مشکل دیگر، برخی از آثار منتسب به میر سیّد علی همدانی است که در فهارس یا منابع به نام او شناسانده شدهاند، امّا پس از رجوع به نسخهها درمییابیم که انتساب نادرست بوده است. برای نمونه «رسالة فی منع عن الذّکر بالجهر» در اصل از سعد بن علی الهمدانی است، امّا ظاهراً به دلیل تشابه اسم مؤلّف، در برخی از منابع به میر سیّد علی همدانی منسوب شده است. جالب توجّه اینکه رسالهای با نام «فی ردّ مذهب الصّوفیّة» نگاشتۀ همان سعد بن علی الهمدانی نیز به نام میر سیّد علی همدانی شناسانده شده است که با توجّه به تصوّف میر سیّد علی، انتسابی عجیب است.در زمینۀ آثار منسوب به همدانی، گاهی بررسی آثاری از دیگر نویسندگان (مانند سیّد محمّد نوربخش) که اشتراک نام با آثار همدانی دارند، ضرورت دارد، امّا همین بررسی نیز نیازمند گردآوری نسخههای آن آثار است که باز بر دامنۀ کار میافزاید.مشکل انتسابها گاه دلایل دیگری هم دارد. برای نمونه، در برخی از مجموعههایی که چند اثرِ قطعیِ میر سیّد علی همدانی در آنها موجود بوده، و فهرستنویسان، دیگر آثارِ ناشناختۀ مجموعه را نیز به او منسوب کردهاند.نکتۀ دیگری که در بررسی آثار میر سید علی همدانی باید مدّنظر قرار گیرد، وجودِ ترجمههایی از آثارِ او به زبانهای مختلف است. مانند ترجمۀ فارسی اوراد فتحیه یا ترجمۀ ترکی ذخیرة الملوک که میتواند روشنگرِ گستره و زوایای تأثیر همدانی در سرزمینها و اقوام گوناگون باشد.اینها برخی از مشکلاتی است که در بررسی این آثار وجود دارد، امّا مسائل روششناسی نیز در این زمینه نیازمند در پیش گرفتن روشهای متناسب است. برای نمونه پس از گردآوری نسخهها لازم است تا در نخستین گام، یک آغازنامۀ کارآمد برای آثار تدوین شود تا با استفاده از آن، آثار مشترک را شناسایی کرد. سپس با بررسی متنِ آثار و منابعِ کهن، نامهای قطعی یا نامهای رایجِ آنها را به دست آورد. در برگزیدن شیوۀ تصحیح هرکدام از آثار نیز باید با توجّه به نسخههای موجود تصمیمگیری کرد.آنچه یاد شد، ضرورتِ بررسیِ جامع و یکپارچۀ آثار میر سیّد علی همدانی را مشخّص میکند و چون نسخههای آثار او در چند کشورِ منطقه پراکنده شده و گردآوری و بررسی چنین آثاری، نیازمند تجربیات کاری و ارتباطات لازم است، پس باید مؤسّسهای تخصّصی این کار را بر عهده گیرد. مؤسّسۀ پژوهشی میراث مکتوب با توجّه به تجربۀ سیساله در زمینۀ متون دورۀ اسلامی، میتواند چنین بررسی یکپارچهای را توسّط پژوهشگران خود به انجام رساند و در مراحل بعدی نیز زمینۀ ارتباط پژوهشگران را برای اجرای طرح تدوین مجموعۀ آثار همدانی ایجاد کند. فرایندِ شناسایی و دریافتِ نسخههای این آثار در حالِ اجرا است، هرچند که گسترۀ موضوع چنان است که به انجام رسانیدن آن به پشتیبانیهایی نیازمند است.روشن است که همکاری مشترک در تدوین آثار این عارف برجسته میتواند زمینه را برای همکاریهای علمی در میان مؤسّسات و پژوهشگران این کشورها هموارد سازد.
لزوم بررسی یکپارچۀ آثار میر سید علی همدانی
Posted By kateb On In اخبار میراث,یادداشت روز | No Commentsمتن کامل سخنرانی جناب آقای دکتر اکبر ایرانی، مدیرعامل مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب، در نشست مشورتی «گردآوری، ویرایش و انتشار نسخههای خطی میر سیدعلی همدانی» که سهشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵ در مؤسسهٔ فرهنگی اکو برگزار شد.
در بررسیهای متون، گاهی شرایطی وجود دارد که موجب میشود تا شیوۀ پژوهش بر این آثار، با شیوۀ بررسیِ دیگر آثار تفاوت پیدا کند. این موضوع دربارۀ برخی از مؤلّفانی که آثار متعدّدی از ایشان بر جای مانده صادق است. برای نمونه میتوان بزرگانی چون ابنسینا، نصیرالدّین طوسی را برشمرد که مجموعهای از آثارِ قطعی و منسوب به ایشان بر جای مانده است. در چنین شرایطی لازم است تا نخست یک پژوهش جامع دربارۀ آثارِ این مؤلّفان و نسخههای موجود از آنها صورت گیرد و با بررسیِ مستقیمِ همۀ آثار، چگونگیِ انتسابِ آنها مورد بررسی قرار گیرد. چنانکه دربارۀ آثار ابنسینا دستکم دو پژوهش اساسی منتشر شده (کتاب قنواتی و بهویژه کتاب ممتاز مصنّفات ابن سینا از استاد دکتر یحیی مهدوی) و دربارۀ زندگی و آثار نصیرالدّین طوسی نیز کتاب مبسوط استاد محمّدتقی مدرّس رضوی منتشر شده است.میر سیّد علی همدانی از جملۀ این مؤلّفانِ پُر تألیف است که مطابق بررسیهای فعلیِ ما، تاکنون دستکم 105 اثر منسوب به او در فهارس مشترک و منابع کتابشناسی معرّفی شده و این تعداد در جریان جستجوهای ما همچنان در حال افزایش است. بررسی آثار همدانی جدا از مقولۀ کمّیّت و تعداد، دارای مشکلات دیگری نیز هست. یکی از مهمترین این مشکلات، عدم نامگذاری آثار توسّط خود مؤلّف است که موجب بروز اشکالات متعدّدی شده است. برای نمونه، بسیاری از رسالاتِ کوتاهِ همدانی و همچنین نامههایی که به درخواست برخی از مریدان و مخاطبانش در بارۀ موضوعاتِ خاص نوشته، در نسخههای موجود و درنتیجه در فهرستهای نسخههای خطّی، به نامهای متعدّدی شناسانده شدهاند. چون بسیاری از این نامها، بعضاً از یادداشتِ مالکانِ نسخهها یا موضوعِ اثر گرفته شده، نامهای ناهمگون و متعدّدی بر این آثار نهاده شده و ناگزیر در فهرستهای مشترک، هرکدام بهعنوان اثری مستقل شناخته شده است؛ در حالی که پس از دریافت و بررسی نسخههای این آثار، مشخّص میشود که چندین نام به یک اثر اطلاق شده است.این نکته صرفاً به رسالات کوتاه محدود نمیشود، بلکه برخی از آثار بلند نیز مشمول همین موضوع است. برای نمونه، شرحی به زبان فارسی بر فصوص الحکم ابن عربی موجود است که مؤلّف در مقدّمه به نامِ خودش یا مهدیالیه هیچ اشارهای نکرده و حتّی نامی هم بر اثر ننهاده است. چند نسخه از این اثر میشناسیم که در جایی از آنها، این اثر را نوشتۀ میر سیّد علی همدانی دانستهاند؛ حال آنکه همین شرح، در برخی از نسخهها بهعنوان یکی از تألیفات خواجه محمّد پارسا شناسانده شده و به نامِ همو نیز به چاپ رسیده است (تصحیح جلیل مسگرنژاد، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1366 خ). به عبارت دیگر، یک اثر به دو تن منسوب و اکنون به نامِ یکی از ایشان منتشر شده، بی آنکه انتسابِ اثر به دیگری بررسی و ردّ شود. برای نمونه در همین اثر، میدانیم که میر سیّد علی همدانی اثری با نام حلّ مشکلات مسائل فصوص الحکم دارد (نسخۀ 3257 کتابخانۀ چستربیتی، مورّخ 791 ق) و اگر این انتساب درست باشد، قرینهای بر درستی انتساب شرح فصوص الحکم نیز تواند بود. البته قرائنی هم در ردّ انتساب داریم. ازجمله آنکه کهنترین نسخهها با انتساب به همدانی، دو رونویس به خطّ عبداللطیف قلندر بن عبدالله بن خضر سبزواری است (نسخۀ شهید علی پاشا [استانبول] و نسخۀ گنجبخش [اسلامآباد]) هر دو مورّخ 901 ق است؛ در حالی که نسخههای کهنتری در انتساب اثر به خواجه محمّد پارسا میشناسیم (مانند نسخۀ 114 فارسی واتیکان، مورّخ 823 ق). بنابراین، تشخیص چنین مواردی چندان آسان نیست و نیازمند پژوهشهای عمیقتر بر روی این آثار و سنجش با آثار قطعی میر سیّد علی است.یکی دیگر از مهمترین مشکلات بررسی آثار همدانی این است که بسیاری از آنها رسالاتی بسیار کوتاه بعضاً در چند صفحۀ معدود هستند که در خلال مجموعههایی مبسوط کتابت شدهاند و در فهارس نیز به شمارۀ دقیق برگهها اشاره نشده و این موجب شده تا هنگام گردآوری نسخهها، در بسیاری از موارد، ناگزیر شویم تا کلّ مجموعه را بررسی کنیم. مثلاً در نسخههای بیتاریخ، گاه بررسی دیگر آثارِ مجموعه میتواند ما را در تاریخگذاری یاریرسان باشد.جدید بودن نسخههای آثار نیز از مشکلات تصحیح به شمار میآید. بررسیها نشان میدهد که جز ذخیرة الملوک و احیانا چند رساله با حجم متوسّط، هیچکدام از آثار دارای نسخههایی پیش از سدۀ دهم هجری نیستند و این موجب میشود تا قدمتِ نسخهها در جریان تصحیح دخیل نباشد و ناگزیر باشیم تا همۀ نسخههای یک اثر را گردآوری کنیم.