنام حسینی‌پور در ادامه گفت: در اشعار و داستان‌هایی که زنان و مردان ایل با زبان شیرین لری بیان می‌کردند شاهنامه و داستان‌هایش ساری و جاری بوده و هست. در همین شعر زنده‌یاد داوری ببینید چقدر از شاهنامه فردوسی گفته است. شاهنامه به عنوان یک کتاب هویتی، بر قوم لر بخصوص در استان کهگیلویه و بویراحمد و شهر سی سخت آثارش غیره قابل کتمان است‌. از اینکه نامگذاری سی سخت بر اساس اسطوره‌هایی بوده است که بیژن یکی از پهلوانان همراه کیخسرو پادشاه کیانی بوده است که همراه با سی پهلوان از تل خسرو و تنگه گنجه‌ای عبور کردند و در کومه‌دان یا کوخدان فعلی سکنی گزیدند و کیخسرو در گردنه بیژن پس از غسل در چشمه بشور یا چشمه میشی در گردنه از پهلوانان جدا می‌شود و به قولی در غاری غیب می‌گردد و پهلوانان به همراه بیژن در همین گردنه که الان هم برف‌گیر است و معمولاً از آذر تا اردیبهشت مسیر سی سخت به پادنا بسته می‌شود و پهلوانان در این گردنه جان خود را از دست می‌دهند و نام سی سخت به خاطر جنگجویان و سرسختی سپاهیان کیخسرو به سی سخت نامگذاری می‌شود.

به ره بر یکی چشمه آمد پدید / جهانجوی کیخسرو آنجا رسید

بدان آب روشن فرود آمدند / بخوردند چیزی و دم بر زدند

بدان مرزبانان چنین گفت شاه / که امشب نرانیم ز این جایگاه

بجوییم کار گذشته بسی / کز این پس نبینند ما را کسی

چو خورشید تابان برآرد درفش / چو زر آب گردد زمین بنفش

مرا روزگار جدایی بود / مگر با سروش آشنایی بود

از این رای گر تاب گیرد دلم / دل تیره گشته ز تن بگسلم

وی با بیان اینکه هر چند شاید اسطوره باشد اما شما همه این نام‌ها را در مکان‌های جغرافیایی سی سخت می بینید و شباهت عجیبی میان این اسطوره و تاریخ و فرهنگ این دیار وجود دارد، گفت: در حقیقت کیخسرو نمی‌میرد بلکه ناپدید می‌شود. شاید اسطوره یا افسانه باشد اما اسطوره بخشی از تاریخ و هویت ملت‌هاست و در ایران نیز چنین است. داستان‌های اساطیری شاهنامه هم در جغرافیای ایران فرهنگی و تمدن فارسی‌زبانان شکل گرفته است و اساطیر دنیای پررمز ورازی است. به قول آقای سجاد آیدنلو؛ «اسطوره‌ها به عنوان نمادهایی دیرپا شناخته و پذیرفته شده‌اند اما می‌توان گفت آنها ریشه در حقایق تاریخی داشته‌اند.»

شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است

رئیس روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: شاید بتوان گفت شاهنامه در تنها نقطه‌ای از زمین که زنده است در میان قوم لر بخصوص استان کهگیلویه و بویراحمد است. به قول استاد یاحقی؛ مناطق لرنشین به شاهنامه دلبسته‌تر و نزدیکتر هستند تا ما خراسانی‌ها. لرها قهرمانان شاهنامه را از خودشان می‌دانند و آنها پرچمدار هویت ملی ایران هستند و معتقدند خیلی از حوادث شاهنامه در این مناطق اتفاق افتاده است.

حسینی‌پور بیان کرد: پس می‌توان گفت پیوند عمیقی میان یکی از زیباترین و کهن‌ترین سرزمین‌های ایران یعنی سی سخت و کوه دنا با یکی از بزرگترین آثار ادبی و هویتی این سرزمین، یعنی شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی وجود دارد. پیوندی که نه تنها در تاریخ وجغرافیا، بلکه در روح مردم منطقه ریشه دوانده است. سی سخت ما بخشی از حافظه فرهنگی منطقه ایران است. این منطقه کوه‌های بلند، دره‌های عمیق، چشمه‌های زلال، گذرگاه‌های سخت و مردمانی سخت‌کوش دارد، همان صحنه‌هایی است که فردوسی در شاهنامه و از حال جاودانه خود به تصویر کشیده است. سی سخت و دنا در دل جغرافیای پهلوانی که فردوسی آن را ترسیم کرده است قرار دارد و یکی از برجسته‌ترین نشانه‌های آن همان گردنه بیژن است. پهلوان نامدار شاهنامه و قهرمان دل‌انگیز داستان بیژن و منیژه که یکی از محبوبترین شخصیت‌های شاهنامه است و این نامگذاری نشان‌دهنده علاقه‌مندی و دلدادگی به شاهنامه است که بلندترین گردنه خود را بیژن نام نهاده‌اند.

وی در ادامه گفت: نام‌های مردان و زنان ایل از فریدون، فریبرز، کاووس، گودرز، شهباز، تهمتن، رستم، گستهم، گشتاسب، جمشید، گردآفرید، رودابه، ماه آفرید، پوران دخت، تهمینه و… هنوز در بین مردم ساری و جاری است و نام‌های مکان‌های جغرافیایی مثل تل خسرو، تل زالی، سی سخت، گردنه بیژن، چشمه میشی، غار کیخسرو و….

رئیس روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: بنابراین شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است. شاهنامه‌خوانی بخشی از آداب شب‌نشینی‌ها و مراسم‌ها بوده است و نسل به نسل این سنت حسنه منتقل گردیده است و هم‌اکنون هم هر هفته نشست‌های شاهنامه‌خوانی در منازل و… تشکیل می‌گردد و مردان و زنان ایل و کودکان و نوجوانان شاهنامه‌خوانی می‌کنند.

شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است

حسینی‌پور در ادامه گفت: بنابراین در این منطقه اسطوره و واقعیت در کنار هم زندگی می‌کنند، کوه‌ها و گردنه‌ها و بلوط‌هایش یادآور پهلوانانند و مردمانش ادامه‌دهنده همان روح پهلوانی است که فردوسی در شاهنامه ستوده است و روح شاهنامه در این منطقه ساری و جاری است و شاهنامه در این سرزمین نه تنها خوانده می‌شود بلکه زندگی می‌شود.

وی افزود: دوست دارم سخن پایانی خودم را با نوشته‌ای از معلم بزرگ ایلات و عشایر محمد بهمن‌بیگی به پایان ببرم. جایی که در کتاب بخارای من ایل من اشاره می‌کند:

«به باغستان سی سخت رسیدم. این باغستان در دامنه گردنه بیژن و در دل سلسله جبال دنا قرار دارد……. در این زاویه دورافتاده کوهستانی ایل با باغ، جنگ با صلح، طغیان با عمران و ویرانگری با آبادانی آشتی کرده است.

من از وصف زیبایی‌های سی سخت عاجزم. همچنان که از ترسیم مسیر پر پیچ و خم یک پرستوی تیزبال در اوج فضا عاجزم. نمی‌شد از سی سخت گذشت و آرزوی توقف و درنگ نکرد. درنگ کردم بیش از آنچه که باید درنگ کردم. همه مدرسه ها را دیدم و تک تک بچه‌ها را در همه درس‌ها آزمودم، بچه‌های سی سخت هم مثل گل‌های گلستان بودند. در هیچ جا شباهت بچه و گل به اندازه اینجا نبود.

در مدارس عشایری، مشاعره و سخنوری مرتبه والایی داشت. مشاعره کودکان و نوجوانان سی سخت بیش از همه درس‌ها شیفته‌ام کرد، صدایشان از جنس آوای پرندگان بود.

در میان گویندگان ایران، فردوسی را بیش از همه می شناختند، بویراحمدی بودند خلق و خوی ایلی و حماسی داشتند اولین شعر مشاعره دو جوان سی سختی را به خاطر سپرده‌ام.

چو ایران نباشد تن من مباد / بر این بوم و بر زنده یک تن مباد.»

شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است

رئیس روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد: در پایان وظیفه خود می‌دانم با نهایت احترام و قدردانی، از استاد گرانقدر فرهاد ورهرام عزیز تشکر کنم، پژوهشگر و مستندساز و انسان دغدغه‌مندی که سال‌ها با نگاه ژرف، صبور و صادقانه‌اش به فرهنگ، تاریخ و زیست مردمان این سرزمین پرداخته است. حضور و آثار ایشان به ویژه توجه مسئولانه و انسانی‌شان به مناطق کمتر دیده شده‌ای چون سی سخت سهمی ارزشمند در ثبت حافظه فرهنگی و اجتماعی ما دارد. بی تردید آنچه از نگاه دوربین و اندیشه فرهاد باقی مانده، تنها تصویر و روایت نیست، بلکه نوعی احترام عمیق به انسان، طبیعت و رنج و امید مردمان است و از ایشان سپاسگزاریم که با تعهد حرفه‌ای و اخلاقی خود به ما آموختند، دیدن، خود نوعی مسئولیت است. به امید ساختن فیلم‌هایی درباره این استان و سی سخت‌مان که گنجینه ای است در این خاکدان. به امید سربلندی ایران و ایرانی.

اردشیر صالح‌پور

شاهنامه، سرمنشا دلیری قوم لر

اردشیر صالح‌پور، نویسنده، نمایشنامه نویس و پژوهشگر هنرهای نمایشی سخن خویش را با شعری از فردوسی بزرگ آغاز کرد و گفت: سپاس از جهاندار پیروزگر / کزویست نیرو و فر و هنر / زدانا بپرسید پس دادگر / که فرهنگ بهتر بود یا گهر / چنین داد پاسخ به او رهنمون / که فرهنگ باشد زگهر فزون / که فرهنگ آرایش جان بود / زگوهر سخن گفتن آسان بود / گهر بی هنر زار و خوارست و سست / به فرهنگ باشد روان تندرست. درود بر شما. نمی‌دانم چقدر با سی‌سخت آشنا هستید، آنچنان که در بیانات آقای دکتر نیکنام حسینی‌پور و فیلم کوتاهی که پخش شد، اشاره شد که شهر «سی‌سخت» در دامنه جنوبی کوه سرافراز دنا با ارتفاع ۴۲۵۰ متر در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد و در ۳۵ کیلومتری یاسوج و پل خسرو که پل به معنای تپه و برآمدگی است.

این پژوهشگر افزود: اشاراتی که درباره وجه تسمیه نام شهر «سی‌سخت» وجود دارد؛ از آنجا آغاز شده است که سی دلاور و سی پهلوان و سی مرد حماسی به کوه می‌زنند و دچار برف‌گرفتگی می‌شوند. این روایت با توجه به شواهد و قرائنی که عمدتاً بر نام‌های اسطوره‌ای که در جغرافیای اساطیر منطقه نیز شواهد آن موجود است، این داستان را به کیخسرو پادشاه آرمانی ایران منتسب می‌کند که در پل‌خسرو حکومت و سلطنت را به پسر عم خویش لهراسب واگذار می‌کند و از طریق چشم میشی می‌آید، که در واقع چشم میشی از دل کوهستان دنا جاری می‌شود و چشمه‌ای است که از حد یک چشمه ساکن فراتر است، بلکه جاری است و برخی معتقدند که کیخسرو اینجا بدن خویش را شستشو داد و به سوی آرمان‌های خود حرکت کرد.

اردشیر صالح‌پور با بیان اینکه در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی نیز اشارتی شده است که بخشی نسبتی با همین موضوع دارد، گفت: ابوریحان می‌گوید «که چون کیخسرو از جنگ با افراسیاب برگشت، در این روز به ناحیه ساوه عبور نمود و به کوهی به ساوه مشرف شد، بالا رفت او بدون هیچ‌یک از لشکریان به چشمه‌ای وارد شد، دو فرشته‌ای را دید و فی‌الفور مدهوش شد ولی کار با دیدن بیژن مصادف شد و قدری آب چشمه بر روی کیخسرو ریخت و رسم شستشو با اختصار به چشمه‌سار باقی ماند.»

وی بیان کرد: گردنه‌ای به نام گردنه بیژن در همین ناحیه قرار دارد و البته در سمت راست آن کوهی بسیار زیبا به نام کوه قلم قرار دارد. من در جغرافیای منطقه که مطالعه کردم، کوهی با همین نامی که ابوریحان اشاره می‌کند، شباهت لفظی دارد. دو کوه داریم؛ یکی «زرآورد» به معنی طلوع خورشید و دیگری «ساورد» به معنی غروب که سایه می‌شود. این قرائن و استنباط‌ها تا حدودی این جغرافیای اساطیری را برای ما محرز می‌کند و در باور لرهای این دیار این داستان است که این همان چشمه‌ای است که کیخسرو در آن شستشو کرد و به ابدیت و به جاودانگی پیوست. می‌دانید که در ادبیات تمثیلی برف نماد جاودانگی است و کوه نشان علوطبع است. کوه نزدیک‌ترین بخش خاک به آسمان است.

شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است

این نویسنده و نمایشنامه‌نویس افزود: اساساً ناحیه سی‌سخت یک ناحیه کوهستانی است و همین اصطلاح ساورد، شاید دلیلی است به همان ساوه‌ای که ابوریحان اشاره می‌کند. استحضار دارید که ما یک تاریخ و یک اسطوره داریم، اسطوره به عبارتی وجه آرکائیک و فانتاستیک و تخیلی تاریخ است. ما به اسطوره story and history می‌گوئیم، تاریخ گذشتگاه است. همانطور که می‌دانید؛ شاهنامه هم یک وجه اسطوره‌ای، حماسی و تاریخی دارد. بنابراین در باور اسطوره‌ها و بر اساس اقلیم و جغرافیا این انطباق در ذهنیت و باور مردمان این دیار وجود دارد و قرائن هم تا حدودی تبیین شده است اما به لحاظ خلق و خو باید عرض کنم که کلمه حماسه از واژه‌ای با نام «حمس» یعنی زمین سفت، سخت، دشوار و ناهموار گرفته شده است. بنابراین در حماسه ما با یک ابعاد سخت و سنگ و بلوط آشنا هستیم.

صالح‌پور با بیان اینکه حقیقتاً مردمان این دیار همان علوطبع کوه و سختی و مقاومت سنگ را مانند آریوبرزن، فرزند همان زمین دارند، بیان کرد: آریوبرزن در همین تنگ تامردادی که در همین ناحیه اطراف سی‌سخت قرار دارد، با سپاه دشمن مقابله کرد و همین‌طور در دوره تیمور بر اساس تاریخ شرف‌الدین علی یزدی نیز به همین مقاومت اشاره شده است. اما استاد جعفر یاحقی، استاد پژوهشگر دانشکده ادبیات فارس گفت که فردوسی جسمش در طوس اما روحش در سیاه‌چادر عشایر لر است. وقتی می‌گویم لر، منظور من لر کهگیلویه و بویراحمد و طیبی و شولستان و ممسنی است و لر بختیاری چالنگ و هفت‌لنگ و لر پیشکوه و پشتکوه و اشترانکوه و حتی لر لک که به عبارتی نیم‌لر هستند و نیم کُردند.

وی گفت: لرها شاهنامه را نمی‌خوانند بلکه آن را زندگی می‌کنند. حقیقتاً شاهنامه یک مانیفست هستی‌شناسی قوم و تبار لر است. ما شیوه‌های مختلفی را در شاهنامه‌خوانی لری داریم که من به اختصار نمونه‌هایی از آن را عرض می‌کنم. تک‌خوانی؛ یعنی یک نفر شاهنامه می‌خواند. دیگری مجلس‌خوانی است که با توجه به اینکه خودم لر بختیاری هستم، بختیاری‌ها مانند همه لرها شاهنامه را جزیی از هویت خودشان می‌دانند. استحضار هم دارید که کمتر اثر ادبی و دواوین شاعران است که از حوزه آکامی وارد حوزه‌های قهوه‌خانه‌ها، کاشیکاری‌های حمام، نقاشی قهوه‌خانه یا وارد سیاه‌چادر عشایر شود. این موهبت در فرهنگ شاهنامه نصیب قوم لُر شده است.

صالح‌پور به مجلس‌خوانی که شیوه دوم شاهنامه‌خوانی است، اشاره کرد و در شرح آن گفت: مجلس‌خوانی به این شکل است که در یک مهمانخانه‌ای که معمولاً منزل خان یا کدخدا است، افراد به ترتیب می‌نشینند و به ترتیب شاهنامه‌خوانان شروع به خوانش یک داستان می‌کنند. من به یاد دارم که در جلوی این شاهنامه‌خوان‌ها چند تا از این متکاهای گرد پهن هم قرار می‌دادند و آنها گهگاهی که از خواندن شاهنامه دچار یک غرور و هیجان می‌شدند، گرزهایی داشتند که همین گرزها را برمی‌داشتند و این رفلکس رفتاری هیجان خویش را با زدن به این بالش‌ها ایجاد می‌کردند. به یاد دارم گاهی این متکاها پاره و پرها در هوا شناور می‌شد و یک فضای کاملاً رمانتیک ایجاد می‌کرد.

این نویسنده افزود: سرهنری لایارد انگلیسی که در سال ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۳ در قلعه تُل در محضر و مباشرت محمدتقی خان چهارلنگ بختیاری بود، در ۱۸۶ سال پیش اشاره می‌کند که گاهی همسر خان به او می‌گفت؛ خان چند نفر را بفرست تا دو شاهنامه‌خوان بیایند و دو کلمه شاهنامه بخوانند تا دلمان وا شود. لایارد در خاطرات خود که در ۱۲۲ سال پیش در لندن چاپ شده است، به خاطره شاهنامه‌خوانی اشاره می‌کند و می‌نویسد؛ «وقتی شاهنامه می‌خواندند خود محمدتقی خان به پهنای صورت اشک می‌ریخت و لرها برمی‌خاستند و شروع می‌کردند به شمشیربازی و حرکتی انجام می‌دادند و گریه می‌کردند.» در آن دوره هنوز تفنگ وجود نداشت. لایارد می‌نویسد؛ از خان می‌پرسیدم که چرا این حرکت را انجام می‌دهند، اینها که افسانه است. خان می‌گفت؛ این غرور ملی ما ایرانی‌هاست که تجلی پیدا می‌کند.

شاهنامه بخشی از هویت ما و زندگی مردمان لرتبار است

اردشیر صالح‌پور بیان کرد: اما مجلس‌خوانی شیوه دوم و شیوه سوم لرها در شاهنامه نیز سهم و صلات‌خوانی است. در فارسان بختیاری رسم است که گاهی که هیجانی می‌شوند، نهیب می‌زنند و سهم و صلات می‌اندازند. در تاریخ مشروطه و فتح تهران که لرها با سه هزار سوار برای دفع استبداد آمدند، در مسیر راه شاهنامه‌خوانی می‌کردند و من به این موضوع در کتاب «فتح تهران» اشاره کرده‌ام. وجه دیگر نقالی است. اساساً لرها به شاهنامه لقب هفت لشکر را هم داده‌اند. در واقع «هفت لشکر» طومار نقالان شاهنامه از یک نقال گمنام در دوره ناصرالدین شاه قاجار است. این نقال داستان‌ها را به یک نثر روان حکایت کرده است. من وقتی تطبیق کردم که چرا لرها اینقدر به این هفت لشکر که تلخیص نثر داستانی شاهنامه است، علاقه‌مند هستند، دیدم که بسیاری از واژگان نگارشی این شاهنامه با زبان لری آمیخته است.

وی در ادامه گفت: همینجا اشاره کنم که در واقع بختیاری‌ها در جهیز دختران خود یک جلد شاهنامه هم به ودیعت می‌گذارند، من خودم شاهد این موضوع بوده‌ام. لرها بر اساس اوزان شاهنامه خودشان نیز به یک منظوم‌های حماسی اشاره کرده‌اند. منظومه حماسه پهلوانی‌های محلی بر اوزان شاهنامه است. هم‌اکنون هم لرها در مراسم خاکسپاری شاهنامه می‌خوانند و در زمان پهلوی اول که تفنگ بگیری در بین لرها آمد، دولت پهلوی دستور داده بود که از خانه لرها غیر از تفنگ شاهنامه‌ها را هم جمع کنند و معتقد بودند، تا زمانی که این لرها شاهنامه می‌خوانند همچنان غرورشان را حفظ خواهند کرد. از این حیث این آمیختگی چنان است که در همین «سی‌سخت» کهگیلویه و بویراحمد شاید از صددرصد نام افراد، بی‌اغراق باید عرض کنم که ۶۵ تا ۷۰ درصد اسامی، اسامی شاهنامه است. این تعلق ایرانیان به غرور ملی و هویت ایرانی است که از این طریق باب شده است.

صالح‌پور افزود: آخرین نکته‌ای که من باید عرض کنم این است که روحیه حماسی، طبیعت کوهستانی، دلاوری و مقاومت قوم لر و شاید همین اکولوژی طبیعت سخت این روحیه حماسی را پدید آورده است.

وی بیان کرد: من یک بیت عاشقانه برای شما می‌خوانم، فقط یک بیت. شما بفرمایید که آیا این بیت یک بیت رمانتیک و عاشقانه است یا یک بیت حماسی؟ کودنان بشکنم خاکش بریزُم / مشک عنبرش کنُم سی زُلف عزیزُم. فرهاد کوه‌کن در بیستون کوه را کند، کوه را شکست اما کار دیگری نکرد. لر می‌گوید که من نه تنها کوه را می‌کنم بلکه آن را خرد می‌کنم و الک می‌کنم و با مشک و عنبر ترکیب می‌کنم تا آن را به زلف یارم بسایم و خوشبو کنم. حتی عشق به طور موازی پا به پای حماسه قرار می‌گیرد. این تسری حماسه حتی در عشق هم که حوزه عاطفی است، تجلی یافته است و از این حیث حماسه پا به پای عشق جلوه‌هایی از قوم لر را در دل کوهستان‌های ایران زمین و در دل جنوب غربی ایران و در دل سلسله جبال تمدن‌ساز زاگرس که یک سلسله جبال تمدن‌ساز است، به نمایش گذاشته است و فرهنگ ایرانیان را با سرافرازی آواز می‌دهد و امیدواریم که این هویت و سرافرازی در ایران همچنان پایا و مانا باشد.

فرهاد ورهرام

«شهر شاهنامه» مونوگرافی از سی‌سخت

فرهاد ورهرام، پیشکسوت مستندساز در شب «سی‌سخت» گفت: با سلام و خیلی ممنون از آقای دهباشی و آقای نیکنام حسینی‌پور که این برنامه را برای اولین نمایش فیلم «شهر شاهنامه» ترتیب داده‌اند. این فیلم هنوز در جایی نمایش داده نشده است. ساختن این فیلم این‌گونه بود که یک مجموعه سه‌گانه استان کهگیلویه و بویراحمد بر اساس سه مونوگرافی در سه جا ساخته شده بود، یکی از آنها مربوط به سی سخت در سال ۴۶ است که سه مردم‌شناس همزمان با هم در سی‌سخت کار کردند. قرار بود بر اساس تاریخ گذشته کار کنیم اما من ترجیح دادم شرح‌حال سی‌سخت از زبان مردم‌شناسان در این فیلم بیان شود.

ورهرام افزود: در دهه ۴۰ استان کهگیلویه و بویراحمد فعلی که جزء فارس بود و بعد جدا شد، در آن دوره مرحوم نادر افشارنادری و گروهش عازم کهگیلویه و بویراحمد شدند و قرار بود ۶ مونوگرافی از این منطقه بنویسند. البته این مونوگرافی‌ها مردم‌شناسی صرف نبود بلکه می‌خواستند بر اساس آن در منطقه توسعه ایجاد کنند. این درست همزمان با شروع کار زنده‌یاد محمد بهمن‌بیگی بود. شکل جدید کهگیلویه و بویراحمد که امروز می‌بینیم حاصل کارهایی است که در دهه ۴۰ انجام گرفته است.

پخش مستند «شهر شاهنامه» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی فرهاد ورهرام (درباره تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر سی‌سخت) از دیگر بخش‌های این نشست بود.

طاهره مهری

منبع: ایبنا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612