- مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب - https://mirasmaktoob.com -

«نسخه‌برگردان دیوان خاقانی شروانی» رونمایی شد

غلامعلی حدادعادل در مراسم «مالک ملک سخن» در بزرگداشت خاقانی شروانی گفت: از سال ۱۴۰۳، به پیشنهاد فرهنگستان، یک روز در بهمن‌ماه به خاقانی اختصاص داده شد و امسال دومین سالی است که این مراسم برگزار می‌شود.

حداد عادل ادامه داد: سال‌هاست که هر شاعر را به واقعیتی در ذهنم تشبیه می‌کنم. در این تشبیه، مولانا به اقیانوس طوفانی با همۀ مؤلفه‌های آن؛ سعدی به دریایی گسترده؛ حافظ به جویباری زلال، جاری و مستمر؛ نظامی به نسیم ملایم سحرگاهی و خاقانی به کوهی بلند با صخره‌های سنگی، بلند و صیقل‌یافته که دست هرکسی به آن نمی‌رسد؛ تصویر می‌شوند و صلابت خاقانی، بیانگر واقعیت اوست.

او ادامه داد: این صخره گرچه باعظمت خود شکوهی دارد اما لابه‌لای تخته سنگ‌های او جویبار لطیف و شاعرانه جاری است؛ درک شعر خاقانی چندان آسان نیست و از این حیث به شعر شاعران سبک هندی شباهت دارد، اما پیچیدگی شعر شاعران سیک هندی محصول تشبیه‌ها و استعاره‌های پیچیده است، اما پیچیدگی شعر خاقانی به دلیل احاطۀ او به علوم و معارف روزگار شاعر است که او از شعرش بازتاب داده است.

رئیس فرهنگستان زبان وادب فارسی در پایان سخنان خود با مقایسه یک غزل از خاقانی و حافظ گفت: «خاقانی پیشگام حافظ بوده و این را در دو غزل از این دو شاعر با مطلع «ای صبحدم ببین به کجا می‌فرستمت» سرودۀ خاقانی و غزل «ای هدهد صبا به صبا می‌فرسمت» سرودۀ حافظ می‌توان دید.

یکی از نکته‌های بارز در شعر خاقانی، میل او برای سفر به دیار خراسان است.

محمدسرور مولایی، عضو پیوسته زبان و ادب فارسی با اشاره به این حس در شعر خاقانی صحبت‌هایش را آغاز کرد و گفت: چه ویژگی‌ای در خراسان وجود دارد که او به دیدار آن دیار میل داشته است. این حس، در میل او به سفر به شهر ری، اصفهان و… هم دیده می‌شود.

او ادامه داد: پاسخ را در این یافتم که خاقانی در ذهن خود، نظر به فضلای خراسان دارد. او به دنبال کسب مشروعیت و تأیید، فضلای خراسان است.

محمدسرور مولایی با اشاره به دو نظریه میدان بوردیو و گفتمان فوکو، به نقد گفتمان خاقانی دربارۀ خراسانی پرداخت و گفت: با توجه به نظریۀ میدان، خراسان، نه یک مکان جغرافیایی، بلکه میدان سرمایۀ نمادین است؛ میدانی که دسترسی و ورود به آن برای شاعر به دلایل سیاسی، مسدود است؛ بنابراین میدان عرضۀ آثار او نیز در این دیار وجود ندارد».

او ادامه داد: در سه قصیدۀ خاقانی، یکی با بیست و نه بیت، دیگری با صد و یازده و بعدی با پنجاه بیت، میل به دیدارِ دیار خراسان مشهود است.

این عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به اینکه نظریۀ فوکو و بوردیو یکدیگر را کامل می‌کنند؛ گفت: به عقیدۀ فوکو، در منع و زجر است که شاعر ساخته می‌شود و منع ورود به خراسان، همان منع و زجری است که خاقانی با آن روبه‌روست؛ بنابراین، خراسان در شعر خاقانی، نماد ثبت تنش میان شایستگی تاریخی و منع تاریخی است و سه قصیده‌ای که به آن اشاره شد، از این منظر، اسناد تاریخی‌ای برای تأیید نظریۀ بوردیو و فوکو به حساب می‌آیند.

جواد بشری، سخنران بعدی بزرگداشت خاقانی با اشاره به علاقۀ شاعران بزرگ به اشعار خاقانی صحبت‌هایش را این‌طور آغاز کرد: شاعران بزرگ ما به خاقانی عشق می‌ورزیدند و او را از شاعران برجسته می‌دانستند اما یکی از مسائلی که خاقانی، پیش از ترک این جهان به آن چشم داشت، امکان چاپ و دیده شدن آثارش توسط دیگر شعرا و بزرگان ادب بود. اما این خواسته، پس از حیات فیزیکی او اتفاق افتاد.

او ادامه داد: خاقانی از دو منظر قابل بررسی است. نخست، اشتیاق او به سفر و دیده شدن آثارش در ماوراء‌النهر- فراتر از دیار خراسان- و دیگری تاثیر او بر شعر ماوراء‌النهر، پس از مرگش.

بشری با اشاره به دو سفر خاقانی برای شکستن این حصار گفت: یک بار در میانۀ قرن ششم و بار دیگر در سال‌های پایانی عمر، خاقانی تلاش می‌کند تا به خراسان سفر کند. بار نخست از سمت شهر ری، که این امکان فراهم نمی‌شود و بار دیگر از راه مازندان که به گواه تاریخی، سفر دوم او، در دو سال آخر عمر او بوده و پیش از رسیدن به خراسان، در سال ۵۸۰ قمری، پیمانۀ حیات او پر شده و از دنیا می‌رود.

این استاد دانشگاه به تأثیر خاقانی بر روی نگاه دیگر شاعران اشاره کرد و گفت: نخستین تأثیر شعر خاقانی را می‌توان روی شمس طبسی دید که او خود را وارث خاقانی و انوری می‌داند. پس از آن سیف‌الدین اسفرنگی، شهاب‌الدین ماوراء‌النهری و ضیاء‌الدین پارسی بوده است.

جواد بشری با اشاره به اسناد تاریخی معتقد است: اگرچه پر شدن پیمانۀ عمر، مانع از این شد که خاقانی، تأثیر شعر خود بر شعرای ماوراء‌النهر را ببیند، اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد که خاقانی بیشترین تأثیر را بر شعر دو شهر سمرقند و بخارا داشته است. این اثر در فرهنگ‌نویسی، آثار ادبی، عروضی و بلاغی و انواع تذکره‌ها نیز دیده می‌شود.

گودرز رشتیان، سخنران دیگر جلسه با اشاره به فضای سیاسی و فرهنگی قفقاز در دورۀ خاقانی صحبت‌های خود را آغاز کرد و گفت: نام خاقانی با شروان‌شاهیان گره خورده است. از سوی دیگر، منطقۀ قفقاز از نظر فرهنگی و سیاسی، شرایط خاصی در دوران خاقانی داشته- منطقه‌ای چند زبانه و چند فرهنگی- و این جایگاه، یکی از دلایل تداوم فرهنگ و زبان فارسی و دلیل تقدم زبان فارسی به عربی بوده است.

او در پایان اضافه می‌کند: در قرن یازدهم قمری، مصادف با دورۀ شاه عباس صفوی، متن‌، دربندنامه به زبان ترکی برگردانده می‌شود به همین دلیل این متن باقی می‌ماند. در قرن هجدهم، به فارسی برگردانده شده و در سال ۱۹۰۵ میلادی، این اثر دوباره به فارسی ترجمه می‌شود که این نشان‌دهندۀ تأثیر منطقۀ قفقاز در حفظ زبان فارسی است.

در ادامۀ این نشست، محمدرضا ترکی، عضو پیوستۀ فرهنگستان و خاقانی‌شناس، به‌عنوان آخرین سخنران این جلسه، خاقانی و جایگاه او را اینگونه معرفی کرد: خاقانی شاعر شاعران است؛ در ادبیات، شعرای جریان‌ساز انگشت‌شمارند که از قدما می‌توان به رودکی، سنایی، نظامی، بابافغانی، صائب و خاقانی و از شعرای معاصر به نیما یوشیج اشاره کرد.

او ادامه می‌دهد: سنایی، گرچه شاعر جریان‌ساز بوده اما در سایۀ مولانا قرار می‌گیرد اما ردپای شعر خاقانی در شعر فارسی تا به امروز باقی است. بسیاری از افرادی که دوست دارند قصیده آنها خواندنی باشد، تلاش می‌کنند تا از روی دست خاقانی بنویسند.

این عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و یکی از پژوهشگران کتاب دیوان خاقانی شروانی دربارۀ روند گردآوری این اثر گفت: دیوان خاقانی شروانی، پس از بررسی حدود صد نسخه از دیوان خاقانی به انجام رسید. از ویژگی‌های این نسخه جدید می‌توان به قدمت نسخه، درستی و دقت ضبط‌ها، دقت کاتب، عناوین کتاب، دسته‌بندی درست آن، خوش‌خط و خوانا بودن نسخه و… اشاره کرد.

او در پایان به یکی از ویژگی‌های مهم کتاب اشاره کرد و گفت: در این نسخه، تاریخ دقیق درگذشت خاقانی نوشته شده است. در کتاب ثبت شده که او در ۲۱ شوال در سال ۵۸۰ قمری در تبریز درگذشته است.

پیش از رونمایی از کتاب نیز علی فریدی گزارش کوتاهی از شماره دوم نشریۀ خاقانی‌شناسی ارایه کرد. او با اشاره به مقاله‌های مختلف جمع‌آوری شده توسط استادان، پژوهشگران و مترجمان برای این شماره توضیح داد که مراحل پایانی کار آن درحال انجام است.

در پایان مراسم، نسخه‌برگردان دیوان خاقانی شروانی و معروف به نسخۀ کتابخانۀ لالا اسماعیل که با مقدمه و پژوهش محمدرضا ترکی و سید محسن حسنی وردنجانی آماده و در انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است، رونمایی شد.

[1]

[2]
[3]