- مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب - https://mirasmaktoob.com -

دربارۀ توجه به آرشیو پیایندها

تقدیم به دکتر اکبر ایرانی، از نگهبانان راستین میراث مکتوب

پاسداری از میراث مکتوب

اشاره‌های پراگنده به وجود جایگاه‌های نگاهداری کتاب و سند، گواه بر آن است که از باستان روزگار، ایرانیان به ثبت رویدادها و انتقال دانش‌ها به معاصران و آیندگان، دلبستگی داشته‌اند. وانگهی، ادارۀ سرزمینی بدان پهنا و آموزش دین حاکم و جدال‌های مذهبی، ایجاد و استمرار چنین جایگاه‌هایی را بایسته می‌ساخت.

اگرچه هنوز درِ گفت‌وگو و پژوهش را باید باز نگاه داریم، این مقوله در دورۀ اسلامی تاریخ ایران‌زمین و سامان‌های همسایۀ آن، روشن‌تر از دورۀ پیش از آن است. در زمان‌های نزدیک به خودمان، تمامی زیارتگاه‌های مهم و مدرسه‌های مذهبی، دارای کتابخانه‌ای غنی بوده‌اند. حتی حکمرانان ایران از سامانیان تا ناصرالدین شاه، با وسواسی شگفت، از کتابخانه‌های سلطنتی پاسداری می‌کرده‌اند.

مقصود من از این اشاره‌ها این است که ملت دیرینه‌سالِ ما، در نگاهداری «میراث مکتوب» (نیانبشتگان) تازه‎کار نیست. درست از همین روست که از او انتظار می‌رود، به صورت فردی، گروهی و دیوانی، از هیچ‌گونه کوششی در این زمینه باز نایستد.

 

اهمیت روزافزون آرشیو روزنامه‌ها‌‍ و مجله‌ها

کشورهایی که از دیری به آرشیو کردن پیایندها پرداخته‌اند، می‌توانند الگوی خوبی برای ما باشند و اهمیت مراجعه به آن بایگانی‌ها را نشان دهند. اکنون در آن کشورها و در هر زمینه‌ای، تفحص در روزنامه و مجله، جزو بایسته‌های پژوهش‎های علمی شده است، به گونه‌ای که از پژوهش تاریخ و جامعه نیز فراتر می‌رود: در کتاب‌شناسی‌های زبان‌های اروپایی دیده‌ام مقوله‌هایی همچون گسترش بیماری‌ها، نوع و محبوبیت کنسرت‌های موسیقی و میزان به تور افتادن گونه‌های ماهی در سال‌های دور را نیز به یاری مجموعه‌های پیایند پژوهیده‌اند.

اگرچه هنوز در میهن ما تعمیم نیافته است، خوشبختانه، دو سه تن از پژوهشگران همّ خود را بر این مهم نهاده‌اند و استادانی، شاگردانشان را به پژوهش موضوع‌های گوناگون در پیایندها هدایت کرده‌اند. من خود، گاه به مطلبی در مورد رویدادها برخورده‌ام که «صورت قضیه»ای را به کلی تغییر داده است. همچون، نخستین سرودۀ یک شاعر یا یک مطلب تاریخی. برای نمونه، در برابر سخنان بسیاری که در مورد آزادی بخشیدن رضاشاه به زنان می‌گویند، دیدم که در سخنی با نمایندگان مجلس، حتی با درخواست آنان برای رفتن به «لژ تماشاچیان» مجلس شورا مخالفت ورزید، حال آن‌که همان موقع در ترکیه 16 نمایندۀ زن به پارلمان راه یافته بود. (بنگرید به: «زنان تا چه اندازه به رضاشاه وامداراند»، در پروین، ناصرالدین. روایت روزگار زنان، تهران: ندای تاریخ، 1403). باید اضافه کنم که علاوه بر روشن کردن بخشی از تاریخ گذشته یا شرح واقعه‌ای سیاسی یا طبیعی، مراجعه به آرشیوهای روزنامه و مجله می‌تواند به پژوهش‌های گسترده نیز یاری رساند. کافی‌ست بدانیم که دست‌کم نیمی از آفرینش‌های ادبی ما در دو سدۀ اخیر، در دل پیایندها نهفته‌اند.

بدیهی‌ست که علاوه بر کاربرد استانداردهای جهانی، هر کشوری نظر به سنت‌ها و دایرۀ توجه علمی و تاریخی خود، آرشیوهای پیایندها را پی افکنده، در رشد و کارآیی و سودمندی‌اش کوشیده است. ما نیز به انگیزۀ تلاطم‌های یادشده و نیازهای پژوهشی خود، می‌توانیم آن الگوها را بومی‌تر سازیم.

اهمیت آرشیو پیایندها و رسانه‌های مشابه – همچون اعلامیه و بیانیه، شب‌نامه و تراکت، پوستر و آفیش-، نیاز به شرح و بسط جامع و گسترده ندارد، به‌ویژه در کشوری همچون کشور ما که تاریخش دارای دوره‌های کوتاه و آن نیز شامل تلاطم‌های سیاسی- اجتماعی بوده به زحمت در حال وصول به یک «سنت» بایگانی اسناد است؛ چه رسد به شیوه‌های بایگانی پیایندها که خود از محمل‌های تازه و متنوع ارتباط‌های اجتماعی‌ست. آن گذشته‌های دور و نزدیک که بدان‌ها اشاره کردم، به جای خود، در نگاهداری بایگانی روزنامه‌ و مجله‌ و رسانه‌های نوشتاری دیگر، تازه‌کاریم و در واقع، هنوز جا دارد که در این باره بیندیشیم و راه‌های شایسته را برگزینیم.

نزدیک به نیم‌قرن است که نگارنده با آرشیوها، کتابخانه‌های پایتخت و شهرستان‌های میهن عزیزم و کشورهای دیگر (اروپای باختری، روسیه و جمهوری‌های پیشین شوروی، ایالات متحد، شبه قارۀ هند، ترکیه، افغانستان) سر و کار دارد. از آن‌جا که به کار تاریخ روزنامه‌نگاری به زبان فخیم فارسی سرگرم بودم، بدیهی‌ست که توجه بیشتری به این بخش کرده‌ام.

با کمال شرمندگی باید بگویم که دستاورد آن توجه، در مورد آرشیوهای پیایندهای کشورمان چندان مثبت نیست. این، نه از آن روست که کتابداران زحمتکش ما در کاربرد توان و نیروی خود کوتاهی ورزیده‌اند، بل، کاستی‌ها و نابه‌سامانی‌ها، به برنامه‌ریزی آموزشی و گزینش اداری مربوط می‌شود. در ادامه، از آن‌ها یاد خواهم کرد.

 

وضع کنونی نگاهداری و معرفی پیایندها

آن دو سببی که یاد کردیم، موجب شده است «کتابدار آچار فرانسه» که آموزش ویژۀ این بخش را ندیده است، با دشوارهایی روبه‌رو شود که اگر هم مشکل را – که روزانه و همیشگی‌ست- دریابد جز با مراجعه به اهل فن از رشته‌های دیگر، قادر به مقابله با آن نیست و پاره‌ای از ابتکارهای شخصی نیز، ممکن است تالی فاسد داشته باشد. مهمترین دشواری‌ها و کمبودها را چنین برآورد می‌کنم:

 

«کتابدار پیایندها» کیست؟

شرح کیستی کتابدار پیایندها ممکن است مفصل‌تر از آنچه باشد که در زیر می‌آید. می‌توان به نکته‌های پیشین توجه کرد و به ترسیم سیمای این نوع کتابدار متخصص پرداخت. مهمترین‌ها را معرفی می‌کنم:

 

آموزش و بایستگی‌ها

چنان‌که به اختصار ذکرشد، کار کتابدار و به‌ویژه سرکتابدار بخش پیایندها، مشابه کار کارشناسان اسناد و تاریخ‌شناسان است. بنابراین باید سوای آموزش عمومی کتابداری، از تخصص ویژه‌ای در این زمینه برخوردار باشد. این تخصص را می‌توان در برنامه‌های آموزشی کتابداری گنجانید؛ اما فراموش نکنیم که اگر دانستن اصطلاح‌های روزنامه‌نگاری و تحول قانون‌ها و آیین‌نامه‌ها؛ نگاهی به تاریخ تحول انتشار پیایند و برخی آگاهی‌های فنی بتواند موضوع درس باشد، شناخت درست تاریخ کشور و شهر و استان، آشنایی با زندگی سرشناسان یا اندیشه‌های سیاسی و مذهبی، استعداد و همت خاصی می‌طلبد که از دایرۀ خشک آموزش کتابداری فراتر می‌رود.

آنچه از برنامه‌های کنونی دریافته‌ام، حکایت از نوعی بی‌اعتنایی نسبت به آموزش ویژۀ بایگانی پیایندها می‌کند. چند مورد را که در دسترس من قرار دارند، یاد می‌کنم:

در برنامه‌های درسی پاره‌ای از رشته‌های کتابداری، اگر هم خواسته‌اند توجهی نشان دهند، منحصر به بایگانی پیایندهای پزشکی‌ست و نظر به قلت آن‌ها در زبان فارسی و از سویی آشفتگی موجود بایگانی روزنامه‌های خبری- سیاسی یا متنوع، دلیل آن توجه خاص را نمی‌دانم. وانگهی، پیایندهای پزشکی به سرعت کهنه می‌شوند و در کشورهای دیگر، آن‌ها را پس از مدتی از سیستم خارج می‌سازند. دیجیتالی شدن این رشتۀ «ثروتمند» هم مزید بر آن است.

به نظر نگارنده، پیایندها، بخش مهمی از «میراث مکتوب» ما را تشکیل می‌دهند و جز یک دو بخش از کتابخانه‌های عمومی (به‌ویژه، برای احترام به کوشش و خلاقیت، باید از این بخش در کتابخانۀ آستان قدس رضوی یاد کنم)، نحوۀ نگاهداری و ارائۀ آگاهی‌های بایسته به صورت شناسه یا فهرست، مطلوب نیست. پیشنهاد من آن است که رشتۀ ویژه در دورۀ کارشناسی ارشد به این مهم اختصاص یابد و در آن، نه تنها به شیوۀ دریافت و نگاهداری، بلکه راه‌های تفحص در روزنامه‌ها و مجله‌ها آموزش داده شود.

از سوی دیگر، شایسته است مسئولان بخش‌های پیایندها در کتابخانه‌های مهم کشور، از میان کارشناسان اسناد و یا تاریخ‌دانان انتخاب شوند. در غیر این صورت، هر یک از بخش‌های پیایندها، دست‌کم باید از مشاورۀ سازمانی و دائم این‌گونه متخصصان بهره‌مند باشند و به مرور، خطاهای انباشته شده در آن بخش‌ها نیز تصحیح شود.

 

* بخشی از این نوشتار، دو سال پیش در تارنمای آقای عمرانی که «لیزنا» نام دارد، نقل شده است.

ناصرالدین پروین

 

 

[1]
[2]