- مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب - http://mirasmaktoob.com -

زبان فارسی و شاعران آذربایجان

دویست و ششمین نشست مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب به مناسبت روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد محمدحسین شهریار، با عنوان «تداوم سنت فارسی‌نویسی، از قطران تا شهریار» روز شنبه ۲۸ شهریورماه ۱۴۰۵ برگزار شد.

در ادامه متن سخنرانی ناصر نیکوبخت در این نشست را می‌خوانید.

 

با نام و یاد خدا و با سلام واحترام خدمت مخاطبان ارجمند، و با بزرگداشت سالروز درگذشت شهریار شعر فارسی، روز ملی شعر و ادب فارسی

27 شهریور در تقویم رسمی کشور مقارن با  سالروز درگذشت شهریار، از طرف شورای انقلاب فرهنگی، به عنوان «روز ملی شعر و ادب فارسی» نامگذاری شده است که بیانگر جایگاه والای شهریار درتاریخ ادبیات معاصر ایران است. شهریار درواقع میراث دار شاعران بزرگ ایران زمین از جمله فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و دیگر ارکان شعر فارسی است. انتخاب سالروز درگذشت وی به عنوان روز ملی شعر و ادب فارسی، حاکی از هوشمندی و قدرشناسی مبتکران این نامگذاری است. این روز عزیز را در مقام معلم و پژوهشگر زبان و ادب فارسی به همه ایرانیان و فارسی زبانان عالم تبریک می گویم.

 

اما موضوع عنوان سخنرانی من « نقش نویسندگان و شاعران آذربایجان در ترویج زبان فارسی و تقویت هویت ایرانی» است. امیدوارم در این دقایق کوتاه به صورت اجمال، بتوانم تا حدی حق مطلب را ادا کنم.

انتخاب سالروز درگذشت شاعری تبریزی و آذری زبان با مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی، برای کسانی که از نقش شاعران و نویسندگان آذربایجان در ترویج و گسترش زبان فارسی و هویت ایرانی بی اطلاع باشند، ممکن است جای شگفتی و سوال باشد؛ از این رو شایسته است به ذکر مقدمه‌ای در باره تاریخچه بزرگان ادبی آذربایجان و زبان فارسی اشاره داشته باشم.

زبان فارسی به عنوان زبان ارتباطی مشترک

رنگین کمان اقوام ایرانی همواره نقش پیشران دفاع از حاکمیت سرزمینی و عناصر پیوند دهنده فرهنگ و تمدن ایرانی  داشته اند. اقوام ایرانی همواره ضمن پاسداشت زبان محلی خود، خیمه های استوار زبان فارسی را همواره برپای داشته اند. وجود صدها شاعر و نویسنده پارسی سرای و پارسی گو در طول تاریخ سیاسی و ادبی اذربایجان گواه صادقی بر نقش تمدن ساز این خطه در اشاعه زبان و ادب فارسی و فرهنگ و آیین ایران زمین است. خیل عظیمی از مشاهیر، شاعران و دانشمندان آذربایجانی آثاری به زبان فارسی خلق کرده‌اند که جزء مواریث طراز اول ادبیات ما محسوب می‌شوند. به‌ویژه در ادوار صفویه و قاجار، مجاهدت‌های علمی نخبگان آذربایجان، عامل اصلی بالندگی و انتقال زبان فارسی به نسل‌های پسین بوده است. این هم‌افزایی نشان می‌دهد که زبان فارسی مطلقاً زبان یک قوم خاص نیست، بلکه نخ تسبیح و عنصر وحدت‌بخش تمام ایرانیان است.زبان فارسی همواره به عنوان زبان رسمی و ارتباطی برای همه ساکنان ایران شناخته شده است؛ در ایران فرهنگی به رغم وجود و رواج گونه های مختلف زبانی و گویشی، زبان فارسی در مقام یک زبان میانجی نقش اساسی دارد. چه بسا مردم یک منطقه و یا حتی یک محله، به دلیل گویش متفاوت نتوانند ارتباط کلامی کاملی برقرار کنند، اما به دستیاری زبان فارسی می تواند این نقیصه را جبران کنند. این زبان میانجی، عامل وحدت بخش و ابزار ارتباطی همه گویشوران ایرانی است. البته باید اذعان کرد، این زبان هرگز خود را به گویشوران مختلف و متعدد ایرانی تحمیل نکرده و نخواسته و نتوانسته جایگزین زبان مادری انها شود، اما توانسته در مقام یک میانجی عامل ارتباطی اقوام ایرانی شود. در گذشته های دور نیز این زبان نقش ارتباطی در دیدار امیران از اقلیم‌های مختلف ایران داشته  است. این زبان نه تنها برای ارتباطات توده‌ها، بلکه به عنوان زبانی ادبی و علمی به کار می‌رفت

جایگاه تاریخی آذربایجان در گسترش زبان و ادب فارسی

بعد از خراسان بزرگ که در عهد سامانیان، غزنویان و سلجوقیان، مهد زبان فارسی بوده و شاعران و نویسندگان و دانشمندان بزرگی در دامان خود پروریده، بدون تردید، اذربایجان جایگاه والایی در رشد و گسترش زبان فارسی و بالندگی فرهنگ و تمدن ایرانی داشته است.خارج از مرزبندیهای امروزی، نقش اذربایجان در بالندگی ایران فرهنگی، همواره نقشی بی بدیل بوده است.

در طول تاریخ در  مناطق مختلف آذربایجان، زبان فارسی جایگاه ویژه‌ای داشته و غالب شاعران این مناطق در کنار شعر محلی، اشعاری سروده‌اند و اغلب دیوان فارسی داشته‌اند به زبان فاخر ادبی فارسی

مردم آذربایجان به ویژه شاعران و اندیشمندان برای پاسداشت هویت ایرانی در طول قرون و اعصار سر از پا نشناخته و نقش بسزایی در تداوم میراث فرهنگی و تاریخی ایران و حفظ زبان فارسی داشته‌اند. این شاعران مفهوم ایران را به صور مختلف در شعر متجلی کرده اند.گاه تحت عنوان سرزمین و یا شهرهای ایران ، گاه در تعظیم زبان فارسی، گاه با یادکرد فرهنگ و ایینهای ایرانی و گاه با ذکر شخصیتهای تاریخی و اسطوره‌ای.

 

اسناد تاریخی در خصوص نقش رجال آذربایجان در تمدن سازی ایرانی

سهم اذربایجان فرهنگی در شکوفایی تاریخ و تمدن ایرانی و بالندگی زبان فارسی در طول تاریخ، متکی بر حضور صدها شاعر و نویسنده و مورخ و دانشمندو  عالم دینی در این خطه سرافراز ایران فرهنگی است که وجود پاره ای اسناد تاریخی موید این مدعاست.

الف) وجود مقبره‌الشعرای سرخاب تبریز

در قرن ششم هجری، به دلیل تحولات سیاسی، مرکزیت ادبی خراسان دچار تحول شد و بتدریج این مرکز ادبی جای خود را به فلات مرکزی و غرب ایران تغییر داد، چنانکه منطقه آذربایجان به یکی از کانون‌های پرشور شعر فارسی تبدیل گردید. شاعرانی که در این منطقه می‌زیستند، با سبک و سیاقی نو، تحولی شگرف در شعر فارسی پدید آوردند که بعدها به «مکتب آذربایجانی» یا «مکتب اران و شروان» شهرت یافت . ویژگی بارز این مکتب شعری، قدرت خیال و صنعتگری، علمایی کردن شعر، ترکیب‌سازی‌های بدیع و توجه به علوم و فرهنگ‌های گوناگون بود.

آذربایجان در فرهنگ و ادب ایران دارای جایگاه مهمی است. براساس همین جایگاه است  که  در طول تاریخ پر افتخار ایران، تبریز به محل رفت وآمد وسکونت شعرا، ادبا وعرفا در آمده بود و قبله‌گاه هنرمندان وهنردوستان ایرانی بود .  مقبره‌الشعرای تبریز را می‌توان نماد و تجلی نقش و جایگاه آذربایجان در تاریخ فرهنگی ایران دانست که مدفن صدها شاعر و نویسنده و عالم و هنرمند از چهار گوشه ایران است مقبره‌الشعرا یکی از آرامگاههای تاریخی شهر تبریز است که در محله سرخاب واقع شده‌است. کافی است به اسامی پاره‌ای از این بزرگان در آرامگاه اشاره شود. بر اساس اشارات تاریخی و تذکره‌ای تا کنون می توان به اسامی بیش از ۴۰۰ شاعر، عارف، نویسنده، هنرمند و دیگر رجال سیاسی ایران که  در اینجا به خاک سپرده شده‌اند، اشاره کرد، که غالب آنها از منطقه آذربایجان هستند.

از معروفترین آرمیدگان در مقبرةالشعرا می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:

خاقانی شروانی، ظهیر فاریابی، قطران تبریزی، مجیرالدین بیلقانی، مغربی تبریزی، همام تبریزی، ذوالفقار شروانی، شکیبی تبریزی، شمس‌الدین سجاسی، عزیز خان مکری، ، ثقةالاسلام تبریزی، محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)، میرزا طاهر خوشنویس تبریزی، علی نظمی تبریزی، و….

ب) سفینه بولونیا

یکی دیگر از اسناد بسیار ارزشمند از نقش شاعران و نویسندگان خطه آذربایجان در رشد و گسترش زبان فارسی و تقویت هویت ملی، وجود سفینه بولونیاست.

کشف نسخه‌ای خطی به نام «سفینه بولونیا» -که در کتابخانه دانشگاه بولونیا در ایتالیا نگهداری می‌شود- پرده از حضور هشت شاعر این منطقه برداشته که پیش از آن، یا نامی از آن‌ها نبود یا اشعارشان در هاله‌ای از ابهام بود . این سفینه نشان می‌دهد که شعر فارسی در آن روزگار تا چه اندازه در این منطقه رونق داشته است.

سفینه بولونیا» در اصل یک بیاض (جُنگ یا مجموعه اشعار) کهن است که در کتابخانه دانشگاه بولونیا در ایتالیا نگهداری می‌شود و نخستین بار توسط ایران‌شناس ایتالیایی، آنجلو پیه مونتسه، شناسانده شد. انتشار این سفینه ارزشمند توسط استاد بزرگ ایران‌شناسی، ایرج افشار، همراه با محمدافشین وفایی و شهریار شاهین‌دژی تصحیح و در سال ۱۳۹۳ توسط انتشارات سخن منتشرشد.

به احتمال بسیار زیاد، این سفینه در اواخر سده هفتم هجری قمری (قرن سیزدهم میلادی) و در منطقه آذربایجان گردآوری شده است.

اهمیت اصلی این سفینه در حفظ نام و اشعار شاعرانی است که اغلب در خارج از آذربایجان شناخته ‌شده نبودند و اطلاعات ما درباره برخی از آن‌ها، پیش از این، یا بسیار اندک بود و یا فقط به نامشان محدود می‌شد.

اشعار موجود در سفینه متعلق به هشت شاعر است که همگی در قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری می‌زیسته‌اند و دست‌کم مدتی از عمر خود را در منطقه فَهله و آذربایجان گذرانده‌اند. اسامی این شاعران عبارت است از:

فلکی شروانی، ابومحمد عمادی غزنوی، کمال‌الدین قطبی هروی، شمس‌الدین اقطع بیلقانی، شمس‌الدین سُجاسی، شهاب‌الدین اطلسی، فخرالدین عمر رازی معروف به سیفی، کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی.

مرحوم ایرج افشار در باره اهمیت این سفینه می گوید:

این سفینه، یک سند زنده است که نشان می‌دهد جریان پررونق شعر فارسی در آذربایجان، تنها به بزرگان نامداری چون خاقانی و نظامی محدود نبوده، بلکه شاعران کوچک‌تر و گمنام‌تری نیز در این دیار می‌زیسته‌اند که آثارشان جز از طریق چنین گنجینه‌هایی برای ما باقی نمانده است. این موضوع، عمق و گستره تأثیر زبان و فرهنگ فارسی در این منطقه را به خوبی نشان می‌دهد.

ج) دانشگاه رَبع رشیدی

موضوع دیگری که نقش تبریز را در تقویت هویت ملی ایرانیان برجسته می‌کند. تاسیس دانشگاه ربع رشیدی است.

دانشگاه رَبع رشیدی یکی از کانون‌های علمی و ادبی ایران و قطب علمی زمان خود در قرن هشتم هجری بوده که توانسته است دانشجویان بسیار زیادی از سراسر ایران را جذب کند. رَبع رشیدی به دستور رشیدالدین فضل‌الله وزیر ابن عمادالدوله ابی‌الخیر ساخته شد و اولین و بزرگ‌ترین دانشگاه بین‌المللی ثبت شده در جهان است که قدمت شکوه فرهنگ و تمدن ایرانی را به رخ جهانیان می‌کشد، بنایی فرهنگی که به‌دلیل وسعت و بزرگی در زیربنایِ سازه‌ای و امکانات موجود، به سان شهری کوچک بوده است. دانشگاه مزبور در آن زمان شامل چهار دانشکده بود که در چهار سوی آن قرار داشت به همین دلیل به نام ربع رشیدی شهرت یافت. ساخت ربع رشیدی از نظر معماری مانند شهری کوچک بوده که مدرسه، مسجد، کتابخانه، مهمانسرا، حمام، دارالایتام، بیمارستان و… داشته است.

 

د) ادبای فارسی‌گوی آذربایجان

ادبای کلاسیک

منطقه شروان و اران از قدیم‌الایام  از کانون‌ها و خاستگاه‌های مهم زبان و ادب فارسی بوده است. وجود شاعران و نویسندگان فراوانی در شهرهای شماخی، دربند، باکو، گنجه، شروان و بویژه در دربار سلسله شروانشاهیان و سلجوقیان، بیانگر اهمیت این حوزه شعری است. برای نمونه خاقانی و نظامی دوتن از سرآمدان شعر فارسی هستند که به دلیل مکتب شعری خاص خود توانسته اند انبوه شاعران مقلد را حتی تا عصر حاضر به دنبال خود بکشند. اقتفای صدها شاعر از قصاید خاقانی و سرایش صدها نظیره تعلیمی، حماسی و عاشقانه به اقتفای نظامی، دلیلی روشن بر تاثیرگذاری این دو شاعر در قلمرو شعر فارسی است.

نظامی گنجوی یکی از برجسته‌ترین نمونه‌هاست. او در گنجه متولد شد و تمام زندگی خود را در همین منطقه گذراند. نظامی از مهم‌ترین شاعران کلاسیک فارسی است و آثار او، به‌ویژه خمسه، تأثیری بسیار عمیق بر تاریخ ادبیات فارسی گذاشته‌اند. ایرانیکا از میراث نظامی به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ ادبیات کلاسیک فارسی یاد می‌کند؛ شاعری که در محیط چندفرهنگی قفقاز می‌زیست و در آثارش از ادبیات، تاریخ، اسطوره و فرهنگ‌های مختلف بهره گرفت

 

اهمیت نظامی فقط در این نیست که شاعری فارسی‌زبان در قفقاز بوده است. آثار او نشان می‌دهند که فرهنگ فارسی چگونه در محیطی چندزبانه و چنددینی می‌توانست به زبان مشترک تولید آثار ادبی بزرگ تبدیل شود. گنجه در دوره نظامی در محیطی قرار داشت که با جوامع مسیحی نیز ارتباط داشت و همین فضای متنوع در شکل‌گیری جهان فکری شاعر بی‌تأثیر نبود. (Iranica Online)

 

خاقانی شروانی نمونه دیگری از این سنت است. خاقانی در شروان زاده شد و بخش مهمی از زندگی خود را در دربار شروانشاهان در شماخی گذراند. او یکی از مهم‌ترین شاعران و نویسندگان فارسی قرن ششم هجری بود و دیوان او از منابع مهم برای شناخت فضای فرهنگی قفقاز قرون میانه محسوب می‌شود. ایرانیکا خاقانی را شاعری برجسته در سنت فارسی و محصول محیط فرهنگی پیچیده قفقاز معرفی می‌کند. (Iranica Online)

 

در واقع، حضور شاعرانی چون نظامی و خاقانی نشان می‌دهد که تاریخ ادبیات فارسی را نمی‌توان صرفاً در محدوده جغرافیایی ایران امروزی مطالعه کرد. بخش مهمی از این سنت در شهرهایی چون گنجه، شماخی، تبریز، هرات، بخارا و سمرقند شکل گرفت و میان این مراکز، شبکه‌ای گسترده از ارتباطات ادبی و فرهنگی وجود داشت.

کتاب حقیقت‌البیان فی شرافت‌الانسان» و یا به بیانی دقیق‌تر «حقیقت‌البیان الشاهیه فی‌ التلویح الی ترجیح‌المسالک النعمت‌اللهیّه»  اثر حاج محمدعلی بن اسکندر، از صوفیان طریقه نعمت‌اللهی، کتابی است که در اواسط دوره قاجار و در دوره محمد شاه نوشته شده‌ است. موضوع اصلی کتاب، نوعی بازتولید ژانر داستانی شکایات حیوانات از ظلم و ستم بنی‌آدم است؛ با این تفاوت که مولف، داستان اصلی کتاب را بر خلاف شیوه‌های دیگر موجود روایت، با تمسک به آموزه‌های عرفانی به سبک و سیاق دیگری نقل کرده‌است. بر اساس بررسی فهرست‌های نسخ خطی، تا کنون چهار نسخه خطی از این اثر شناسایی شده‌ است، که با مقابله نسخ و مقدمه‌ای مبسوط مراحل نهایی چاپ و نشر را طی می‌کند.

همانگونه که از نام کتاب برمی‌آید، هدف غایی از تالیف این اثر، اثبات شرافت و کرامت انسان بر سایر حیوانات از دیدگاه یکی از سالکان طریقت عرفانی نعمه‌اللهیه است. نویسنده برای تفهیم این منظور به ژانر داستانی شناخته شده‌ای متوسل می‌شود که در ادب ایرانی از پیشینه‌ای نسبتا قوی برخوردار است و آن حکایت محاکمه انسان در پیشگاه پادشاه بنی‌آدم از طرف نمایندگان حیوانات‌الارض است. قسمت عمده و اصلی این کتاب، اختصاص به ماجرای شکایت حیوانات از ظلم و جور انسان‌ها دارد. مولف کتاب خود را به محمد شاه قاجار تقدیم کرده است.

از جناب آقای دکتر اکبر ایرانی مدیر محترم مؤسسه میراث مکتوب و همکارانشان که با همّت مثال‌زدنی از چاپ و نشر و احیای میراث مکتوب اندیشمندان ایرانی و از جمله این اثر حمایت بی‌دریغ داشته‌اند، سپاسگزارم.

نتیجه‌گیری

نقش نویسندگان و شاعران آذربایجان در ترویج زبان فارسی و تقویت هویت ایرانی، نقشی بی‌بدیل و تاریخی است. از مکتب ادبی آذربایجان در قرن ششم هجری تا حضور شاعرانی چون نظامی و خاقانی، از مقبره‌الشعرای تبریز تا سفینه بولونیا، و از دانشگاه ربع رشیدی تا آثار نویافته‌ای چون «حقیقت‌البیان و شرافت‌الانسان»، همه و همه گواهی بر این مدعاست که آذربایجان همواره کانون درخشان زبان و ادب فارسی و پاسدار هویت ایرانی بوده است.

امید است با معرفی و احیای این میراث گران‌بها، گامی در جهت شناخت هرچه بیشتر این نقش تاریخی برداشته شود.

با تشکر از توجه شما.

 

[1]
[2]