پنجسال از درگذشت (۱۵ مهر) آذرتاش آذرنوش، فرزند محمد آذرنوش که در ۲۹ بهمن ۱۳۱۶ زاده شد، میگذرد. خود او در مصاحبهای گفته بود: «حقیقت این است که من در قم به دنیا نیامدم، بلکه روز اول اسفند ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمدم، بنابراین در واقع من یک قمی قلابی هستم، عموی من رئیس سجلات قم بود، آن موقع سجل تازه مد شده بود و همه سجل نداشتند، پدرم به عمویم خبر میدهد که صاحب یک پسری شدم و اسمش را آذرتاش گذاشتهام، یک آذرتاش قبل از من بهدنیا آمده بود و فوت شده بود، اسمش را نگه داشتند و اسم من را آذرتاش گذاشتند، چون عموی من شناسنامهام را در قم گرفت، در نتیجه من متولد قم شدم، با سجلی که صادره از قم است.»
او در تهران زیست و همانجا تحصیلات دوره ابتدایی را آغاز کرد. در ۹ سالگی همراه پدر که ریاست حسابداری راهآهن ایران، ناحیه جنوب را بهعهده گرفته بود، به اهواز رفت و تا سال ۱۳۲۹ که دوره ابتدایی را به پایان رساند در آن شهر بود. دوره متوسطه را در تهران و در دبیرستان رازی آغاز کرد و در سال ۱۳۳۵ برای آنکه بتواند در رشته ادبی ادامه تحصیل دهد، به دبیرستان «دارالفنون» انتقال یافت. به گفته خودش «طی یک سالی که در آن دبیرستان بود در انجمنهای ادبی شرکت میجست و گاه شعر میسرود و در مجلات آن زمان منتشر میکرد. به همراهی چندتن از دوستان خوش قریحه خود انجمنی به نام انجمن شعرا تشکیل داد که بیگمان در پرورش ذوق ادبی و تعیین سرنوشت او و دوستانش بیتأثیر نبود.»
در سال ۱۳۳۶، در رشتۀ ادبیات عرب که به تازگی در دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران تشکیل شده بود، نامنویسی کرد و البته او در مصاحبهای درباره نامنویسی در این رشته گفته بود: «در دارالفنون آدمهای مهمی بودند، روز امتحان شد در جلسه امتحان مراقبتی نشد، حدود ۷۰ نفر بودیم، بچهها تقلب میکردند و کاغذ این طرف و آن طرف میانداختند، چند نفر به عنوان متقلب انتخاب شدند و من هم جزو آن چندنفر قلمداد شدم، در حالیکه واقعا تقلب نکردم ولی دو یا سه کاغذ زیر صندلی من بود آن کاغذها را هم بچهها برای همدیگر انداخته بودند، به هر صورت من را رفوزه اعلام کردند، اما پدرم اقدام کرد و وزارت فرهنگ پذیرفت که ما دوباره امتحان بدهیم، شهریور امتحان دادیم و قبول شدیم. آن زمان هر دانشکدهای جدا و مستقل کنکور برگزار میکرد، متاسفانه آن روزی که من قبول شدم دیگر هیچ دانشکدهای کنکور برگزار نمیکرد، من یک دوستی به اسم احمد تفضلی داشتم که آمد به من گفت یک دانشکده دارد، کنکور برگزار میکند و رشته عربی دارد. من گفتم احمد من حال و حوصله این معقول و منقول را ندارم، تا میگفتی معقول و منقول میگفتند شنگول و منگول، احمد به من گفت تو برو آنجا یکسال عربی بخوان بعد برگرد بیا دانشکده ادبیات، هم عربی را خوب یاد میگیری و هم زیاد فرقی هم ندارد. حالا یکسال عقب و جلوتر که زیاد مسالهای نیست. دیدم که حرفش منطقی است، این بود که رفتم در کنکور الهیات که آن موقع دانشکدهاش در پل چوبی بود و یک ساختمان درب و داغانی هم بود، اسم نوشتم، یادم هست که نمره کنکور من ۱۷ و قبول شدم. در آنجا خیلی زود من شیفته ادبیات عرب شدم.»
در پایان سال تحصیلی ۳۶-۳۷ در مسابقهای که دانشکده معقول برای تخصیص بورس تحصیلی دولت عراق به دو دانشجوی ایرانی برگزار کرده بود، شرکت کرده و سپس به آن کشور سفر کرد و در دانشکده ادبیات، رشته ادبیات عرب نام نوشت. دو سال بعد با انقلاب عراق به تهران بازگشت و در سال ۱۳۳۹ از دانشکده معقول فارغالتحصیل شد. چون در آن هنگام برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات عرب در ایران جایی نبود، عازم کشور فرانسه شد. از آنجا که زبان عربی و فرانسه را در حد معقول آموخته بود، به آسانی توانست دوره دکتری را بگذراند و از نخستین رساله دکتری خود که تحقیق و ترجمه بخشی از کتاب «طبق الشعرا»ی ابن معتز بود دفاع کند.
اما به گفته خودش چون کارش راضی نبود، دوباره در رشته ادبیات عرب برای نگاشتن رساله دیگری نامنویسی کرد و چون پیش از آن دوره کتابداری را نیز خوانده بود، در کتابخانه ملی پاریس، بخش عربی به کار نیز مشغول شد. این شغل به او اجازه داد که به وجود دو نسخه از کتاب «خریدةالقصر» و «جریدةالعصر» عمادالدین اصفهانی، بخش مغرب و اندلس، پی ببرد و به راهنمایی شارل پلا به عنوان رساله دومین دکترا به تصحیح آن اقدام کند. این کتاب در سال ۱۹۷۲ در تونس به چاپ رسید.
او سپس به ایران بازگشت و پس از چند ماه کار در «بنیاد فرهنگ ایران» و پژوهش در باب واژههای فارسی معرب و نیز ترجمۀ کتاب «فتوح البلدان» بلاذری، در دانشکده خود، معقول و منقول که آن هنگام به «الهیات و معارف اسلامی» تغییر نام داده بود، استخدام شد (سال ۱۳۴۶).
از سال ۱۳۶۴، آذرنوش مدیریت بخش ادبیات عرب را در مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی به عهده گرفت و طی ۱۰ سال توانست علاوه بر تألیفات شخصی خود، بیش از ۲۰۰ مقاله که برخی تا حد کتاب کوچکی گسترده است، بنویسد و صدها مقاله را نیز ویرایش کرده کند.
آذرنوش از سال ۱۳۷۸، رئیس بخش زبان عربی در دانشکده الهیات شد و سال بعد نیز به سردبیری مجله مقالات و بررسیها که یکی از کهنترین مجلات دانشگاهی ایران است، انتخاب شد. سه کتاب از مجموعه آثار آذرنوش جایزه کتاب سال در جمهوری اسلامی ایران را گرفتند: «ترجمه موسیقی الکبیر اثر فارابی» (سال ۱۳۷۵)، ترجمه «اطلس تاریخ اسلام» اثر حسین مؤنس (سال ۱۳۷۶) و «فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی» (سال ۱۳۷۹). در سال ۱۳۷۹ به عنوان «چهرههای ماندگار ایران» انتخاب شد.
او در سال ۱۳۹۶ از طرف دولت فرانسه، نشان شوالیه پالم آکادمیک فرانسه را برای ترجمههایش از زبان فرانسه به فارسی و هم برای ترجمه کتابهایی مثل تاریخ ادبیات عرب دریافت کرد.
از مهمترین آثار آذرتاش آذرنوش، میتوان به ترجمههای «فتوح البلدان» بلاذری (بخش مربوط به ایران) و «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، «اطلس تاریخ اسلام» حسین مونس، «تاریخ ادبیات عرب» رژی بلاشر، «تاریخ ادبیات عرب» ژان محمد عبدالجلیل اشاره کرد.
از دیگر آثار مهم زندهیاد آذرنوش میتوان به این کتابهای اشاره کرد: ترجمه و مقدمه «مقدمه الشعر و الشعرای ابن قتیبه در آیین نقد ادبی»، «تاریخ ترجمه از عربی به فارسی»، «تاریخ چوگان در ایران و سرزمینهای عربی»، «تاریخ زبان و فرهنگ عربی»، «فرهنگ عربی به فارسی»، «چالش میان فارسی و عربی»، «آموزش زبان عربی» و «راههای نفوذ فرهنگ ایرانی در عصر جاهلی» و مجموعه مقالات با عنوان «در باب ادب تازی».
منبع: ایسنا