پیشکش به آستان استادِ خویشکار دکتر اکبر ایرانی به مناسبت فرخنده زادروز ایشان
در تاریخ فرهنگی ایران، همواره مردانی بودهاند که با عشق و تعهد، میراث مکتوب و معنوی این سرزمین را از گزند زمان و فراموشی حفظ کرده و آن را برای نسلهای آینده زنده نگه داشتهاند. دو تن از برجستهترین این چهرهها، زندهیاد دکتر پرویز ناتل خانلری در مدیریت «بنیاد فرهنگی ایران» در دوران پهلوی دوم و استاد دکتر اکبر ایرانی در هدایت «مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب» در دوران معاصر، هر یک در بستر تاریخی خود، نقشآفرینیهای شایانی در احیای نسخ خطی و تقویت هویت فرهنگی ایرانی-اسلامی داشتهاند. این یادداشت، با نگاهی تطبیقی، به فعالیتهای این دو فرزانۀ فرهنگدوست میپردازد و نشان میدهد چگونه هر یک، با ابزارها و امکانات عصر خویش، در پاسداشت گنجینههای مکتوب ایران کوشیدهاند.
دکتر پرویز ناتل خانلری و بنیاد فرهنگی ایران: پایهگذاری یک نهاد ملی
دکتر پرویز ناتل خانلری (۱۲۹۲–۱۳۶۹)، ادیب، زبانشناس، شاعر و سیاستمدار برجسته، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی ایران در قرن چهاردهم شمسی بود. او که دکترای زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران دریافت کرده بود، در عرصههای گوناگون از جمله تأسیس مجله «سخن»، مدیریت انتشارات دانشگاه تهران، وزارت فرهنگ و سناتوری فعالیت کرد. اما یکی از ماندگارترین خدمات او، تأسیس «بنیاد فرهنگ ایران» در سال ۱۳۴۴ (با حمایت ملکه فرح پهلوی به عنوان رئیس افتخاری) بود.
بنیاد فرهنگ ایران با هدف پاسداشت، گسترش و پیشبرد زبان و فرهنگ فارسی، حفظ میراث فرهنگی ایران و معرفی آن به جهان، تأسیس شد. خانلری به عنوان دبیرکل یا رئیس این بنیاد تا سال ۱۳۵۷، آن را به مرکزی پویا برای پژوهش و انتشار تبدیل کرد. در طول حدود ۱۳ سال فعالیت، بنیاد بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب (در برخی گزارشها تا ۳۰۰ جلد) منتشر کرد که غالب آنها متون کلاسیک، پژوهشهای تاریخی، ادبی و علمی بودند. این آثار شامل تصحیح و چاپ انتقادی نسخ خطی مهم، ترجمه متون کلیدی، تهیه فرهنگهای تخصصی و پژوهشهای ایرانشناسی بود.
یکی از دستاوردهای برجسته خانلری در بنیاد، اجرای طرح «فرهنگ تاریخی زبان فارسی» بود که نخستین جلد آن در سال ۱۳۵۷ منتشر شد. همچنین، تصحیح و چاپ «دیوان حافظ» بر اساس مقایسه نسخههای کهن، که هنوز مرجعی معتبر است، از جمله کارهای ماندگار او به شمار میرود. بنیاد تحت مدیریت او، پژوهشگاههایی برای ایرانشناسی ایجاد کرد و پژوهشگران جوان را جذب و حمایت نمود. خانلری با جلب همکاری نخبگانی مانند ایرج افشار و دیگران، فضایی علمی برای احیای متون فراهم آورد.
در دوران پهلوی دوم، که ایران در حال مدرنیزاسیون سریع بود، بنیاد فرهنگ ایران نقش تعدیلکننده داشت: هم به گذشته نگاه میکرد و میراث را احیا مینمود، و هم آن را با نیازهای معاصر تطبیق میداد. انتشار آثاری مانند تاریخ طبری (در چندین جلد)، سمک عیار و آثار جغرافیایی-تاریخی، نشاندهنده تمرکز بر متون پایهای بود. این فعالیتها در بستری دولتی-سلطنتی انجام میشد که منابع مالی مناسبی داشت، اما همزمان با چالشهای سیاسی و فرهنگی عصر نیز روبرو بود. خانلری با مدیریت مدبرانه، توانست این نهاد را به الگویی برای احیای فرهنگی تبدیل کند.
استاد اکبر ایرانی و مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب: استمرار و تعمیق احیا در عصر جدید
استاد دکتر اکبر ایرانی قمی، متولد ۱۳۴۱ در قم، از ابتدای تأسیس «دفتر نشر میراث مکتوب» در سال ۱۳۷۲، مدیرعامل و چهره اصلی «مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب» بوده است. این مؤسسه با هدف حمایت از محققان، تصحیح علمی نسخ خطی فارسی و عربی، و احیای آثار فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی شکل گرفت و پس از یک دهه به مرکز پژوهشی تبدیل شد. تحت رهبری دکتر ایرانی، میراث مکتوب به یکی از ستونهای اصلی احیای متون در ایران معاصر بدل شده است.
دستاوردهای این مؤسسه در بیش از ۳۳ سال فعالیت، چشمگیر است: چاپ و انتشار بیش از ۴۱۳ عنوان کتاب در ۴۸۲ جلد (بسیاری به صورت مشترک با مراکز داخلی و خارجی مانند انتشارات بریل)، برگزاری بیش از ۲۰۰ نشست علمی، ۴۰ کنفرانس، کارگاههای آموزشی، و انتشار نشریاتی مانند «آینه میراث» (با ۷۵ شماره اصلی و ضمائم)، «گزارش میراث» و «میراث علمی اسلام و ایران». مؤسسه بر طرحهای احیای میراث مشترک با کشورهای همسایه (هند، پاکستان، عثمانی، ماوراءالنهر) تمرکز کرده و فهرستنگاری، نسخهبرداری دیجیتال و شناسایی هزاران نسخه خطی از کتابخانههای جهان را پیگیری کرده است.
دکتر ایرانی نه تنها مدیر اجرایی، بلکه پژوهشگر و محرک اصلی این فعالیتهاست. او با تأکید بر روششناسی علمی تصحیح، حمایت از مصححان جوان، و ایجاد شبکه همکاریهای بینالمللی، میراث مکتوب را به سطحی جهانی رسانده است. پایگاه اینترنتی، فروش آنلاین، دیجیتالسازی آثار، نرمافزار کتابخانه میراث مکتوب (با همکاری مرکز نور)، و برگزاری نشستهای ماهانه «چهارشنبههای دیدار» از جمله ابتکارات او هستند که دسترسی به میراث را دموکراتیک کردهاند. ثبت روزهایی مانند «اسناد ملی و میراث مکتوب» در تقویم رسمی نیز از پیگیریهای موفق اوست.
در مقایسه با دوران خانلری، فعالیتهای میراث مکتوب در بستر پس از انقلاب و با منابع محدودتر اما با تمرکز بیشتر بر تخصص و فناوری انجام شده است. جایی که بنیاد فرهنگ ایران بر انتشار گسترده و معرفی به جهان تأکید داشت، میراث مکتوب بر تصحیح دقیق، پژوهش متنشناسی و حفظ دیجیتال تمرکز کرده تا میراث در برابر فراموشی و آسیب مقاوم شود.
تطبیق و مقایسه عملکردها: شباهتها و تفاوتها
هر دو نهاد در مأموریت اصلی همراستا هستند: احیای نسخ خطی به عنوان هویتنامه فرهنگی ایران. خانلری در دورانی که ایران به سوی مدرنیته میرفت، با حمایت دولتی و منابع نسبتاً کافی و کامل، بنیاد را به کارخانه تولید کتاب تبدیل کرد و متون را از حاشیه به متن آورد. او با رویکردی جامع، هم پژوهش پایهای (مانند فرهنگ تاریخی) و هم تصحیح ادبی (حافظ) را پیش برد. تمرکز بر زبان فارسی و معرفی ایران به خارج، از ویژگیهای کار او بود.
دکتر ایرانی در عصری که فناوری اطلاعات و جهانیسازی چالشهای جدیدی ایجاد کرده، با تأکید بر کیفیت علمی، همکاریهای بینالمللی و دیجیتالسازی، میراث را زنده نگه داشته است. جایی که خانلری نهاد را بنیان نهاد، ایرانی آن را نهادینه و گسترش داد. هر دو با جلب همکاری نخبگان (افشار در دوران خانلری، و دهها پژوهشگر در دوران ایرانی) موفق شدند. هر دو در برابر محدودیتها ایستادند: خانلری در چارچوب نظام پهلوی، ایرانی در شرایط اقتصادی-فرهنگی پس از انقلاب.
تفاوتها نیز معنادار است. بنیاد فرهنگ ایران بخشی از سیاست فرهنگی دولتی پهلوی بود و گاهی با انتقادهایی در زمینه ایدئولوژی روبرو شد، اما خروجیاش غنی بود. میراث مکتوب بیشتر پژوهشی و مستقل عمل کرده و بر میراث اسلامی-ایرانی تأکید بیشتری دارد، با دستاوردهایی مانند شناسایی میراث مشترک و دیجیتالسازی که در عصر خانلری ممکن نبود. هر دو اما در نتیجه نهایی همسو هستند: تقویت حس تعلق به گذشته و غنای فرهنگی حال.
فعالیتهای استاد ایرانی، مانند خانلری، فراتر از چاپ کتاب است؛ آنها فرهنگی از پژوهش را پرورش دادهاند. میراث مکتوب با بیش از ۱۱۰ هزار تصویر نسخه خطی گردآوریشده، بانک اطلاعاتی غنی ایجاد کرده که پژوهشگران آینده را تغذیه خواهد کرد. این استمرار، نشاندهنده زنجیرهای است که خانلری آغاز کرد و ایرانی تداوم بخشید.
نتیجه: میراثی جاودان برای ایران
استاد اکبر ایرانی، با مدیریت مدبرانه مؤسسه میراث مکتوب، نه تنها نسخ خطی را احیا کرده، بلکه آنها را به بخشی زنده از گفتمان فرهنگی امروز تبدیل نموده است. مقایسه با عملکرد دکتر خانلری نشان میدهد که عشق به میراث، فراتر از زمان و نظام سیاسی است. هر دو فرزانۀ فرهنگ، با تعهد به «بنای فوق بنای سلف»، پلی میان گذشته و آینده زدهاند.
درود بر روح بلند خانلری و سپاس از استاد ایرانی که با تلاش خستگیناپذیر، چراغ میراث مکتوب را فروزان نگه داشته است. این فعالیتها، سرمایهای برای نسلهای آینده ایران هستند و یادآوری میکنند که هویت ما در گنجینههای مکتوب نهفته است. امیدواریم این راه با قوت ادامه یابد و ایران فرهنگی، همواره غنی و سربلند بماند.
با تقدیم ارادت و احترام
محمد معینفر
2/4/1405 خورشیدی