- مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب - https://mirasmaktoob.com -

آمیختگی کلام «سعدی» با گوهر حکمت

سعدی اولا به اعتبار بزرگی‌اش در عالم شعر و ثانیا با توجه به زمان پر‌آشوب و پر‌خطری که در آن می‌زیسته شعر را با حکمت درآمیخته و در آثاری مثل گلستان و بوستان و نصیحه‌الملوک و‌… هم بیشتر حکمت گفته است. سعدی شاعر است و اگر فی‌المثل عظمت او را در اخلاق و کلام و عرفان بدانیم باید متوجه باشیم او را از بسیاری از اسلاف و اخلافش در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار داده‌ایم. سعدی را باید با شاعران و حکیمان قیاس کرد، نه با متکلمان و عارفان و… . به عبارت دیگر سعدی در کلام و اخلاق و عرفان و سیاست هر چه می‌اندیشیده عظمتش در شاعری اوست؛ اما چه کنیم که اخلاق و کلام و دینداری و سیاست در شعر و ابداع شعریش جلوه آشکار دارد و حتی در سیاست درس‌های خوبی از او می‌توان آموخت. در دهه‌های اخیر آثار سعدی کمتر خوانده می‌شود، وقتی هم می‌خوانند با تامل و تذکر نمی‌خوانند و مخصوصا آثار منثورش را وعظ و اندرز عادی و هر روزی تلقی می‌کنند و در گوش جان نمی‌گیرند. سعدی هم کم و بیش این را می‌دانسته که گفته است:

گر نیاید به گوش رغبت کس/ بر رسولان پیام باشد و بس

کلمات منثور سعدی نیز اگر کهنه نشده از آن رو است که نه‌فقط با شهد ظرافت؛ بلکه با گوهر حکمت درآمیخته است. سعدی هر چه آموخته و از هر جا آموخته باشد سعدی است. او آموزگار بزرگ زبان و حکمت و ادب است و ما با همه کم‌اعتنایی‌ها و بی‌اعتنایی‌هایمان به او از او بیشتر از بسیاری از آموزگاران تاریخ آموخته‌ایم و البته باید که بیشتر بیاموزیم. اکنون ده‌ها سال است که دانش‌آموزان ما دیگر، در مدارس سعدی و حافظ و مولوی و فردوسی نمی‌خوانند و اگر بخوانند بعضی قطعات شعری آن‌ها را می‌خوانند. حتی فضلا و اهل ادب ما کمتر درباره گلستان و بوستان گفته‌اند (و مگر درباره عطار و سنایی و نظامی حرفی داشته‌ایم و سخنی گفته‌ایم). ‌ من یک‌بار به یک استاد فلسفه آمریکایی که به ایران آمده بود چندین کتاب و از جمله ترجمه انگلیسی بوستان سعدی هدیه کردم. وقتی به کشورش برگشت نامه‌ای نوشت و در آن خبر داد که کتاب بوستان را از وقتی شروع به خواندنش کرده از دست ننهاده تا آن را تمام کرده است. او کتاب بوستان را اثری عظیم و موثر یافته بود و مسلما اگر اصل بوستان را می‌توانست بخواند شأن آن را والاتر می‌یافت؟ ما نمی‌دانیم چند تن از درس‌خوانده‌های ما کتاب بوستان را از ابتدا تا انتها خوانده‌اند. وقتی گلستان و بوستان را نخوانیم پیداست که مجالس پنج‌گانه و نصیحه‌الملوک و عشق و عقل و در تربیت یکی از ملوک و… را هم نمی‌خوانیم.

رضا داوری اردکانی

منبع: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به نقل از روزنامه فرهیختگان

[1]
[2]