کد خبر:61466
پ
پرویز ناتل خانلری

پرویز ناتل خانلری کاروان‌سالار سخن و نسل بی‌تکرار

هم‌زمان با یکم شهریور سالگرد درگذشت پرویز ناتل خانلری، مهدی نوریان، استاد دانشگاه اصفهان، در یادداشتی با مرور خاطرات خود از این استاد ادبیات فارسی، از جایگاه علمی، اخلاقی و پژوهشی او و نسلی از استادان ادبیات دانشگاهی ایران نوشته است.

اول شهریور ماه هر سال، برای من یادآور کوچ ابدی و اندوه‌بار استاد فقید، دکتر پرویز ناتل خانلری است؛ مردی که بی‌گمان یکی از ارکان استوار، تاثیرگذار و معماران اصلی فرهنگ و زبان فارسی در روزگار ما بود. وقتی به سالیان دراز معلمی و پژوهش خود در دانشگاه می‌نگرم و چهره‌های درخشان نسل نخست ادبیات دانشگاهی را پیش چشم می‌آورم، درمی‌یابم که ما با یک نسل کاملاً بی‌تکرار و بی‌جانشین روبه‌رو بوده‌ایم. کسانی چون دکتر خانلری، دکتر ذبیح‌الله صفا، دکتر محمد معین و دکتر حسین خطیبی، نخستین دانش‌آموختگان دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران بودند که زیر دست استاد بزرگ، بدیع‌الزمان فروزانفر، پرورش یافتند. این بزرگان هرکدام دریایی حیرت‌انگیز از دانش، حافظه و فضل بودند که حیات فرهنگی امروز ما همچنان بر شانه‌های استوار آنان تکیه زده است. در این میان، سلوک علمی، اخلاقی و خاطراتی که از پیوند عمیق دکتر خانلری با استادش فروزانفر در ذهن دارم، به خوبی نشان‌دهنده آن است که بزرگی علمی این نسل، چگونه با فروتنی و اخلاق والای انسانی گره خورده بود.

پرویز ناتل خانلری کاروان‌سالار سخن و نسل بی‌تکرار

حرمت استاد: تجلی عینی اخلاق علمی

یکی از عمیق‌ترین و زیباترین صحنه‌هایی که از دوران دانشجویی خود به یاد دارم و نشان‌دهنده پایبندی مطلق دکتر خانلری به حفظ حرمت استاد و به جای آوردن حق استادی است، به کنگره بین‌المللی خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی بازمی‌گردد. در جلسه افتتاحیه این کنگره که در تالار ابن‌سینای دانشکده پزشکی برگزار شده بود، من به عنوان دانشجو حضور داشتم. در آن روزها دکتر خانلری خود از برجسته‌ترین و مقتدرترین چهره‌های علمی، ادبی و اداری کشور بود و جایگاهی بسیار رفیع داشت؛ اما رفتار او با استاد پیرش، بدیع‌الزمان فروزانفر، درس بزرگی از اخلاق و ادب برای همه ما بود.

با چشمان خودم دیدم که دکتر خانلری با چه احترام و خضوع وصف‌ناپذیری، زیر بغل استاد فروزانفر را گرفته بود و قدم به قدم و پله‌پله او را با احترامی تام به بالای تالار هدایت می‌کرد تا در جایگاه خویش مستقر شود. این رفتار صمیمانه و متواضعانه، نمادی عینی از رعایت حق استادی در سنت ادبی ما بود. پس از آن نیز فروزانفر بدون داشتن هیچ‌گونه یادداشتی، تکیه بر حافظه خارق‌العاده خویش، نزدیک به یک ساعت درباره موقوفات خواجه رشیدالدین در شهرهای مختلف مانند زنجان و شیراز با ذکر دقیق اعداد و ارقام صحبت کرد؛ سخنرانی شگفت‌انگیزی که مانند سیل جریان داشت و همه ما را مات و مبهوت ساخت.

پرویز، آمدی؟؛ پیوند تقدیرآمیز خانلری با مکتب فروزانفر

خاطره شگفت‌آور دیگری که نشان‌دهنده پیوند عمیق روحی و عهدشناسی میان استاد و شاگرد در آن نسل است را از زبان خود دکتر خانلری نقل می‌کنم. ایشان پس از درگذشت استاد فروزانفر، در مجلس بزرگداشتی که در تالار دانشکده ادبیات برگزار شده بود، سخنرانی کردند و داستانی شنیدنی از نخستین برخورد خود با فروزانفر تعریف نمودند. خانلری می‌گفت در عهد نوجوانی، هنگامی که برای امتحانات نهایی کلاس ششم ابتدایی به دارالفنون رفته بود، فروزانفر به عنوان ممتحن از او خواست شعری از بر بخواند. خانلری پس از قرائت شعر، با جسارتِ دوران جوانی اجازه خواست تا شعری از سروده‌های خودش را که در سبک اشعار کهن و حماسی (برگستوانه‌ای) سروده بود بخواند. فروزانفر با شنیدن شعر، قریحه سرشار او را دریافت و پرسید که می‌خواهی در آینده چه کاره شوی؟ خانلری پاسخ داد که پدر و اجدادش در وزارت امور خارجه بوده‌اند و او نیز قصد دارد همین راه را برود. اما فروزانفر با قاطعیت به او گفت: «نه، تو باید بیایی به رشته ادبیات».

بخش شگفت‌انگیز داستان اینجاست که شش سال بعد، وقتی خانلری دیپلم گرفت و به عنوان دانشجوی سال اول وارد کلاس رشته ادبیات دانشگاه شد، فروزانفر به محض ورود به کلاس شلوغ و نگاهی به چهره‌ها، با وجود گذشت سالیان طولانی و تغییرات ظاهری دوران جوانی، او را بازشناخت و بی‌درنگ گفت: «پرویز، آمدی؟». این خاطره به خوبی نشان می‌دهد که استادان آن روزگار چگونه با تیزبینی و تعهد، استعدادها را کشف کرده و پیوند علمی خود را با شاگردانشان در طول دهه‌ها حفظ می‌کردند.

پرویز ناتل خانلری کاروان‌سالار سخن و نسل بی‌تکرار
مهدی نوریان

نظم آهنین پژوهشی و وقف زندگی برای تدوین تاریخ زبان فارسی

در دورۀ دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران، درس «دستور تاریخی زبان فارسی» به عهدۀ استاد خانلری بود. ساعت کلاس ما، ده صبح یکی از روزهای هفته تعیین شده بود. از آنجا که تقریباً همۀ دانشجویان آن کلاس شاغل بودیم، حضور در دانشگاه در آن ساعتِ وسط روز برایمان بسیار دشوار و هماهنگ‌کردنش سخت بود. در همان اولین جلسه، صمیمانه و با احترام از استاد درخواست کردیم که در صورت امکان، ساعت کلاس را تغییر داده و به عصر منتقل کنند تا حضور همگان تسهیل شود.

استاد با همان مهربانی، وقار و ادب ذاتی که همواره در رفتارشان داشتند، از ما عذرخواهی کردند و در پاسخ گفتند: «من هر روز ظهر پس از کارهای دانشگاهی مستقیماً به خانه می‌روم و تألیف کتاب تاریخ زبان فارسی را که فیش‌های آن روی میز کارم گسترده است پی می‌گیرم و تا صبح روز بعد نیز از خانه بیرون نمی‌روم. با آنکه پیوسته از مراجع و جاهای مختلف دعوت‌نامه می‌رسد که مثلاً در جشن سالگرد استقلال هند یا نظایر آن شرکت کنم، هیچ‌یک را نمی‌پذیرم تا وقت باارزشم تلف نشود. اگر قرار باشد عصرها مجدداً برای کلاس به دانشگاه بیایم، یک روز کامل من عملاً از دست می‌رود و زنجیره پژوهشم قطع می‌شود…».

این پاسخ صریح و محترمانه، نه تنها ما را کاملاً مجاب ساخت، بلکه درس بزرگ و عملی از نظم آهنین، برنامه‌ریزی دقیق پژوهشی و عشق و پشتکار بی‌کران استاد به کار سترگ زندگی‌اش یعنی کتاب گران‌سنگ تاریخ زبان فارسی به ما آموخت؛ درسی که ارزش آن برای ما کمتر از خودِ درس دستور تاریخی نبود.

ارزیابی کارنامه ادبی و فرجام کاروان‌سالار سخن معاصر

سراسر زندگی دکتر خانلری وقف خدمت به زبان و ادبیات فارسی بود. هرچند او در حوزه‌های مختلف اداری و فرهنگی منشأ خدمات بسیار بزرگی شد، اما همواره اصالت ادبی و علمی خویش را حفظ کرد. او به همراه دیگر هم‌دوره‌ای‌هایش نظیر دکتر صفا و دکتر معین، نخستین نسل از نوابغ ادبیات دانشگاهی ما بودند که هرگز تکرار نخواهند شد. تواضع علمی آنان در کنار تسلط بی‌کرانشان بر متون کهن، شالوده استواری برای زبان فارسی معاصر پدید آورد. یادآوری اخلاق، ادب علمی و عظمت فکری کسانی چون دکتر خانلری به ما می‌آموزد که پیشرفت‌های فرهنگی و ادبی امروز، مدیون پایمردی و ایثار بزرگ‌مردانی است که جان و عمر خود را در راه اعتلای این زبان فاخر فدا کردند. نام و یاد دکتر خانلری به عنوان کاروان‌سالار راستین سخن معاصر، همواره در تاریخ فرهنگ ما جاودان خواهد ماند.

مهدی نوریان

استاد دانشگاه اصفهان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8 ، روابط عمومی مؤسسه پژوهی میراث مکتوب؛ صندوق پستی: 569-13185
02166490612