امروز چهارشنبه، 28 مردادماه ۱۴۰۵، یکصد و هجدهمین محفل ماهانه و دوستانۀ مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب، موسوم به چهارشنبههای دیدار، در سالن کتابخانۀ این مؤسسه برگزار شد.
این جلسه به یاد بدرالدین کتابی (1291 ـ 1366) اندیشمند، ادیب و مترجم، با سخنرانی مهدی گلشنی، اسفندیار معتمدی، و احمد کتابی، فرزند بدرالدین کتابی، برگزار شد.
در ابتدای جلسه کلیپی کوتاه شامل تصاویر آثار بدرالدین کتابی و سخنانی از مهدی محقق دربارۀ وی پخش شد.
در ادامه مهدی گلشنی، استاد فیزیک و فلسفۀ علم، با تأکید بر این که بدرالدین کتابی استادی جامعنگر بود، شرحی از تحولات علمی و تحول در نگاه به علم بیان کرد و گفت: در دورۀ تمدن اسلامی در مراکز علمی همه علوم تدریس میشد و بسیاری از افراد جامع همه علوم بودهاند. اما در اروپای جدید مسیر متفاوتی شکل گرفت و تحت تأثیر علم تجربی و نگاه پوزیتویستی، مدتی دین و فلسفه به نگاه تحقیر و طرد نگریسته شد. از نیمۀ دوم قرن 20 همین نگاه هم دوباره تغییر پیدا کرد و کسانی گفتند که در زمینۀ اخلاق و پرسشهای بنیادین انسان باید از دین و فلسفه کمک گرفت و این موجب رونق دوبارۀ این حوزهها شد.
وی گفت: استنتاجی که در نتیجۀ این تحولات میتوان داشت این است که یک تخصص نمیتواند پاسخ همه پرسشهای ما را بدهد و ما باید با وسعت دادن به دید خود به یک بینش کلنگر برسیم.
وی با بیان این که این کلنگری در دانشگاههای غربی دنبال شده و در برنامهریزیهای درسی آنها گنجانده شده است، افزود: در حالی که دانشگاه MIT، که دانشگاه صنعتی شریف با الگو از آن ایجاد شده، در راستای ایجاد همان کلنگری دانشجویان مهندسی را موظف کرده 6 یا 7 درس از علوم انسانی در دورۀ تحصیل خود بگذارنند، اما این نگرش در کشور ما ایجاد نشده و ما هنوز در همان شکل و صورت قدیمی داریم برنامههای دانشگاهها را طراحی و اجرا میکنیم.
وی بدرالدین کتابی را فردی دارای نگرش کلنگر توصیف کرد و گفت: ایشان پس از تحصیلات ابتدایی، به یادگیری فقه و فلسفه پرداخت و پس از ورود به دانشسرای عالی نیز همه دروس علوم پایه و علوم انسانی را گذراند. وقتی هم وارد دانشگاه اصفهان شد، دروس مختلفی را تدریس میکرد.
وی سپس عباراتی از نوشتههای بدرالدین کتابی را خواند که در نقد غربزدگی و نقد اهمیت ندادن به هویت ملی و دینی بود و افزود: وی در نوشتههایش بر کامل نبودن و عدم قطعیت دانش انسانی، که فیزیکدانان بزرگی نیز چنین رأیای دارند، و همچنین این نکته که هدف از علمآموزی بایستی خود علم باشد و نه این که صرفا علم در مقام ابزار رسیدن به مقاصد دیگر شناخته شود، تأکید داشت.
در بخش بعدی جلسه امروز اسفندیار معتمدی از بزرگان اهل اصفهان یاد کرد که ضمن مهاجرت به تهران به افرادی اثرگذار در سطح کشور بدل شدهاند؛ از جمله نجمالدوله و خاندان او، خانواده فروغی و … .
وی یکی از این افراد را بدرالدین کتابی دانست و گفت: او هم از طرف پدری و هم از طرف مادری از خانوادههای اهل علم بود. پدرش هلالالدین نام او را بدرالدین گذاشت و بدرالدین علوم و فنون مختلفی میآموزد و با شم و خلاقیت خود، آنها را به دیگران انتقال میدهد.
در ادامه احمد کتابی نیز سخنانی دربارۀ پدر خود، بدرالدین کتابی، بیان کرد.
دکتر ایرانی نیز در بخشی از جلسۀ امروز از زندهیاد دکتر سید جلال حسینی بدخشانی و خدمات او در چاپ و انتشار بیش از 20 جلد کتاب در همکاری با مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب یاد کرد و گفت: پیکر ایشان احتمالا در اوایل شهریورماه در نیشابور به خاک سپرده خواهد شد.
محمودرضا سلیمانی، شهردار ششتمد، نیز در بخشی از این جلسه طی سخنانی کوتاه از برگزاری همایشی ملی با موضوعیت ابوالحسن بیهقی در مردادماه 1406 در این شهر خبر داد و از حاضران دعوت کرد آثار خود در این موضوع را به دبیرخانۀ این همایش ارسال کنند.
بخش پایانی این نشست نیز به اجرای موسیقی اختصاص داشت.