تعامل با اهل فرهنگ و هنر ظرافتهای خاصی دارد. اینان اغلب چون سرشتی مهذّب دارند، اثری خلق نمیکنند که نیاز به ممیّزی داشته باشد. یادم هست در کتاب امر به معروف شرح لمعه در فقه میخواندم که در داستان امر و نهی، باید مخاطب را بشناسی و اگر احتمال تأثیر میدهی به شکلی که در شأن و منزلت او باشد، او را متوجه امر خطایش بکنی. طبیعی است وقتی متوجه خطای خود میشود، از نقد دوستانۀ او خرسند شده، تشکر میکند که چون آینه رودرو عیب او را گوشزد کرده. اما پاشنه بر این منوال نچرخید که اگر عمری باشد در وقت مناسب در این باره نیز خواهم نوشت.
شاید خیلیها ندانند که من از سال 70 تا 72 سه کتاب دربارۀ مباحث فقهی، عرفانی، فلسفی، اجتماعی و تاریخی موسیقی نوشتهام که انتشارات سورۀ مهر آنها را منتشر کرده است. الان که این یادداشت کنارِ گودی را برای تَشفّی خاطر خود مینویسم، البته با رعایت خودْممیّزی همراه با خودْمشتمالی (تعبیری که از مرحوم باستانی پاریزی به یاد دارم)، با مطلب دیگری در پرانتز، مبحث موسیقی را ادامه خواهم داد.
من عادت دارم گاه کلمه به کلمه مطالب خود را در بوتۀ راستیآزمایی با مستندات موجود در موتور جستوجوی گوگل وارسی کنم و اخیراً از هوش مصنوعی در کنار هوش طبیعیِ خود بهرهبرده و با آنها مشورت میکردم. الان که وسط جنگ تحمیلی سوم آن هم با ابرقدرتِ قویشوکتِ پوشالی هِیْبت امریکا بسر میبریم، با قطع اینترنت جهانی، «دست ما کوتاه هست و خرما بر نخیل». چندین موتور جستوجوی ملی را کاویدم، از پارسیجو و گردو گرفته تا بهترینش ذرّهبین، دیدم افاقه نمیکنند و مشاوری امین و معتمد نیستند، افسوس خوردم، گفتم مگر جنگ بشود تا درک کنیم کجای کاریم. بنابراین شاید برای اولین بار است فقط با اتکای به محفوظات این یادداشتها را مینویسم. راستی چرا بعد از این همه سال هنوز یک موتور جستوجوی ملی قابل استفاده نداریم؟ باز باید گذاشت به وقت دیگر. وسط جنگ که جای طرح این حرفها نیست برادر! (پرانتز بسته).
وقتی در مبحث «موسیقی و جنگ» یادداشتهایم را برای درج در کتاب موسیقیشناختِ خود تنظیم میکردم، به اهمیت موسیقی حماسی پیبردم.
اکبر ایرانی
مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب