کد خبر:46878
پ
1405962

ایزد تیشتر و ستایش زیست‌بوم ایران

سیزده نوروزی برابر با روز تیر ایزد و ماه فروردین، از کهن آیین‌های نیاکان ایران است که از هزاره‌های دور به نیکی پاس داشته شده است.

میراث مکتوب- نگهبانی و گرامیداشت طبیعت و زیست‌بوم‌های بشری در گذر هزاران سال همواره برای ایرانیان وظیفه‌ای بزرگ و مقدس دانسته می‌شده است، بسیاری از باورها، آئین‌ها و جشن‌های ایرانی از پدیده‌های طبیعت برخاسته و از آن الهام گرفته است.

بزرگترین جشن ایرانیان از کهن روزگاران تا به امروز، جشن زایش دوباره طبیعت یعنی نوروز بوده است که گردش سال خورشیدی از نو شروع شده و دنیا را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی می‌کند

سیزده بدر یکی از آیین‌های نوروزی است که چند هزار سال از آن می‌گذرد. سیزده نوروزی برابر با روز تیر ایزد و ماه فروردین، از کهن آیین‌های نیاکان ایران است که از هزاره‌های دور به نیکی پاس داشته شده است.

در انتهای نوروز جشن سیزده‌بدر است که برخلاف باور کنونی که نحسی آن را بدر می‌کنند، جشن سیزده فروردین روز بسیار فرخنده و مبارک است، تا کنون در هیچ منبعی ذکر نشده که سیزده روز نحس است بلکه آن را بسیار فرخنده می‌دانستند. مثلاً در آثارالباقیه جدولی برای سعد و نحس بودن وجود دارد که در آن سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمه سعد به معنی نیک و فرخنده آمده و به هیچ وجه نحسی ندارد.

سیزدهم هرماه زرتشتی که تیر روز نامیده می‌شود مربوط به ایزد تیر است که در پهلوی آن را تیشتر می‌گویند و جشن تیرگان و آبریزگان در روز تیر از ماه تیر برگزار می‌شود.

چون ماه فروردین هنگام جشن و شادی و موقع فرود آمدن فروهرهاست و به همین دلیل ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است روز سیزدهم نوروز را که فرخنده است به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند و در حقیقت به این ترتیب دوره نوروز را به پایان می‌رساندند.

اینکه چرا مردم دوازده روز نخست سال را جشن می‌گیرند و روز سیزدهم به دشت و صحرا و باغ می‌روند در کنار طبیعت و سبزه و گل و گیاه و چشمه‌ها، روز را به شادی می‌گذرانند، بی‌گمان ریشه در اسطوره‌ها و رفتارهای کهن ایرانیان دارد. در اسطوره‌های ایرانی، عمر جهان ١٢ هزار سال است. پس از این ١٢ هزار سال، دوره جهان هستی به پایان می‌رسد و خویشکاری انسان، که همانا نبرد با تیرگی و اهریمن است، به سر می‌رسد. از آن پس جهان مادی دیگر وجود ندارد و انسان‌ها به جایگاه همیشگی خود که جهان مینو باشد، بازمی‌گردند. پس روز سیزدهم، روز رهایی انسان از جهان مادی و روز بازگشت روان‌ها به مینو و روز بزرگ رامش کیهانی است. از همین‌روست که مردم ١٢ روز نخست سال را تمثیلی از عمر ١٢ هزار ساله جهان می‌گیرند و روز سیزدهم، به نشانه رهایی، به دامن طبیعت و آب‌های روان می‌روند و روز را با شادمانی و سرخوشی می‌گذرانند.

آثار الباقیه ابوریحان و دانشنامه مزدیسنا

ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» برنامه نوروزی ساسانیان را به نقل از دانشنامه مزدیسنا این گونه نوشته است: «آیین ساسانیان در این ایام چنین بود که پادشاه به روز نوروز شروع می‌کرد و مردم را اعلام می‌نمود که برای ایشان جلوس کرده که به ایشان نیکی کنند و روز دوم را برای دهقانان نیز که قدری مقامشان بالاتر از توده بود، جلوس می‌کرد و خانواده‌ها نیز در این قسمت داخل بودند و روز سوم را برای سپاهیان و بزرگان در مورد آن جلوس می‌کرد، روز چهارم را برای اهل بیت و نزدیکان و خواص آن خود و روز پنجم برای خانواده و خدم خود و بهر هر کدام آنچه مستحق رتبه و اکرام بودند ایصال می‌کرد و آنچه مستوجب و سزاوار مبرت و انعام بودند می‌رساند، چون روز ششم می‌شود از قضای حقوق مردمان فارغ و آسوده شده بود و برای خود نوروز می‌گرفت و جز اهل سنت و اشخاصی که سزاوار خلوت‌اند کسی دیگر را نمی‌پذیرفت در این روز آنچه را که در روزهای گذشته برای شاه هدیه آورده بودند اما به احضار می‌کرد و آنچه می‌خواست تفریق می‌نمود و می‌بخشید و هر آن و هر چه که قابل خزانه و تودیع بود نگه می‌داشت. روز سیزدهم نوروز در ایران، همگان برابر یک رسم به بیرون شهر رفته و به تفریح و گردش می‌پردازند تا به اصطلاح نحوست این روز را به‌در کنند. به این ترتیب شاه از روز ششم به بعد یعنی تا ۱۶ فروردین ماه به جشن‌های خصوصی می‌پرداخت.»

سیزدهم فروردین، روز ایزدبانوی باران

برخی از تاریخ‌پژوهان بر این باورند یکی از دلایل حفظ سیزه‌به‌در در بین مردم به مناسبت هم‌نام بودن این روز با نام تیشتر، ایزد بانوی باران بوده است و مردم برای نیایش و درخواست باران برای رونق کشاورزی بیرون می‌روند.

در همین زمینه کوروش نیکنام در کتاب «از نوروز تا نوروز» می‌نویسد: «سیزدهم روز از ماه فروردین، تیر یا تِشتَر نام دارد. ایزد تیر یا تیشتر که در اوستا، یَشتی هم به نام آن وجود دارد ایزد باران است و در باور پیشینیان پیش از زرتشت اسپنتمان برای این‌که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشک‌سالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند. در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌فتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند.»

سیزده نوروز در دربار پادشاهان ساسانی

عبدالعظیم رضایی در کتاب «تاریخ و فرهنگ ایران» چنین نقل می‌کند: در نخستین روز جشن زنان و دختران پایتخت با لباس‌های حریر آبی و سبز و مردان با جامعه‌های نو دوخته در صحن حیاط کاخ شاهنشاهی که آن را «وهوشت آخر» یا بهترین جهان می‌نامیدند گرد آمده و در تالار بزرگ میوه و شیرینی و آشامیدنی قرار داده بودند.

ستاره شناسان در گوشه‌ای تالار سرگرم محاسبه موجود و استخراج و اعلام تحویل سال نو بودند و به محض اشاره آنان سردار سلطنتی پرده مروارید نشان را با آرامش تمام باز می‌کرد و با صدای بلند اعلام می‌داشت که زبان‌ها را نگاه دارید زیرا اکنون در برابر شاهنشاه ایران هستید. تمام مردم که به سلام ایستاده بودند تعظیم می‌کردند انوشیروان بر تخت جواهر نشان که با یاقوت سرخ پوشیده بود جلوه می‌نمود.

توانمندترین مرد جهان لباس نیم تنه، شال سفید و شلواری از حریر آسمان رنگ به تن داشت. تا جشن مانند هلال ماه بود و گوی مروارید و نشان در آن جای داشت. گردنبند حمایل و بازوبندی مرصع داشت، گرزی به وزن نود و یک من از طلای ناب با زنجیر طلایی از سقف تالار و در کنار تخت آویزان بود پس از تعظیم ممتد حاضران موبد موبدان به حضور شاهنشاه رفته اظهار می‌داشت.
انوشک بومی اکامک رسی یعنی جاویدان بمانی و کامیاب گردی رهبر و روحانی ضمن ستایش پادشاه دادگستر نوروز را شادباش می‌گفت.

سبزه گره‌زدن، نماد پیوند مشی و مشیانه

درباره فلسفه گره‌زدن سبزه که یکی از رسوم سیزده‌به‌در است، اظهارات زیادی شده است. از جمله گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب «سنی ملوک الارض و الانبیا» و گفته‌های «آثار الباقیه» که هردو بر پایه همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. بر اساس مطالب این دو کتاب، مشی و مشیانه روز سیزدهم فروردین با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون گواه‌گیری و پیمان بستن شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه مورد، پایه ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به‌خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را – به‌ویژه دختران و پسران دم بخت – انجام می‌دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می‌کنند و سبزه گره می‌زنند.

پیوند آب و سبزه از نشانه‌های آبادانی

سبزه به آب افکندن هم از آیین‌های روز سیزدهم فروردین است و پیشینه‌ی بسیار کهنی دارد. اسطوره‌شناسان می‌گویند که افکندن سبزه‌های تازه سربرآورده‌ی نوروزی به آب روان جویبارها، دادن پیشکش به ایزد آب «آناهیتا» و ایزد باران و جویبارها «تیر» است. بدین‌گونه گیاهی را که خود این ایزدان پرورانده‌اند به خود آن‌ها بازمی‌گردد و برکت و باروری را در سال نو پدید می‌آورد. این را هم از یاد نبریم که در گاهشمار زرتشتی روز سیزدهم هر ماه ویژه‌ی ایزد باران «تیر» است. در این روز نیایش‌هایی انجام می‌شود و مردم آرزو می‌کنند که باران ببارد و سبزه و گیاه بروید و زندگی تازگی و شادابی از سر بگیرد. آیینی که هنوز هم در میان ایرانیان دیده می‌شود این است که سبزه خوان نوروزی را از خانه به همراه می‌برده‌اند تا به آب روان بسپارند. آب و سبزه هر دو نشانه‌های آبادانی، فراخی، روزی، شکفتگی و شادابی‌اند. پیوند سبزه با آب پیوندی بسیار بشگون و همایون است.

نوروز، که نوشدن اندیشه‌ها و کوشش برای بهترین شدن است، آیینی بس نیکو و پرمفهمومی را در نهاد خود دارد. باید همواره به یاد داشته باشیم که جهان امروز، نه با چشمداشت بر خاک و سرزمین که با تاختن بر اندیشه‌ها، باورها و هویت ملی، چیرگی بر مردمان را در سر می‌پروراند، تا همه ارزش‌های تاریخی خود را به فراموشی بسپارند. در دنیای امروزی با تکیه بر تاریخ و فرهنگ خویش، آیین‌های نیک نیاکانی را به درستی پاس بداریم و با خرد و اگاهی نگاهبان ریشه‌های فرهنگی خود باشیم.

منبع: ایبنا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612