کد خبر:53366
پ
کزازی

زبان پارسی میراث همه تیره‌های ایرانی است

استاد برجسته ادبیات فارسی درباره اهمیت حفظ زبان‌ها و گویش‌های ایرانی گفت: اگر واژه‌ای از یکی از زبان‌های ایرانی بمیرد، ایرانیِ جان‌آگاه باید به سوگ بنشیند. با مرگ هر واژه، گنجینه‌ای بی‌جانشین از میان می‌رود.

میرجلال‌الدین کزازی، شاعر، شاهنامه‌پژوه و استاد برجسته ادبیات فارسی، درباره نسبت ملی‌گرایی و توجه به اقوام ایرانی گفت: اندیشیدن به ایران و اندیشیدن به تیره‌های ایرانی نه تنها ناساز نیست، بلکه سخت به یکدیگر وابسته‌اند. ایران سرزمین همه تیره‌هاست؛ کرد، لر، گیلک، بلوچ، مازنی، تات و خوزی و…

او زبان فارسی را «بنگاه هم‌بهری» دانست و افزود: زبان فارسی از همه تیره‌ها بهره برده است. اگر تیره‌ای را از ایران بستانیم، بخشی از ایران فرو خواهد ریخت.

کزازی درباره اهمیت حفظ زبان‌ها و گویش‌های ایرانی گفت: اگر واژه‌ای از یکی از زبان‌های ایرانی بمیرد، ایرانیِ جان‌آگاه باید به سوگ بنشیند. با مرگ هر واژه، گنجینه‌ای بی‌جانشین از میان می‌رود.

این شاهنامه‌پژوه، شاهنامه را نامه منش ایرانی دانست و یادآور شد: شاهنامه، نامه منش و فرهنگ ایرانی است. از این دید، همه جای آن خوش است، حتی اگر در چشم دیگری ناخوش بیفتد.

این استاد برجسته ادبیات فارسی درباره جایگاه یعقوب لیث صفاری تصریح کرد: بی‌گمان یعقوب دومین مرد بزرگ پس از فردوسی در پاسداری از زبان پارسی است. او هنگامی که ستایشی عربی را درباره خود شنید، گفت: آنچه را من اندر نیابم چرا باید گفت. از آن پس زبان دربار او پارسی شد.

او یعقوب را «آزاد مردی برومند» دانست که در برابر ستمگران ایستاد و ایران‌دوستی‌اش در تاریخ ماندگار شد.

کزازی در ادامه این گفت‌وگو، خوزستان را «سرزمینی سپند» و «بازتابی از ایران در نهاد و نهان» خود دانست و تأکید کرد که این خطه کهن، جایگاهی یگانه در فرهنگ و تاریخ ایران دارد.

 استاد برجسته ادبیات فارسی در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه خوزستان در ذهن و جان او گفت: خوزستان بازتابی در نهاد و نهان من دارد که ایران می‌تواند داشت. این سرزمین سپند، یکی از کهن‌ترین بخش‌های ایران است و خوزیان از ایرانیان نژاده‌اند.

او با اشاره به ریشه‌های تاریخی نام خوزستان افزود: نام کهن این سرزمین هوچستان واچار بوده است؛ هوچ همان است که به ریخت خوز درآمده و با شوش هم‌ریشه است. از آن‌رو که خوزستان سرزمین نیشکر بوده، در فرهنگ ایران شکرستان شده است. من خوش می‌دارم که آن را شکرستان ایران بنامم.

کزازی خلق‌وخوی مردم این دیار را نیز ستود: هر خوزی را که دیده‌ام، مرد یا زنی خونگرم، مهربان و مهمان‌نواز یافته‌ام. این شکرخویی، نشانه‌ای ناب از خوی ایرانی است.

این استاد برجسته درباره نقش طبیعت خوزستان در شکل‌گیری فرهنگ و ادب ایرانی گفت: کوه، آب و آفتاب در سخن پارسی کارکردی گسترده دارند. مردمانی که در کوهپایه‌ها می‌زیند، از استواری و پایداری کوه اثر می‌پذیرند. آب نماد نرمی و روانی است.

میرجلال‌الدین کزازی، استاد برجسته ادبیات فارسی و شاهنامه‌پژوه، تاکید کرد که اندیشیدن به ایران و توجه به تیره‌های ایرانی نه تنها ناساز نیست، بلکه به یکدیگر وابسته‌اند. او زبان فارسی را «بنگاه هم‌بهری» دانست و درباره اهمیت حفظ زبان‌ها و گویش‌های ایرانی هشدار داد: «اگر واژه‌ای از یکی از زبان‌های ایرانی بمیرد، ایرانیِ جان‌آگاه باید به سوگ بنشیند.

میرجلال‌الدین کزازی، شاعر، شاهنامه‌پژوه و استاد برجسته ادبیات فارسی، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا درباره نسبت ملی‌گرایی و توجه به اقوام ایرانی گفت: ایران سرزمین همه تیره‌هاست؛ کرد، لر، گیلک، بلوچ، مازنی، تات و خوزی و… اگر تیره‌ای از ایران بگیریم، بخشی از ایران فرو خواهد ریخت.

او زبان فارسی را «بنگاه هم‌بهری» نامید و افزود: زبان فارسی از همه تیره‌ها بهره برده است و هرگونه فراموشی یا از دست رفتن واژه‌ای، گنجینه‌ای بی‌جانشین را از فرهنگ ایرانی می‌رباید.

این استاد برجسته ادبیات فارسی، شاهنامه را «نامه منش و فرهنگ ایرانی» دانست و تاکید کرد: شاهنامه، همه جای آن خوش است، حتی اگر در چشم دیگری ناخوش بیفتد.

کزازی درباره جایگاه یعقوب لیث‌صفاری در پاسداری از زبان فارسی تصریح کرد: بی‌گمان یعقوب دومین مرد بزرگ پس از فردوسی در پاسداری از زبان پارسی است. او هنگامی که ستایشی عربی درباره خود شنید، گفت: آنچه را من اندر نیابم چرا باید گفت؟ از آن پس زبان دربار او پارسی شد.

این شاهنامه‌پژوه همچنین خوزستان را «سرزمینی سپند» و «بازتابی از ایران در نهاد و نهان» دانست و گفت: خوزستان یکی از کهن‌ترین بخش‌های ایران است و خوزیان از ایرانیان نژاده‌اند. نام کهن این سرزمین هوچستان واچار بوده است و با شوش هم‌ریشه است. از آن‌رو که خوزستان سرزمین نیشکر بوده، در فرهنگ ایران شکرستان شده است و من خوش می‌دارم که آن را شکرستان ایران بنامم.

او خلق‌وخوی مردم این دیار را ستود: هر خوزی را که دیده‌ام، مرد یا زنی خونگرم، مهربان و مهمان‌نواز یافته‌ام. این شکرخویی، نشانه‌ای ناب از خوی ایرانی است.

کزازی درباره نقش طبیعت خوزستان در شکل‌گیری فرهنگ و ادب ایرانی گفت: کوه، آب و آفتاب در سخن پارسی کارکردی گسترده دارند. مردمانی که در کوهپایه‌ها می‌زیند، از استواری و پایداری کوه اثر می‌پذیرند. آب نماد نرمی و روانی است و آفتاب، نیرو و تابندگی فرهنگ ایرانی را می‌نمایاند.

منبع: میراث آریا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612